روزنامه هفت صبح| یک: این روزها کسی دوست ندارد جای کیروش باشد. او به تهران آمد با قبول کردن یک دستمزد نسبتا پایین تا همان شور و هیجان میخکوبکننده جامجهانی 2018 را با تیمملی و مردم ایران تجربه کند. اما حالا داستان یک شکل دیگر شده است. با بازیکنانی روبهرو است که نشانهای از آن حس یکدلی جامجهانی قبل را با خود ندارند. در موج تحولات و اعتراضات سیاسی آنها بخشی از انرژی ذهنی خود را باید و لاجرم معطوف به جامعه اطرافشان کنند.
بازیکنانی که حتی نمیدانند که در صورت گل زدن یا هر موفقیت دیگري در جامجهانی چهکار باید بکنند. فشار سنگین و جهتدهیشده فضای مجازی آنها را مردد ساخته است. حتی بخش بزرگی از طرفداران فوتبال ملی نمیدانند در هنگام بازیهای جامجهانی چه باید بکنند. حالا كیروش سرمربی چنین تیمی است. 10روز مانده به جامجهانی اما هیچ هیجانی در سطح جامعه ملتهب امروز ایران برای این رویداد بزرگ احساس نمیشود.
کیروش حالا در موقعیت عجیبی گرفتار شده است. شاید با درک همین نکته است که کیروش با همان تیزهوشی خاص خودش شخصیت دیگری را از خود بهنمایش میگذارد. صبور، خوشاخلاق، با زبانی نرم و مهربان و با آغوش رایگان برای همه دشمنهای قدیمی. راستش اگر برخی از مسئولین ورزش و غیرورزش ما همینقدر فهم از فضای اطرافشان داشتند، در حد همین کیروش پرتغالی، مشکلات ما کاسته میشد.
دو: نمونه متضاد کارلوس کیروش در فضای سیاست میخواهید؟ جناب ترقی! ایشان پس از پنجاه روز اعتراض و ناآرامی و حوادث زشت، گفتهاند که معترضین نهایت یک درصد از جامعه هستند و مردم حقیقی همانهایی هستند که سیزده آبان به تظاهرات آمدند. این همان نگاه بسته و صلب و محافظهکاری است که به شکل ناخودآگاه کینه را در جامعه متراکم میکند. حتی اگر با حسننیت باشد. یعنی نشانههای نارضایتی را در جامعه نمیبینند.
نشانههایی که از کاهش مشارکت در انتخابات سال 1400 شروع شد و تا به امروز ادامه پیدا کرده است. همزمان با جناب ترقی، ارگان حزب پایداری هم هرگونه مماشات و عقبنشینی و تجدیدنظر را با شدیدترین الفاظ مورد حمله قرار داده است.باشد آقا شما خوبید. شما بهتر میفهمید. موفق باشید. موضع مقاوم و قدرتمند را با نگاه همواره منفی و تدافعی اشتباه گرفتهاید. با گارد بسته میخواهید با جامعه نوین روبهرو شوید. چه در ایران و چه در جهان. با این گارد بسته توان زدن آن ضربه نهایی را از دست خواهید داد.
سه: میانسالان بخش خاموش آسیبدیدگان اختلالات اینترنتی هستند. گروههای خانوادگیشان از هم پاشیده و ناگهان آنان بهخصوص مادران تنهای میانسال که توان تطبیق خود با دوران ویپیان را هم ندارند، در فضایی تاریک و ایزوله رها شدهاند. تمام دورهها و وعدهها و سفرهایشان که بر مبنای گروههای خانوادگی در واتساپ طراحی میشدند، با توقف روبهرو شده است. این عینا اثر پروانهای است. یک وزیر جوان و گروهی مشاور برای حل مسائل، راههای میانبر انتخاب میکنند و مادران ما را در افسردگی غوطهور میسازند.
چهار: این جنجال پیراهنهای تیمملی هم امیدوارم ختم بهخیر شود. هردو پیراهنی که معرفی شده به نظرم زشت هستند. هم پیراهن با طرح پیروز و هم پیراهن با نشانههایی از پوست یوزپلنگ بر شانههایش. منتظر یک طرح آبرومند هستیم و واقعا از تهدل امیدواریم لباس تیمملی با صلاحدید کیروش انتخاب شود، چراکه خوشسلیقگی کیروش در لباس پوشیدن کاملا مشهود و مشخص است. تایید طرحها را بسپارید به کیروش و از هیاهوی مخالفان نترسید.



