روزنامه هفت صبح| اواسط هفته گذشته موضوع دزدیده شدن پروفسور فرهود را اولینبار اینستاگرام بنیاد فرهود اطلاع داد. دو روز بعد از استوری این بنیاد و پس از انتشار خبر در خبرگزاری ایسنا، روزنامه هفت صبح هم جزئیات ماجرا را به نقل از پرستاران آزمایشگاه فرهود، سخنگویان پلیس امنیت تهران و آگاهی کرج منتشر کرد و در نهایت پروفسور آزاد شد. روز پنجشنبه به طور همزمان هم فرمانده پلیس انتظامی و خود پروفسور اطلاعاتی درباره آن 36 ساعت منتشر کردند. از ترکیب همه این اتفاقهای جدید، به جزئیات جالب دیگری میشد رسید که خلاصه این مصاحبهها در ادامه آمده است.
ماجرا چه بود؟
روز یکشنبه بنیاد فرهود در استوری اینستاگرام نوشت که پروفسور داریوش فرهود صبح نزدیک به ساعت 6 از سوی افراد نامعلومی ربوده شده و تاکنون از او خبری نیست. فکر اطرافیان این پزشک بسیار مشهور ایرانی تا اینجا پیش رفت که ممکن است موضوع مربوط به یک آدمربایی باشد اما شب گذشته بعد از تایید و تکذیب بسیار رئیس انجمن ژنتیک به هفت صبح گفت که داریوش فرهود با خانواده تماس داشته و اعلام کرده او برای توضیح برخی موضوعات فعلا بازداشت شده.
دکتر فرهود پس از آزادی در مصاحبه خود اضافه کرد که بازداشت او کار پلیس یا سپاه نبوده و نمیداند این کار را چه کسی انجام داده است. به گفته عضو هیات مدیره انجمن ژنتیک ایران دکتر فرهود در اولین تماس گفته بود که در شهر کرج حضور داشته و به زودی آزاد میشود. در نهایت بعد از خبری شدن این موضوع حوالی ساعت 19:30 روز دوشنبه این پزشک آزاد شد.
روز پنجشنبه ابتدا مصاحبه او با یکی از روزنامههای کشور در رسانهها انتشار یافت. در این مصاحبه فرهود با بیان اینکه «۳۶ ساعتی که در اختیار آنان بودم برایم زجر روحی بود» گفت: به من میگفتند که شما در مقابل تصمیمات مملکتی مطیع محض نیستید. در این مصاحبه اینطور آمده است:
من هر روز ساعت 6 صبح از خانه بیرون میآیم و به کلینیک میروم. وقتی از منزل خارج شدم دو نفر با لباس تیره، مثل همین افراد معروف به لباس شخصیها، آمدند جلوی ماشین. گفتند ما سوار ماشین شما بشویم. وقتی سوار ماشین شدند و من شروع به حرکت کردم در میانه راه مسیر را تغییر دادند و کمی جلوتر که رفتیم از من خواستند که در صندلی عقب ماشین بنشینم و یکی از خودشان مشغول به رانندگی شد.
کمی جلوتر یک نفر دیگر هم به این گروه در ماشین من ملحق شد. در نهایت در یک مسیر بزرگراهی، من را از ماشین خودم پیاده کرده و به ماشین دیگری سوار کردند و خودشان ماشین من را به محل دیگری منتقل کردند. آدمهای خیلی حرفهای بودند و اصلا افراد معمولی نبودند. وقتی گفتم به مطب تلفن بزنید، سیمکارت موبایلشان را عوض کردند انگار نمیخواستند از طریق خط اداری تماس بگیرند. آنها به صراحت درباره مصاحبههای من صحبتی نداشتند، اما گفتند ما صدای شما را ضبط کردهایم که در صحبتهایتان به مجریان حکومتی بیاحترامی و توهین کردهاید.
البته این فایل ضبط شده را هم به من نشان ندادند. لابهلای صحبتهایشان میگفتند که شما به رخدادهای پزشکی اعتراض میکنید و در مقابل تصمیمات مملکتی مطیع محض نیستید. من اهل توهین نیستم. ایراد میگیرم ولی مگر یک پدر بچهاش را تنبیه نمیکند؟ آیا تنبیه پدر نشانه این است که بچهاش را دوست ندارد؟ انتقاد بین مردم متداول است. از ساعت 5 و 55 دقیقه صبح یکشنبه تا 5 بعدازظهر دوشنبه در اختیار اینها بودم و در این مدت اصلا نخوابیدم. در اتاقی که من بودم، دو نفر از اینها هم بودند و حتی به من گفتند راحت باشید و لباستان را عوض و استراحت کنید و خودشان هم خوابیدند. اما من رفتم و با همان لباسی که از منزل خارج شده بودم روی کاناپهای نشستم و بیدار ماندم.
من از 36 ساعتی که در اختیار این افراد بودم، به مدت 26 ساعت در نگرانی شدید بودم. این 36 ساعت برای من، زجر روحی بود. در این 36 ساعت، نه خوابیدم و نه غذا خوردم. اینکه چطور نظر ایشان عوض شد، نه از آغاز آن خبر دارم و نه از پایان آن. بنده را بعد از 36 ساعت دم ماشین خودم پیاده کردند و وقتی به محل کلینیکم رسیدم با صحنه بسیار دلانگیزی مواجه شدم حدود 90 نفر از همکاران و اعضای خانوادهام با چشمهای اشکبار از اشک شوق جمع شده بودند.
من باور میکنم که ربوده شدن من کار هیچ نهاد دولتی از جمله سپاه نبوده. بنده هیچ شکایت و گلایهای از نهادهای دولتی و از جمله سپاه ندارم و میدانم کار نهاد معینی نبوده ولی شاید یکی، دو نفر افراد خودسر از بعضی نهادها این کار را کرده باشند. مرگ، اتفاق مهمی نیست ولی افرادی هستند که به من نیاز دارند و افرادی هستند که من را دوست دارند. من در آن لحظه دلم برای مملکت میسوخت. البته با من هیچ بدرفتاری نشد و با حرمت با من رفتار کردند. فکر میکنم که انشاءالله کار هیچ نهادی نبوده. فرض کنیم که من را برای زورگیری گرفته بودند.
پلیس چه گفت؟
بعد از این ماجرا سرهنگ علی ولیپور گودرزی رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ توضیحات دیگری به این اظهارات اضافه کرد. البته در این مصاحبه او گفته است که فرهود 26 ساعت ( و نه 36 ساعت که فرهود به آن اشاره کرد) بازداشت بوده اما نه در اختیار نهادهای امنیتی. به گفته این سرهنگ پلیس پروفسور مورد آدمربایی اشخاص نامشخصی قرار گرفته بود که از این پزشک هشت میلیارد تومان درخواست پول کرده بودند و بعد این عدد را به چهار میلیارد تومان کاهش دادند. رئیس پلیس تهران اینطور گفته که این افراد تاییدیه پول را از پروفسور گرفتند و پیش از اینکه مبلغ را دریافت کنند دستگیر و به اقدامات خود معترف شدند.
بعد از این هم فرمانده انتظامی پایتخت در جمع خبرنگاران حاضر شد و گفت که پروفسور 48ساعت بعد از بازداشت آزاد شده است. سردار رحیمی نیز روایت اخاذی 8 میلیارد تومانی از این پزشک را تایید کرد. چرا بازداشت و آزادی این پزشک این روزها اهمیت زیادی پیدا کرد؟ پروفسور فرهود اولین فرد ایرانی بوده که خارج از کشور ژنتیک میخواند و بعد از فارغ التحصیلی به ایران برمیگردد که رشته ژنتیک را در دانشگاه تهران به راه بیاندازد. به همین خاطر این پزشک 85 ساله به عنوان پدر علم ژنتیک شهرت دارد.
شرح عکس: تصویر فردی که طبق گزارش خبرگزاری فارس از پروفسور فرهود اخاذی کرده است



