روزنامه هفت صبح| یک: قهرمانی همزمان تیم فوتبال ساحلی ایران در جام بین قارهای و تیم کشتی فرنگی ایران در جام جهانی کشتی اتفاق زیبایی بود که همزمان هم رخ داد. در هردو تورنمنت اوضاع به نفع ایران پیش نمیرفت. در باکو در کشتی فرنگی در مبارزات تیمی 5 بر دو از حریف عقب افتاده بودیم. در فینال مسابقات و در مقابل میزبان یعنی جمهوری آذربایجان.
در نبرد هشتم کشتی گیر ایرانی تا چهل ثانیه به پایان یک بر صفر عقب است و اگر شکست میخورد کار تمام بود اما دو بر یک پیروز میشود و بازی پنج بر سه ادامه پیدا میکند. نبرد نهم را هم ميبریم تا بازی پنج بر چهار شود به نفع آذربایجان. در دیدار آخر در فینال صدوسی کیلو سه دقیقه اول با نتیجه سه بر صفر به نفع حریف آذربایجانی تمام میشود اما در سه دقیقه دوم کشتیگیر ایرانی شش امتیاز به دست میآورد تا بازی را شش بر سه به نفع خود پایان دهد و نتیجه مساوی پنج بر پنج را رقم بزند که به خاطر امتیازات مثبت بیشتر، تیم ملی ایران فاتح جام جهانی کشتی میشود.
در فوتبال ساحلی هم بازی مقابل برزیل کار سختی بود که توانستیم با دو گل بسیار زیبا، دو بر یک حریف را شکست دهیم. بچههای ایران در طول این بازیها از سد پاراگوئه و آمریکا و ژاپن و امارات و بالاخره برزیل گذشتند و قهرمان جام بین قارهای شدند. امیدواریم احترام کار بزرگ تیم ساحلی در غلبه به این همه مدعی به بهترین وجه لحاظ شود.به هر حال حقمان بود که شادی کنیم و احساس غرور اما وضعیت طوری است که هر خنده و شادی را در گلویت به زهر تبدیل میکند.
دو: یکی از بدترین و آزارندهترین اتفاقات هر سال این قرعه کشی مرحله یک هشتم نهایی جام باشگاههای اروپا و همچنین لیگ اروپاست. همیشه شمااحساس میکنید یکی دارد سرتان کلاه میگذارد تا یکی دوتا بازی بسیار حساس شکل بگیرند و تیمهای مدعی از دور خارج شوند و چندتا تیم نه چندان قدرتمند راهی یک چهارم و نیمه نهایی بشوند.
این اتفاق عینا رخ داد و حالا ما در یک هشتم نهایی اروپا باید شاهد بازی رئال مادرید و لیورپول باشیم و بایرن مونیخ با پاری سن ژرمن. و در عوض اینتراخت فرانکفورت به ناپولی میخورد و بنفیکا به کلاب بروژ. از آن بدتر در قرعه کشی لیگ اروپا که بارسا و منچستر یونایتد به هم خوردهاند تا فقط یک تیم از بین این دوتا به مرحله یک هشتم نهایی لیگ اروپا وارد شود. و در عوض در کنار این بازی فوق العاده حساس باید شاهد دیدار شاختاردونتسک با رن و یا اسپورتینگ لیسبون با میتیلند و یا سویا با آیندهوون باشید.
سه: داشتم فکر میکردم ابراهیم گلستان چه شانسی آورد که در دوران او توئیتر وجود نداشت. او در سال 32 به شرکت نفت پیوست و مشاور تبلیغاتی شد و وقتی که بعد از کودتای 28 مرداد؛ به عنوان یک روشنفکر سرشناس با شرکت نفت قرارداد تهیه اقلام تبلیغاتی میبندد، با پول آن استودیو گلستان را راهاندازی میکند و با انتشار کلی کتابچه و بروشور و ساخت دو سه تا فیلم مستند هنرمندانه براي شرکت نفت (آن هم در دوران پس از کودتا ) به ثروتی افسانهای دست پیدا میکند و فروغ فرخزاد را نیز به شکل خوشایندی درگیر این مشغله و این رفاه میسازد. اگر آن زمان توئیتر بود،گلستان و احتمالا فروغ به سرعت اعتبار فرهنگی و هنری خودرا بر باد رفته میدیدند!



