روزنامه هفت صبح، فاطمه رجبی| دو روز پیش میلاد شیراوند (خبرنگار) در توئیتی نوشت که یکی از آشناهایش در استوری اینستاگرام درخواست داوطلب برای شغل چوپانی داده با ماهی 24 میلیون تومان حقوق و پاداشی متفاوت. گویا همین حقوق و مزایا هم باعث شده که حتی دکتر و مهندسها هم برای این شغل داوطلب شوند. این توئیت از جنبههای مختلف مورد توجه قرار گرفت، بارها دست بهدست شد و حتی بر سر آن دعوا هم بهراه افتاد.
من هم داوطلب هستم
بهنظر ميرسد نویسنده توئیت با انتشار تصویر استوری آشنای دامدارش بهدنبال نشان دادن سطح پایین حقوق بین مشاغل مختلف بود و ميخواست بگوید که وضعیت حقوق و دستمزد چقدر بد است که حتی دکتر و مهندسها داوطلب شغل چوپانی ميشوند اما کمتر کسی پیام حرف او را گرفت و بازار داوطلبها برای این شغل در بخش کامنتهای توئیت داغداغ بود؛ حتی چند نفر به شوخی نوشته بودند که اگر قبل از مهاجرت ميدانستند چنین امکانی وجود دارد بهجای اینکه به خارج از کشور بروند راهی روستاها ميشدند تا چوپانی کنند.
در این بین بعضیها هم هدف نویسنده را دریافت کرده بودند و از حقوق پایین خودشان شکایت کرده بودند که در بین این شکایتها هم نکات جالب زیادی دیده ميشد؛ مثلا یکی از کاربران نوشته بود بهتازگی طرحش را بهعنوان یک پزشک عمومی تمام کرده و در حال راهی شدن به یکی از شهرهای کوچک کرمان است تا بتواند با این کار ماهی 20 میلیون تومان حقوق بگیرد و چون جای خواب و غذا هم دارد
ميتواند این پول را جمع کند و در حالیکه از یک چوپان کمتر درآمد دارد از فرصت پیش آمده خوشحال است! یکی دیگر نوشته بود که کارمندی است با 11 سال سابقه و تازه امسال حقوقش رسیده به 12 میلیون تومان. این وسط عدهای هم نوشته بودند که چطور با وجود اینکه فارغالتحصیل یک رشته خوب هستند حقوقی بیشتر از ده میلیون تومان در ماه گیرشان نمیآید.
احتمالا ميتوانید تصور کنید که این مقایسه یک حاشیه دیگر هم داشت و آن اینکه به سرعت سر و کله کسانیکه سررشتهای از چوپانی داشتند یا در روستا زندگی کرده بودند، پیدا شد تا از این مدل کامنتها عصبانی شوند و اصلا چنین مقایسهای را بیجا بدانند. محتوای این کامنتها هم از نظر آشنا شدن با سختیهای شغل چوپانی جالب بود و اغلب آنها به کارمندها و بقیه مشاغل حمله کردند که چطور جرات ميکنند سختی کارشان را با شغل یک چوپان مقایسه کنند؟
بعضیها هم نوشته بودند که توئیت گمراهکننده است و اساسا مقایسهای که کرده درست نیست چون همه چوپانها چنین درآمدی ندارند بلکه پیشنهاد حقوق 24 میلیونی با کفش و لباس در واقع به چوپانهای باتجربهای داده ميشود که سالها در این شغل سختی کشیدهاند و حالا یک متخصص به تماممعنا هستند که اتفاقا اگر همهچیز سر جای خودش بود باید حقوق خیلی بیشتري دریافت ميکردند.
از چوپانی چه ميدانید؟
«به نظرم اینهایی که ميگویند آقا چوپانها چه درآمدی دارند و با خنده ميگویند بهتر است برویم چوپان بشویم حتی نمیتوانند یک یا دو روز با چوپانی که چنین حقوقی ميگیرد همراه بشوند و به او کمک کنند چون دستیاری این چوپان هم برای خودش یک تخصص کامل است.» اینها جملاتی است که آیت حسینی روزنامهنگاری که خانوادهاش هنوز در یکی از شهرستانهای غربی دامداری ميکنند، حرفهایش را درباره سختیهای شغل چوپانی با آنها شروع ميکند.
آیت ميگوید: «تا جاییکه من خبر دارم در حال حاضر حقوق یک چوپان معمولی که آنهم برای خودش متخصص محسوب ميشود، چیزی حدود 7 میلیون تومان است. این حقوق چوپانی است که اوليات چوپانی را به خوبی بلد است و ميتواند 300 تا گوسفند و بز و بزغاله را ببرد چرا و سالم برگرداند.»
او در جواب اینکه اولیات چوپانی که آن را تبدیل به کاری تخصصی ميکند چیست، ميگوید: «ببینید یک چوپان که بتوان گله را دستش سپرد اول از همه باید بتواند گله را جمع کند؛ الان به شما بهعنوان یک زن شهری 5 تا گوسفند بدهند و بگویند اینها را دوتا خیابان جابهجا کن نمیتوانی، چه برسد به اینکه 300 تا گوسفند و بز و بزغاله بدهند بگویند اینها را صبح آفتاب نزده ببر صحرا و غروب سیر و سیراب و سالم برگردان به آغل.
بنابراین اینها که با خنده ميگویند کاش ما هم چوپان بودیم یا درباره تواناییهای خودشان تصور غلطی دارند یا درباره چوپانی. همین فن جمعکردن و جمع نگه داشتن گله نهتنها کاری است که باید جزئیاتش را بلد باشید بلکه خیلی هم کار طاقتفرسایی است و نیاز دارد که شما دائم در حرکت باشید و همزمان سگها را هم برای جمع کردن گله مدیریت کنید.
باید بدانید چه وقتی چه صدایی در بیاورید که گله فرمان بپذیرد، از کدام جهت به گله نزدیک بشويد و کجای گله را هدایت کنید تا شکل کلی حرکت گله درست باشد. همزمان باید حیوانات مختلفی که در سنهای مختلف در گله شما هستند به خوبی بشناسید، بدانید یک بز نر چطور رفتار ميکند، یک گوسفند نر چطور، یک گوسفند ماده چطور یا یک بزغاله.
اگر اینها را ندانید همه چیز از دستتان در ميرود. جدا از این باید بدانید گله را از کدام مسیر ببرید و در هر استراحتگاه چقدر بمانید. مثلا جوانترهای گله را چطور به سمت غذایی که برایشان مناسبتر است هدایت کنید که سن و سالدارهای گله نرسند و آن بخش را مال خود نکنند. باید مدیریت زمان بلد باشید وگرنه شب ميشود و در راه ميمانید یا گله گرسنه برميگردد و دامدار این را بهراحتی ميفهمد.»
آیت همه این سختیها و فوت و فنهای عجیب را در مورد چوپانهای ساده ميگوید، پس یک چوپان متخصص که ماهی 24 میلیون تومان حقوق ميگیرد چه کارهایی بلد است؟
او جواب ميدهد: «چوپانی که 24 میلیون یا بیشتر حقوق ميگیرد همه این کارها را خیلی بهتر بلد است و در واقع استاد است تا جاییکه ميتوان به او گلههای چند هزارتایی سپرد. فقط در همین حد بدانید که گلهای که این چوپان ميبرد چرا، حتما فقط ماهی 150 میلیون تومان آورده دارد که 24 میلیونش گیر چوپان ميآید.
چنین چوپانی معمولا یک یا دوتا دستیار خیلی جوان هم دارد که حکم کارآموز را دارند و با او راهی ميشوند تا فوت و فن کار را یاد بگیرند. بعضی از چوپانها حتی یکی دو تا سگ از خودشان دارند که همان سگها اگر بیشتر از یک چوپان مبتدی متخصص نباشند کمتر نیستند. سگهای دستآموز چوپانهای متخصص خودشان به تنهایی ميتوانند یک گله کوچک را ببرند صحرا و برگردانند
البته کسی این کار را نمیکند اما ميخواهم به شما بگویم که این چوپانها که گله چند هزارتایی ميبرند چنین سگهایی هم دارند که سالها برای تربیتشان زحمت کشیده شده. این چوپانها برای خودشان یک پا دامپزشک هم هستند و بیماریهای دامها و انواع گیاهان و خواص آنها را ميشناسند که در هیچ دانشگاهی به آنها یاد داده نشده بلکه حاصل یک عمر تلاش و هوش خودشان است.»



