روزنامه هفت صبح| یک: ‌وقتی در دانشگاه بودم دکتر گلشنی مهم‌ترین استاد فیزیک دانشگاه بود و اسمش به عنوان مترجم فیزیک هالیدی نیز ثبت شده بود. می‌دانستیم که دلباخته فرهنگ اسلامی است و در عرفان هم مطالعاتی دارد. بعدها متوجه صعودش تا فرهنگستان علوم و عضویت در شورای‌عالی انقلاب فرهنگی هم شدیم. این هفته در مجله نقد اندیشه گفت‌و‌گویی خواندم میان او و نجفقلی حبیبی و سید جواد آقامیری.

گلشنی در بخشی از این میزگرد خاطره‌ای را نقل می‌کند که شاید دانستنش براي شما هم جالب باشد. به هرحال او یکی از اعضای قدیمی شورای‌عالی انقلاب فرهنگی ایران است. او می‌گوید:«شما به ندرت وزیر علوم یا وزیر آموزش و پرورش یا وزیر ارشاد پیدا می‌کنید که از جامعیت برخوردار باشند. درست است که هیچ‌کس بر همه چیز اشراف ندارد اما راه‌های دسترسی براي این کار وجود دارد. برای نمونه آقای دکتر سیدحسین نصر وقتی رئیس دانشگاه شریف شدند(سال‌های 50 تا 53) تجربه عملی زیادی نداشتند.

البته رئیس دانشکده ادبیات دانشگاه تهران بودند یا در مشاغل دیگر. اما بعد از ریاست دانشگاه شریف چه کردند؟ ‌بهترین گزینه را به عنوان معاون آموزشی، ‌بهترین و داناترین آدم را برای معاونت پژوهشی، ‌سالم‌ترین چهره را در سمت معاون مالی و اداری انتخاب کردند. اما اکنون رعایت شایسته سالاری نمی‌شود…» گلشنی این‌گونه ادامه می‌دهد:‌«در شورای‌عالی انقلاب فرهنگی آقای روحانی آقای عاملی را به جلسه آوردند تا بدون هیچ مقدمه‌ای دبیر شورا را عوض کند.

حالا دبیر قبلی هم آدم علیه‌السلامی نبود. آقای روحانی گفتند عدم عضویت آقای عاملی مهم نیست و شما رای بدهید من از رهبری برایشان حکم عضویت در شورا می‌گیرم. آقای ضرغامی و بنده و رئیس شورای زنان با انتخاب آقای عاملی مخالفت کردیم. روحانیون تمامشان موافقت کردند و تنها آقای محمدیان نماینده رهبری در دانشگاه‌ها مخالف بود. کلا چهار مخالف. آقای روحانی هم رفت و حکم ایشان را از رهبری گرفت…»

دو: این روایت را هم از توئیتر انتخاب کرده‌ام که شاید خوشتان بیاید. کاربری به نام جورج روستایی نوشت: «آخر شب، دوره‌گرد دست فروشی با لهجه شیرین شیرازی داخل مغازه شد.گفت: سلام کاکو من بساطم امشب اینجا تو مغازتون بذارم صبح بیام بردارم؟ آرش گفت: ها کاکو‌. تشکر کرد و رفت. صبح که رفتیم دیدیم بنده خدا جلو مغازه را آب و جارو کرده‌. آرش گفت کاکو چرا مارو شرمنده کردی!سه سال تمام کاکو فرهاد با ما بود دنبال روزی تو بازار می‌چرخید، با اون لهجه و معرفت شیرازی قشنگی که داشت، جوری بود که کلید مغازه بهش داده بودیم.

یه روز دیدیم دست یه بچه گرفته آمد.گفت این بچه‌ام می‌شه شاگرد اینجا باشه؟ آرش گفت کاکو فرهاد شما امر کنید. طاهره ۱۵سال سن داشت. دخترخوب و نجیب. کارای مغازه انجام می‌داد، طاهره ۶سال پیش ما بود. باهوش و پشتکاری که داشت، تونست تو شیراز مغازه بخره با یه خونه کوچیک، دختری به زرنگی این دختر ندیدم. الان شیراز هستن، با کاکو فرهاد کار و کاسبی خوبی دارن، هر هفته به آرش و چندتا از مغازه اطراف سفارش جنس میدن براش میفرستن.

سه: تیم والیبال جوانان ایران با شش پیروزی به فینال والیبال جوانان جهان رسیده و حالا باید با ایتالیا دیدار کند. ایرانی‌ها در دو بازی آخر بلغارستان و آرژانتین را با نتایج سه بر یک مغلوب کردند. همان دوتیمی که در رده سنی بزرگسالان مغلوب آنها شده بودیم. برای تیم ملی جوانان ایران آرزوی موفقیت داریم و امیدواریم تیم ملی ایران نیز از کادر هدایت قوی‌تر و علمی‌تری برخوردار باشد و کسانی هدایت کنند این تیم را که توانایی ارتباط روحی با اعضای ملی‌پوش را در گردنه‌های سخت هر بازی داشته باشند.

سایر اخبارکاربران ویژه - اجتماعیرا از اینجا دنبال کنید.