روزنامه هفت صبح| یک:‌‌ طرز تلقی بخشی از اصولگرایان از مفهوم قدرت برایم شگفت‌انگیز است. این‌که در ساحت قدرت باید تا آخرین متصرفات پیش رفت. این‌که باید همه ظرفیت اعمال قدرت را پر کرد. تا آخرین قطره. این‌که چنان بر مرکب قدرت تاخت‌و‌تاز کرد که هر صدای منتقد،‌ هر هشدار دلسوزانه را نادیده گرفت و این جملات همیشگی را منتشر کرد که «این حرف‌ها ما را از رسیدن به هدفمان باز نمی‌دارد» و یا این‌که: «دلسرد نمی‌شویم و اتفاقا مصرتر هم می‌شویم» و از همین نوع جملات مشابه.

اعتقادی سفت و سخت به هدف که اتفاقا متناسب با میزان قدرت پروبال می‌گیرد. عجیب است که در هنگام قدرت این‌گونه گوش را بر حرف‌های منتقدان و ناظران می‌بندند. حاضر نیستند تجربه‌های تاریخی را مرور کنند، حاضر نیستند سیگنال‌های تکرارشونده جامعه را درک کنند و همه سیاست‌ورزی‌شان به اعمال هرچه بیشتر قدرت خلاصه می‌شود. حتی اگر در این عرصه منطقشان مجاب‌کننده نباشد و یا مبالغه‌آمیز و افراطی محسوب شود.

آنها همه این چیزها را می‌توانند نادیده بگیرند چراکه سیاست برایشان یعنی اعمال قدرت. آنها می‌توانند هشدارها و انتقادها و سیگنال‌ها را نادیده بگیرند و به شکلی عامدانه عینک بدبینی به افکار عمومی و رسانه را برچشم بگذارند و لاجرم تا آنجا پیش می‌روند که از سوی بخشی از جامعه یا حاکمیت بالاخره مقاومتی شکل می‌گیرد و آن‌وقت است که (آن‌هم در صورت بالا گرفتن تنش) ناگهان همه آن اهداف مقدس خود را تا مدتی فراموش کنند، ‌راه مصالحه در پیش بگیرند تا آرامش برقرار شود و بعد در فرصتی دوباره باز هم حرکت را شروع کنند.

اشتباه نشود. من با بخشی از ماجرا مشکلی ندارم. به‌هرحال این گروه، انتخاباتی را برده‌اند. به‌رغم مشارکت پایین و نارضایتی طرف‌های دیگر از شیوه تایید صلاحیت‌ها. همه این‌ها درست اما به هرحال برنده انتخابات هستند و می‌توانند طبق قانون سلایق خود را تقویت کنند و جاری سازند

اما آنچه نمی‌فهمم عطش این دوستان در استفاده از همه ظرفیت‌هایی است که قدرت به آنها اعطا کرده آن‌هم بی‌توجه به مختصات جامعه. در واقع به پدرانی سنتی و تندخو شبیه می‌شوند که برای کنترل خانواده‌ای که مهارش در دست آنهاست، فقط با بیشترین حد سختگیری کار خود را پیش می‌برند. بگذریم آقا. چقدر پرحرفی کردم. پرحرفی‌های بی‌فایده.

دو: اصغر فرهادی می‌خواهد فیلم جدید را در آمریکا کلید بزند. او دوبار در فرانسه و اسپانیا فیلم ساخته که هردوتای آنها از بدترین کارهای کارنامه او هستند. یعنی هم فیلم گذشته و هم فیلم همه حرف می‌زنند. استفاده از ستاره‌های بین‌المللی هم گره از این دو فیلم نگشود. همه اعتبار جهانی فرهادی از آن فیلم‌هایی است که طی دو دهه گذشته در ایران ساخته است. چهارشنبه‌سوری، درباره الی، ‌جدایی نادر از سیمین، فروشنده و قهرمان که همگی‌شان فیلم‌های بسیار خوبی محسوب می‌شوند. ببینیم این تجربه جدید او به کجا می‌رسد.

سه: رئال‌مادرید در ظاهر سه بر صفر به بارسلونا باخت. اما در واقعیت آنها 5بار به تیر دروازه بارسلونا زدند و یک پنالتی هم هدر دادند. نمی‌خواهم تلاش بارسایی‌ها و بازی هوشمندانه‌شان را نادیده بگیرم. به‌‌هرحال خودم طرفدار بارسلونا هستم اما رئالی‌ها امسال با قاطعیت قهرمان لالیگا خواهند شد. کمبود آنها یک مهاجم نوک دیگر است. شاید انتقال افسانه‌ای امباپه به مادرید در همین یکی دو هفته آینده شکل بگیرد.

سایر اخبارکاربران ویژه - اجتماعیرا از اینجا دنبال کنید.