هفت صبح| سال گذشته صدای فریادهای از سر وحشت بچه‌های زنی به نام زهره از خانه‌اش واقع در رباط کریم بلند شد. بلافاصله همسایه‌ها برای کمک به آنها به خانه‌شان رفتند و با جسد غرق در خون زهره که به طرز فجیعی به قتل رسیده بود مواجه شدند. سر تا سر خانه زهره غرق در خون بود و این نشان می‌داد که عامل جنایت در قسمت‌های مختلف خانه دنبال زهره راه افتاده و در حالی که زن جوان قصد فرار داشته او را مورد اصابت ضربات متعدد چاقو قرار داده است. با اعلام از سوی همسایه‌ها، خیلی سریع رسیدگی به موضوع در دستور کار تیم جنایی قرار گرفت و ماموران پلیس به همراه بازپرس کشیک قتل با حضور در محل وقوع جنایت تحقیقات خود را برای رازگشایی از ماجرا کلید زدند.

 

 تحقیقات ابتدایی


در اولین قدم از تحقیقات جنایی همسایه‌های خانه زهره به ماموران گفتند:«ظهر امروز بود که زهره و شوهرش از بیرون آمدند و وارد خانه‌شان شدند.حدود یک ساعت بعد شوهر زهره از خانه خارج شد و بعد از آن فرد غریبه‌ای را ندیدیم که وارد خانه آنها شود. تا اینکه بچه‌های زهره از مدرسه برگشتند و ناگهان فریادهای آنها را شنیدیم و به کمکشان رفتیم. بعد با صحنه خیلی وحشتناکی روبه‌رو شدیم. در و دیوار و فرش خانه غرق در خون بود و نزدیک بود از شدت ترس زبان بچه‌های زهره بند بیاید. ما سریع آنها را از خانه خارج کرده و موضوع را به پلیس اطلاع دادیم.»


معاینات اولیه تیم تشخیص هویت حکایت از آن داشت که زهره با اصابت 32 ضربه چاقو به قتل رسیده است. در حالی که جسد با دستور بازپرس جنایی برای معاینات و آزمایشات دقیق و تعیین علت تامه فوت به سردخانه پزشکی قانونی منتقل شد؛ یکی دیگر از همسایه‌های زهره به ماموران گفت:«زهره و شوهرش شهرام؛ از حدود بیست سال قبل در این محل زندگی می‌کنند. آنها سه فرزند دارند و در تمام سال‌هایی که با ما همسایه هستند آزاری برای اهل محل نداشتند.

 

اما در چند ماه اخیر بارها صدای دعوا و درگیری آنها را شنیده بودیم. ما موضوع اختلافات آنها را به روی خودمان نمی‌آوردیم و گمان می‌کردیم مسائل زن و شوهری عادی است. فکرش را هم نمی‌کردیم که ماجرا به چنین جنایتی ختم شود. روز حادثه هم ما چند صدای جیغ از خانه زهره شنیدیم اما بعد از چند دقیقه صدا قطع شد.یک ساعت بعد هم شوهر زهره را دیدم که از خانه خارج شد.» با این اطلاعات شوهر زهره به عنوان تنها مظنون پرونده تحت تعقیب قرار گرفت و خیلی سریع توسط ماموران شناسایی و دستگیر شد.

 

اعتراف به قتل


شهرام در همان برخورد ابتدایی با ماموران به ارتکاب جنایت اعتراف کرد. او درباره انگیزه خود از جنایت گفت:«از چند ماه قبل با همسرم اختلاف پیدا کرده بودیم. او به من بی‌احترامی می‌کرد و انگار پرده‌های احترام میان ما دریده شده بود. تا اینکه روز حادثه به من گفت با هم به خرید برویم و من قبول کردم. وسط خیابان بار دیگر بین ما بحث و مجادله شروع شد.در این میان زهره صدایش را بالا برد و بی‌توجه به اینکه مردم ما را تماشا می‌کردند سر من داد می‌زد و فحش می‌داد.

 

من دست او را می‌کشیدم تا داخل ماشین برویم در همین حین او به من آب دهان پرتاب کرد. وقتی متوجه نگاه سنگین عابران شدم اینقدر عصبانی شده بودم که نمی‌توانستم خشم خودم را کنترل کنم.برای همین وقتی به خانه رسیدیم به آشپزخانه رفتم و چاقویی برداشتم و به جان همسرم افتادم. نمی‌دانم چند ضربه به او زدم فقط وقتی به خودم آمدم که او بی‌جان روی زمین افتاده و همه جای خانه غرق در خون شده بود.»


متهم ادامه داد:«نمی‌دانستم باید چه کنم. هر لحظه ممکن بود فرزندانم سر برسند و نمی‌خواستم در آن وضعیت بالای سر جسد مادرشان با آنها روبه‌رو شوم. برای همین از خانه خارج شدم و بی‌هدف در خیابان پرسه می‌زدم تا اینکه شناسایی و دستگیر شدم.»در ادامه بررسی‌ها مشخص شد که متهم از چند سال قبل اعتیاد پیدا کرده است.سپس با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست پرونده برای رسیدگی به شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد. اما پیش از فرا رسیدن موعد محاکمه، مادر زهره که یکی از اولیای دم بود فوت کرد و فرزندان او به عنوان ورثه‌اش؛ در دادگاه شرکت کرده و تقاضای قصاص کردند.

 

در دادگاه


در ابتدای جلسه رسیدگی فرزندان مقتول از قصاص پدر خود گذشت کردند.این در حالی بود که خواهر و برادران زهره به تقاضای خود مبنی بر قصاص متهم اصرار داشتند. سپس شهرام پای میز محاکمه رفت و در دفاع از خود گفت:«مدتی بود به رفتارهای همسرم مشکوک شده بودم و تصور می‌کردم که او با مرد همسایه در ارتباط است.رفتار همسرم با من سرد شده بود و فکر می‌کردم دیگر دوستم ندارد اما او می‌گفت این خیالات تو تاثیر مصرف مخدر است و حقیقت ندارد.هرگز چیزی که تصورم را اثبات کند ندیده بودم اما این فکر دست از سرم برنمی‌داشت. به خاطر همین هم بود که هر روز با زهره بحث و دعوا داشتم و او می‌گفت شک بی‌دلیل تو باعث شده نسبت به این زندگی بی‌میل و رغبت شوم.»


متهم ادامه داد:«رفتار زهره هر روز با من بدتر می‌شد و در دعواها به من و خانواده‌ام فحش می‌داد. همین برخوردش من را عصبانی‌تر می‌کرد و اختلافات ما هر روز شدیدتر می‌شد تا اینکه روز حادثه موقع خرید باز هم با همدیگر بحثمان شد. وسط خیابان باز هم به او گفتم تو با مرد همسایه در ارتباط هستی و از شنیدن این حرف چنان عصبانی شد که به من آب دهان انداخت. مردم در حال عبور از کنار ما متوجه این رفتارش شدند و همین باعث شد که خشم تمام وجود من را گرفت.برای همین وقتی به خانه رسیدیم با چاقوی آشپزخانه به او ضربات را وارد کردم.» در حالی که متهم در پایان جلسه دادرسی تقاضای عفو و بخشش کرد، قضات دادگاه بعد از شنیدن دفاعیات او برای صدور رای وارد شور شدند.