روزنامه هفت صبح| در یکی از خیابانهای تنگی که میان میرداماد و بزرگراه حقانی قرار دارد، یک پژو 206 سفید در عبور از این گذر باریک، که با پارک اتومبیلها در هر دو سمت خیابان برای یک معبر دوطرفه تنگتر از حد معمول است، با یک موتوری که از روبهرو میآمد تصادف خفیفی کرد. موتور در تلاش برای گذشتن از کنار پژو به در و سپر 206 برخورد کرد و مقداری مالیدگی و بیرون آمدن پینهای سپر عقب 206 را بهدنبال داشت.
تشخیص اینکه مقصر کدام بود کار سختی بود. چون خیابان دوطرفه بود و موتور کار اشتباهی انجام نداده بود. 206 هم بیش از حد و البته به ناچار از وسط خیابان در تردد بود و موجب شده بود تا مسیر موتوری تنگ شود. مطمئنا موتوری بیاحتیاطی کرده بود اما به لحاظ قانونی سخت بود که تشخیص دهیم چه کسی مقصر است.
سپس لحظات دراماتیکی شکل گرفت. خانم راننده 206 از اتومبیل خود خارج شد و با صدایی که میتوانست دیوار صوتی را بشکند موتوری را خطاب دشنامهای سختی قرار داد که قابلنقلترینش حرامزاده بود. خانم راننده با مشاهده لق شدن سپر به شکلی غیرعادی فریاد میکشید و احتمالا متوجه نبود که خسارت ایجاد شده چندان مهم نیست و با یکی دوتا پین حل خواهد شد.
خانمی که در کنار راننده نشسته بود پیاده شد و سعی کرد با پلیس تماس بگیرد و در همین حال موتوری را نیز مورد عنایتی دوباره قرار داد. موتوری در نهایت کلافه از این هجمه دوتایی خانمها تصمیم گرفت که برود و تن به تقدیر بسپارد و خانم، تنها توانست عکس از پلاک موتوری بردارد .
و در این میان خانم راننده که دختر بسیار جوانی بود، باز هم توانایی خود در انتشار فرکانسی باورنکردنی از صدا را نشان داد و اینبار دوست و همراهش را نیز بهخاطر عدم کنترل و نگه داشتن موتوری مورد عنایت ویژه قرار داد… یکی دو نفر سعی کردند به خانم بگویند که خسارتش چندان مهم نیست و با یک پولیش و یکی دوتا پین ماشین مشکلش حل میشود
اما خانم راننده اصلا اعصاب مناسبی برای شنیدن این اندرزها نداشت. در نهایت با پلیس تماس گرفتند و شماره پلاک موتور متواری را دادند و خواستار شدند که پلیس موتوری را بگیرد و تحویل آنها بدهد تا نشانش بدهند یک من ماست چقدر کره دارد. اینهم داستان ظهر دوشنبه بود در خیابان شمس تبریزی.



