روزنامه هفت صبح| یک:‌ سربسته بگوییم مسئولان مرتبط با سلامتی و بهداشت که مجبورند مدام مردم را از برخی عادت‌های غذایی پرهیز دهند باید مواظب هیکل و شکم و این طور چیزهای خود باشند. دوستان می‌دانم سرشان شلوغ است و در راه خدمت به مردم مواظب سلامتی خود نیستند اما به نظرم وقتی را برای ورزش و این‌گونه کارها اختصاص دهند. درست نیست که یک مسئول حتی یک پزشک به شکلی در انظار ظاهر شود که نشانه‌های بی‌توجهی به سلامت شخصی‌اش از عکس هویداست.

دو: یک استندآپ کمدی دیدم که ترجمه شده بود و با این‌که ممکن است ناخوشایند باشد اما بسیار خنده‌دار بود. کمدین ما که آمریکایی است می‌گوید که زنان خیلی خوب وقتی را برای تقاضای حقوق برابر از مردان انتخاب کردند. 5 هزار سال مردان با شیرها و ببرها و بوفالوها جنگیدند و زن‌ها مردها را تشویق می‌کردند که آفرین چه شجاعتی.

ببین چطوری بوفالو را شکار کردید. به به. بروید بجنگید ما هم می‌رویم توت بچینیم. اما از روز دومی که در ادارات کولر نصب شد خانم‌ها شروع کردند به درخواست برای حقوق برابر و امکانات شغلی برابر! خودم می‌دانم که طعنه‌ها و منطق این آقای کمدین خیلی ضد زن و زشت است و بر خیلی از حقایق تاریخی چشم‌پوشی کرده است اما اجرایش و نوع جمله‌بندی‌هایش واقعا خنده‌دار بود. لعنتی!

سه: همچنان عقیده دارم که ایرانی‌ها در فضای مجازی آن‌قدر که ظرفیت طنز ما ایرانی‌ها ایجاب می‌کند با مزه نیستند. کلیپ واقعا خنده‌دار ایرانی را به ندرت می‌بینی و عموما در سوژه و اجرا لنگی‌های محسوسی دارند. با این حال دو روز قبل یکی از معدود کلیپ‌های واقعا با مزه ایرانی را دیدم. در مورد کنجکاوی اعضای یک خانواده در مورد یک نزاع خیابانی. به هرحال دوستانی که در حال تولید محتوا در فضای مجازی هستند احساس بامزه بودن دارند اما در اکثریت قریب به اتفاق اجراهایشان لوس و کم رمق است. با عرض معذرت.

چهار: همهمه درباره شاسی‌بلند‌ها و جملات امام جمعه رشت حاوی نکته‌های حساسی بود. این‌که درباره رانت حساس باشیم یا نه؟ این‌که گدابازی محسوب می‌شود حساسیت در این مورد یا در عصر جدید حاکمیت مسئله‌ای کلیدی محسوب می‌شود؟ ‌چقدر باید حساس بود؟‌ از آن‌سو واکنش در مقابل حرف‌های امام جمعه رشت آن‌هم از سوی اصولگرایان مجموعه‌ای از سیگنال‌های مثبت و مفید را به جامعه منتقل کرد. به‌خصوص از سوی تولیت آستان قدس رضوی و عضو بیت رهبری و همین‌طور رئیس سازمان تبلیغات اسلامی. این اتفاق نظر و این ادبیات همان چیزی است که جامعه ما به آن احتیاج دارد. در روزگار خبرهای هول‌برانگیز در مورد تورم و شکاف‌های اجتماعی این حساسیت‌ها می‌تواند کورسوی امیدی برای آینده باشد. به آنها دلگرم می‌شویم.

سایر اخبارکاربران ویژه - اجتماعیرا از اینجا دنبال کنید.