روزنامه هفت صبح| یک: در شرایط عجیبی گیر کردهایم. رسانههای رسمی میگویند اینها توطئههای پیاپی دشمن هستند. خطبا و علما هم این مسئله را تایید میکنند. اینکه با توطئههای روزانه دشمن ما در عرض دو هفته 15 هزار تومان به قیمت دلار افزوده شد (بعدش کوتاه آمد) بعدش همهمه گوشت شروع شد، اینها تمام نشده ماجرای دیالیز پیروز شروع شد و مرگش و هیاهویش، در این وسط کلی جنجال بر سر مولدسازی داشتیم، بعد خبر آمد که دانشآموزها درحال مسموم شدن هستند، دانشآموزهای دختر آن هم در داخل چهاردیواریهای مدارس، بعدش …اوه چه خبر است؟
به عنوان یک روزنامهنگار چه باید بکنیم؟چه بنویسیم که سیاهنمایی و تزریق ناامیدی نباشد؟ واقعا قربانی توطئه هستیم یا با زنجیرهای از تصمیمگیریهای اشتباه روبهرو هستیم؟ چه کسی قرار است به مردم آرامش بدهد؟ کدام شخصیت؟ راستش نمیخواهم مبالغه کنم اما این شرایط چندان مناسب نیست. برای همه ما عجیب است که چرا پس از سه ماه از اولین نشانههای مسمومیت در قم سردار رادان تازه دو روز پیش از ورود پلیس به ماجرا خبر دادهاند و این که چرا سردار وحیدی از جزئیات و پشت پرده این ماجرا برای مردم شرح دقیقتری ارائه نمیدهد.
حتما ملاحظاتی ایشان دارند ولی باید این کار را بکنند. این که به مادران و پدران بگویید که بیش از 1000 دختر مسموم شدهاند اما کسی فوت نکرده و کسی هم فلج نشده، چندان رضایتبخش و روحیه بخش نیست. اینکه بگویند هنوز هیچ متهمی هم دستگیر نشده است مادران نگران را تسکین نمیدهد. بگذریم. امیدواریم این مشکلات حل شوند. یک خرده خسته شدهایم.
دو: جالبترین نکته در مسمومیت دانشآموزان خیال آسوده وزیر آموزش و پرورش و وزارت متبوعهاش است. بههرحال این مسمومیتها در داخل مدارس به عنوان حوزه نظارتی و مدیریتی آموزش و پرورش شکل گرفته و آقای یوسف نوری باید مثل اسپند روی آتش باشد الان اما هفته قبل ماجرا را به سمت وزارت بهداشت قل دادند و این دفعه هم از وزارت کشور به عنوان مرجع حل این مشکل نام بردهاند.
استاد شما مسئول این پرونده در وهله اول هستید. مدارس شعبههای وزارت شما هستند. شما باید نگران باشید، باید در تکاپو باشید. نمیدانم شاید از پشت پرده ماجرا اطلاعی دارید که این قدر خونسرد و آرام هستید. نمیدانم راستش. این مهمترین چالش روز در عرصه آموزش و پرورش کشور است اما جناب نوری با خونسردی میگویند که قرار شده وزارت کشور این ماجرا را پیگیری و اطلاع رسانی کنند.
من نمیدانم وزرای دولت جناب رئیسی چه ملاحظاتی دارند که در مباحث اصلی وزارتخانههایشان این قدر دست به عصا هستند. از آن وزیر جوان ارتباطات بگیرید که کلا چیزی را گردن نمیگیرند تا جناب نوری که تا همین هفت هشت روز پیش فرضیه تلقین بودن و توهمی بودن مسمومیت دانش آموزان را مطرح میکردند و پای بیماریهای زمینهای را وسط میکشیدند. چرا آقای نوری این جوری هستند؟
سه: استقلال قاضیهای پروندههای مربوط به روزنامه سازندگی و همین طور شکایت تلویزیون از فیلیمو و تبرئه هردو متهم جای شگفتی و تحسین دارد. بهخصوص در مورد سازندگی که برخی رسانهها در این مدت مجموعهای از اتهامات را علیه سازندگی شماره کرده بودند و به نظر میآمد فشار رسانهای سنگیی پشت ماجرا بوده است. این حکمهای قوه قضائیه مایه دلگرمی است.
چهار: اتومبیل از تقاطع میخواست به اصلی بپیچد و برای این که ماشین پشت سری مرا کنار بزند بیاحتیاطی کرد و به اتومبیلم تقه کوچکی زد. ترافیک به شکلی بود که نمیتوانستم پیاده شوم. سعی کردم با حرکت دست از توی آینه اعتراض خودم را نشان بدهم و برخی الفاظ را در دلم نثار راننده ناشناس بکنم. در موج ترافیک فراموشش کردم وچند دقیقه بعد دیدم با سرعتی عجیب دارد خودش را در اتوبان به من میرساند. آماده بودم برای یک جرو بحث خشن که شیشه را پایین کشید و گفت آقا سپرم خورد به لاستیکتان. چیزی نشد اما ببخشید عجله کردم



