روزنامه هفت صبح| رای دیوان عدالت اداری در خصوص غیرقانونی بودن حکم انتصاب معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان اداری و استخدامی کشور (که البته هنوز در مورد چگونگی اجرای آن حرف و حدیث وجود دارد)، بار دیگر باعث توجه عمومی به این دیوان شد. محکمهای که در آن یک شهروند توانست حکم رئیسجمهور را ابطال کند؛ چگونه محکمهای است و برای چه اموری میتوان به آنجا مراجعه کرد؟ با ما باشید تا 10 به اضافه یک نکته در مورد این نهاد را با هم مرور کنیم:
یک: طبق اصل 173 قانون اساسی، به منظور رسیدگی به شکایات، تظلمات و اعتراضات مردم نسبت به مأمورین یا واحدها (ادارات) یا آییننامههای دولتی (خلاف قانون یا شرع یا خارج از حدود اختیارات مقام تصویبکننده) و احقاق حقوق آنها، دیوانی به نام دیوان عدالت اداری زیر نظر رئیس قوه قضائیه شکل گرفته است.
دو: دیوان عدالت فقط در تهران مستقر است و چهار بخش دارد: شعب بدوی، تجدیدنظر، هیأت عمومی و هیأتهای تخصصی. با توجه به اطلاعات سایت دیوان عدالت، این نهاد در حال حاضر ۵۶ شعبه بدوی و ۲۳ شعبه تجدیدنظر و ۶ شعبه اجرای احکام دارد.
سه: در مورد هیات عمومی و تخصصی باید کمی توضیح بدهیم:هیأت عمومی دیوان، با شرکت حداقل دو سوم قضات دیوان به ریاست رئیس دیوان و یا معاون قضایی وی تشکیل میشود و ملاک در صدور رأی، نظر اکثریت اعضای حاضر است.
مهمترین کار این هیات بررسی اعتراض نسبت به مقررات و آییننامههای دولتی، در صورتی که خلاف قوانین یا شرع یا خارج از حدود اختیارات مرجع تصویبکننده آن تصویب شده باشند، است.
دقت کنید که در درخواست ابطال برای مصوبات، ذینفع بودن درخواستکننده و پرداخت هزینه دادرسی شرط نیست و هرکس (یعنی هر شهروندی بدون اینکه حتی از آن موضوع نفع و ضرری داشته باشد) میتواند ابطال مصوبات خلاف قوانین یا شرع یا خارج از حدود اختیارات مرجع تصویبکننده را درخواست کند.
با این حال اموری که مطابق قانون در صلاحیت هیأت عمومی دیوان است، ابتدا به هیأتهای تخصصی مرکب از حداقل پانزده نفر از قضات دیوان که در دستهای از دعاوی قابل طرح در دیوان از تخصص برخوردارند، ارجاع میشود. در صورتی که نظر اکثریت مطلق هیأت تخصصی بر قبول شکایت و ابطال مصوبه باشد، پرونده به همراه نظریه هیأت جهت اتخاذ تصمیم به هیأت عمومی ارسال میشود.
اما در صورتی که نظر سه چهارم اعضای هیأت تخصصی بر رد شکایت باشد، رأی به رد شکایت صادر میکند. این رأی ظرف بیست روز از تاریخ صدور، از سوی رئیس دیوان یا ده نفر از قضات دیوان قابل اعتراض است. در صورت اعتراض و یا در صورتی که نظر اکثریت کمتر از سه چهارم اعضا بر رد شکایت باشد، پرونده به همراه نظریه هیأت تخصصی در هیأت عمومی مطرح و اتخاذ تصمیم میشود.
چهار: قاضیهای این دیوان با حکم رئیس قوه قضائیه منصوب میشوند ولی رئیس دیوان عدالت اداری میتواند قضات واجد شرایط را به رئیس قوه قضائیه پیشنهاد کند. قضات باید ده سال سابقه کار قضایی داشته باشند مگر اینکه کارشناسی ارشد یا دکترا در یکی از گرایشهای حقوق یا مدرک حوزوی همتراز یا پنج سال سابقه کار قضایی در دیوان داشته باشند که در این صورت با پنج سال سابقه جذب میشوند.
پنج: از چه چیزهایی میشود در دیوان عدالت شکایت کرد؟
* تصمیمات و اقدامات واحدهای دولتی اعم از وزارتخانهها و سازمانها و مؤسسات و شرکتهای دولتی و شهرداریها و سازمان تأمین اجتماعی و تشکیلات و نهادهای انقلابی و مؤسسات وابسته به آنها.
* تصمیمات و اقدامات مأموران آنها در امور راجع به وظایف آنها.
* آرا و تصمیمات قطعی هیأتهای رسیدگی به تخلفات اداری و کمیسیونهایی مانند کمیسیونهای مالیاتی، هیأت حل اختلاف کارگر و کارفرما، کمیسیون موضوع ماده (۱۰۰) قانون شهرداریها فقط از حیث نقض قوانین و مقررات یا مخالفت با آنها.
* شکایات قضات و مشمولان قانون مدیریت خدمات کشوری و سایر مستخدمان واحدها و مؤسسات مذکور در بند (۱)…از حیث تضییع حقوق استخدامی.
شش: توجه کنید که هر شکایتی از هر کارمندی به دیوان عدالت مربوط نیست. بنابراین اگر همسایهای دارید که کارمند است و مثلا بر سر پارکینگ در آپارتمان با او اختلاف دارید نمیتوانید این شکایت را به دیوان ببرید. همچنین اگر همسایه کارمند شما مثلا به شما توهین کرده است، نمیتوانید شکایت کیفری را در دیوان مطرح کنید. شکایت از کارمندان فقط وقتی در دیوان مطرح میشود که در امور راجع به وظایف آنها باشد.
هفت: ضمنا یادتان باشد که هر وقت دلتان خواست نمیتوانید از تصمیمات کارمندان شکایت کنید. مهلت تقدیم دادخواست، برای اشخاص داخل کشور سه ماه و برای افراد مقیم خارج از کشور، شش ماه از تاریخ ابلاغ رأی یا تصمیم قطعی است.
هشت: حالا از چه چیزهایی نمیتوان در دیوان شکایت کرد؟
* تصمیمات و آرای دادگاهها و سایر مراجع قضایی دادگستری و نظامی و دادگاههای انتظامی قضات دادگستری و نیروهای مسلح.
* آییننامهها، بخشنامهها و تصمیمات رئیس قوه قضائیه و مصوبات و تصمیمات شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت نظام، مجلس خبرگان و شورایعالی امنیت ملی.
9 : ماجرای دستور موقت چیست؟ درصورتی که شاکی ضمن طرح شکایت خود یا پس از آن مدعی شود که اجرای اقدامات یا تصمیمات یا آرای قطعی یا خودداری از انجام وظیفه توسط اشخاص و مراجع مذکور در ماده (۱۰) این قانون، سبب ورود خسارتی میشود که جبران آن غیرممکن یا متعسر است، میتواند تقاضای صدور دستور موقت نماید. پس از طرح شکایت اصلی، درخواست صدور دستور موقت باید تا قبل از ختم رسیدگی، به دیوان ارائه شود. این درخواست مستلزم پرداخت هزینه دادرسی نیست. البته دستور موقت تأثیری در اصل شکایت ندارد و در صورت رد شکایت یا صدور قرار اسقاط یا ابطال یا رد دادخواست اصلی، دستور موقت نیز لغو میشود.
10: در عین حال یادتان باشد که میتوانید درخواست خسارت هم داشته باشید. در واقع در صورتی که تصمیمات و اقدامات موضوع شکایت، موجب تضییع حقوق اشخاص شده باشد، شعبه رسیدگیکننده، حکم بر نقض رأی یا لغو اثر از تصمیم و اقدام مورد شکایت یا الزام طرف شکایت به اعاده حقوق تضییع شده، صادر میکند. البته تعیین میزان خسارات وارده از ناحیه مؤسسات و (کارمندان) پس از صدور رأی در دیوان بر وقوع تخلف با دادگاه عمومی است.
11: در عین حال یادتان باشد که پس از قطعی شدن رای، ادارات دولتی باید این آرا را حتما اجرا کنند. در واقع طبق قانون دیوان عدالت اداری، محکوم علیه مکلف است ظرف مدت یک ماه نسبت به اجرای کامل آن یا جلب رضایت محکومٌ له اقدام و نتیجه را بهطور کتبی به واحد اجرای احکام دیوان گزارش نماید. در غیر این صورت، مستنکف با رأی شعبه صادرکننده حکم، به انفصال موقت از خدمات دولتی تا پنج سال و جبران خسارت وارده محکوم میشود.



