روزنامه هفت صبح، نگین باقری| وزیر آموزش و پرورش استعفا داد و رفت اما دولت و مجلس هنوز دنبال مقصر دیرکرد پرداخت حقوق معلمان میگردند. مجلس نام سه مقصر را اعلام کرده، خبرگزاریهای اصولگرا دست روی نام معاون یوسف نوری (وزیر سابق آموزش و پرورش) میگذارند و سازمان برنامه و بودجه هم انگشت اشاره را به سمت وزارت صمت و همچنین کمیسیون آموزش مجلس میگیرد. حالا اگر قرار باشد پرتقال فروش این معمای دم عید را پیدا کنیم، سهم تقصیر چه کسی از همه بیشتر است؟
ربط عجیب وزارت صمت به حقوق معلمان
دیروز سازمان برنامه و بودجه از مقصر جدیدی رونمایی کرد که تا امروز اسم آن آورده نشده بود. مسعود میرکاظمی گفت که به خاطر به تعویق افتادن برنامه واردات خودرو پول حقوق معلمان تامین نشد. به گفته او قرار بوده ۱۳هزارمیلیارد تومان از منابع مورد نیاز رتبهبندی از محل واردات خودرو باشد، در حالی که واردات خودرو صورت نگرفت و این مبلغ به بانک مرکزی کشور تحمیل شد.
روزنگار نامهنگاریهای بیفایده
چهاردهم فروردین توضیح دادیم که این بحران بزرگ ناشی از اشتباه محاسباتی اداره برنامهریزی وزارت آموزش بود. این اداره برآورد دیگری از حقوقهای جدید رتبهبندی جدید داشت که از سقف موردنظر سازمان برنامه و بودجه بیشتر بود. سازمان بودجه با درخواست آموزش پرورشیها موافقت نمیکند و همین زمینه منجر به نامهنگاریهای زیادی بین این دو بخش دولت میشود.
صادق ستاریفرد همان معاونی است که همه کاسه و کوزهها بر سر او خراب شده. تا امروز تریبون اصلی درباره رتبهبندی در دستان او بود اما از روزی که این موضوع به مجلس و رسانهها کشیده شده دیگر خبری از ستاریفرد نیامده. دیروز خبرگزاری تسنیم گزارشی انتقادی منتشر و گلایه کرده بود که چرا با وجود برکناری وزیر، ستاریفرد برکنار نشده. جالب اینکه هم زمان برخی از نمایندگان از در حمایت از این معاون دهه پنجاهی وارد شده بودند و حتی یکی از آنها گفته بود ستاریفرد روستا زاده است و باید از او حمایت کرد.
آمدیم، نبودید
فارغ از این عدد و رقمها در گزارش مجلس رنگ و بوی کمی لج بازی هم دیده میشود. اینطور که نمایندهها بررسی کردند وزیر آموزش و پرورش هفته آخر اسفند برای حل مشکل به سازمان برنامه و بودجه میرود ولی مسعود میرکاظمی حضور نداشته و جلسه بینتیجه میماند. اتفاقا دیروز مجلس به خاطر همین موضوع میرکاظمی را در بیانیه خود مورد عتاب و خطاب خود قرار داد.
دفعه بعد سازمان برنامه و بودجه درخواست میکند که وزارتخانه فعلا علیالحساب حقوقها را بپردازد اما وزارتخانه قبول نمیکند و میگوید معلمان از بهمن ماه در حال گرفتن علیالحساب حقوقشان هستند. این اختلاف در مرحله بعد به هیات وزیران میرسد و بعد از دو سری جلسه در آخرین چهارشنبه سال دست آخر سازمان برنامه و بودجه وزارتخانه را ملزم میکند که حقوقها را به صورت علیالحساب بپردازد تا دوباره روی رتبهبندیها بازنگری کند.
جلسه دولت تمام میشود اما وزارت آموزش و پرورش باز هم قبول نمیکند. درخواستی که سازمان برنامه بودجه داشته این بوده که بار مالی رتبهبندی را کاهش دهد ولی آموزش و پرورش اگر این فرمول را قبول می کرد باید به همه معلمان حداقلیترین رتبه را میداد. این در حالی بود که ۷۹درصد ارزیابیشوندگان در رتبههای بالاتر از آموزشیار معلم (رتبه ۱) قرار گرفته بودند.
در مرحله بعد وزارت آموزش و پرورش دوباره نامه مینویسد که ما معوقات را نمیپردازیم ولی 850 میلیارد تومان نیاز داریم که رتبهبندی را با همین فرمولی که تعیین کرده بودیم اجرا کنیم که باز هم سازمان بودجه مخالفت میکند و مبلغ موردنظر را نمیدهد. در نهایت یک روز مانده به عید وزارت آموزش و پرورش کوتاه میآید و همان کاری را میکند که سازمان بودجه میخواست. یعنی با حذف معوقات عدد علیالحساب حقوقها را محاسبه میکند و اینجا باز هم یک اشتباه فاحش رخ میدهد.
معلمان بدون اینکه اصل حقوق و معوقاتشان را گرفته باشند کسورات بازنشستگی، خدمات درمانی و مالیات از حقوقشان کم میشود و این مشکل تا اواسط فروردین حل نمیشود.اینجا یک مقصر دیگر هم وجود داشته که همان سازمان اداری استخدامی است که یک نماینده از این سازمان در جریان تصویب لایحه رتبهبندی در دولت دارد. طبیعتا این سازمان موافق نگاه انقباضی است و از سازمان اداری استخدامی حمایت میکند و نتوانسته مشکل بین این دو را حل کند.
نکته دیگر این است که اگرچه همه نوک پیکان انتقادات را به سمت معاونت برنامهریزی وزارت آموزش و پرورش گرفتهاند که چرا از ابتدا برآورد اشتباهی از رقم لازم برای رتبهبندی داشت اما کسی این را نمیگوید که رتبهبندی ابتدا قرار نبود شامل همه معلمان، حتی معلمان مهرآفرین شود.
پیش از این برای بهرهمندی معلمان مهرآفرین از رتبهبندی قرار بود آنها در یک آزمون شرکت کنند که با مصوبه مجلس این موضوع حذف شد. در طول فرایند اجرایی 200 هزار معلم جدید به لیست رتبهبندیها اضافه شد که همین با بار مالی جدید همراه بود. ولی نمایندگان میگویند نه تنها این بار مالی را سازمان بودجه پرداخت نکرد بلکه از کل مبلغ 38 هزار میلیارد تومانی هم که تصویب کرده بود نزدیک به 28هزار میلیارد تومان تخصیص داد. برای همین بخشی از نمایندگان سهم میرکاظمی را در این بحران بیشتر از نوری میدیدند.
نردبان جمعآوری رای؟
مقابل روی نمایندهها، رئیس سازمان برنامه و بودجه ایستاده. او اولا وزیر را مقصر میدانست که قصد داشت بودجهریزی کشور را به هم بریزد و بار مالی روی شانههای دولت بگذارد، دوما میگوید رئیس کمیسیون آموزش مقصر دیگری است که با فضاسازی همه را دشمن سازمان بودجه کرده. او آنقدر از علیرضا مصاحبه منادی سفید در عید شاکی شده که حتی میخواهد از این نماینده مردم تبریز شکایت کند.
دیروز میرکاظمی در تندترین ادبیات ممکن به این نماینده کنایه زد و گفت که معلمان را نردبانی برای گرفتن رای در نظر گرفته و با پوپولیستی صحبت کردن تحریککننده و تشویقکننده بیانضباطی است. داستان این کینه هم به این برمیگشت که این نماینده مجلس گفته بود در سازمان برنامه و بودجه لجبازی وجود دارد و بعد از چهار روز پیگیری با وجود اینکه منابع مالی داشت حق رتبهبندیها را نادیده گرفت و تخصیص نداد.



