روزنامه هفت صبح| یک: اگر آمریکاییها به تام کروز میبالند و اینکه مرد شصت سالهشان هنوز میتواند در نقشهای اکشن در قالب جوان اولها ظاهر شود و همه را با آمادگی بدنی و جسارتش شگفتزده کند ما هم ميتوانیم به لیلا حاتمی ببالیم که در 51سالگی هنوز میتواند نقش دختران خجول عاشق پیشه زیبا را بازی کند و ذرهای در ذهن تماشاگر سوال و ابهام نیز نیافریند. اکران فیلم تصور علاوه بر اینکه نوعی تداعی خاطرات ما از فیلمهای عاشقانه لیلا حاتمی است بازهم کیفیت زوالناپذیر او را به عنوان بازیگر ابدی نقش دختران جوان نشان میدهد.
دو: با وضعیت فعلی فوتبال عربستان و جذب این تعداد ستاره بینالمللی باید توقعمان از تیمهای ایرانی را پایین بیاوریم. سه چهار تیم اصلی این كشور هرکدام روی چندین بازیکن بزرگ دست گذاشتهاند و خب بیایید واقعبین باشیم. سخت است با تیمی که انگولو کانته و یا کریستیانو رونالدو را در ترکیب دارد بازی پایاپایی را برگزار کرد.
سه: در گیم سوم بازی با ایتالیا تیم ایران 24 بر20 جلوست و در یک اتفاق استثنایی شش امتیاز پیاپی از دست میدهد. در عمرمان چنین چیزی ندیده بودیم. تیم ناگهان به مجموعهای بیروحیه و بیخاصیت تبدیل شد و بهروز عطایی از هرگونه کمک و راهنمایی به این تیم در فاصله یک امتیازی بردن ست ناتوان بود.
ابتدا سرویس بازیکن ایتالیا را مرتضی شریفی نتوانست مهار کند و وادی پاسور تیم در یک نمایش پر از ترس و پیرمردانه، همه توپها را برای اسفندیار برید و یک بار هم که جرات کرد و پاس سرعتی داد آنقدر بد و ناشیانه بود که توپ اصلا رد نشد و عطایی هم به عنوان سرمربی هیچ کاری از دستش بر نمیآمد. یک مربی کارکشته گرانقیمت خارجی براي والیبال ایران بیاورید و خودباوری ایرانی را کمی عقب بیاندازید. مشکلی پیش نمیآید.
چهار: جو بازی فینال زیر 23 سال در بغداد بین ایران و عراق اصلا دوستانه نبود. سوت کشیدن تماشاگران عراقی هنگام نواختن سرود ایران زشت بود. به نظر میرسد نزدیکی دینی و حتی مذهبی، در مقابله با رقابتهای ناسیونالیستی چندان موفق عمل نکرده است. در دقایقی از بازی هم شعارهای بسیار تندی سر دادند.
شانس آوردیم که پنالتی سامان فلاح به تیر دروازه خورد و گل نشد و بازی را واگذار کردیم وگرنه خدا میداند چه اتفاقاتی ممکن بود در این بازی رخ بدهد. این اتمسفر را مقایسه کنید با تماشاگران بازی ایران و ازبکستان در تاشکند که در مسابقهای آنچنان حساس و در سطح بزرگسالان و در جنجالآفرینیهای بازیکنهای ما، هیچ اتفاق سویی نیافتاد. ایران باید کمی هم روی را به سمت هم خانوادههای قدیمیاش در شرق برگرداند.
پنج: همپای خبرهای مربوط به رضا گلزار، مازیار لرستانی هم یک نفس در صف اول خبرها قرار دارد و ما را در جریان ریز همه اتفاقات جدید زندگیاش قرار میدهد. امیدواریم همیشه موفق و آسوده باشند.
شش: خیزش کرهایها و چینیها در صنعت و هنر و ورزش موجب شده تا ژاپنیها پس از حدود دو دهه غلتیدن در پوسته انزوای خودخواسته و بسنده کردن به مراوده با آمریکا، به تکاپو بیافتند و با رهایی از حس خودپسندی و بینیازی و خودبزرگ بینی که همیشه وبال گردن فرهنگ و رفتارشان بوده به سطح اول نمایشهای جهانی باز گردند و تلاش کنند تا سهم خود را پس بگیرند.
در این سالها در سینما، فوتبال، والیبال، بسکتبال، خودروسازی و حالا در موسیقی و تئاتر و ادبیات هم این خیزش دوباره ژاپنیها احساس میشود. حتی برای جبران کهنسالی جمعیت و رشد منفی آن نیز به دنبال سیاستهای جدید هستند و برای مسئله کمبود نیروی کار احتمالا دوباره دروازههای کشورشان را به سمت نیروهای کار از کشورهای دیگر بگشایند. البته این فقط یک برداشت شخصی است.



