روزنامه هفت صبح، مصطفی آرانی | یک: ماجرای تلخی که برای خانم مهسا امینی پیش آمد، نیاز به پیگیری مجدانه از سوی قوه قضائیه دارد. این پیگیری پیششرطهایی هم دارد البته. آقای اژهای در مدتی که رئیس قوه قضائیه بوده توانسته با رفتارهای غیرنمایشی، اعتماد مردمی به این قوه را احیا کند. همین فرمان باید ادامه پیدا کند. قوه قضائیهای که به قول خود رئیس قوه، از ضابط مستقل باشد و در صورت بروز خطا از یک ضابط آن را پیگیری کند، شرط امنیت کشور است.
دو: پلیس، نزدیکترین نیرو به بدنه مردم است و باید مقتدر باقی بماند. اقتدار پلیس علاوه بر تجهیزات و امکانات، علاوه بر ایستادگی در برابر اوباش و سارق خطرناک، نیاز به رفتار قانونی و شفاف دارد. بدون چنین رفتاری، پلیس در جامعه مساوی زور میشود و این دست کم برای بخشی از مردم، رنجآور است. در عین حال، نباید وظیفهای را بر دوش پلیس انداخت که تا این اندازه سرمایه اجتماعی آن را به خطر میاندازد. امنیت اخلاقی جامعه کار پلیس هست ولی اصلاح وضعیت پوشش نه. امنیت اخلاقی یعنی چه؟ یعنی مقابله با کسانی که اغلب زنان را مورد تعدی قرار میدهند یا باندهای سازمان یافته فساد و قاچاق زنان و دختران دارند.
سه: ما، اینجا در هفت صبح بارها و بارها نسبت به خطرات تفکرات قشری که در بخشی از حاکمیت وجود دارد و توانسته در سالهای اخیر، خود را برای اجرای موازین دینی به مراجع و علمای محترم دینی، و برای اجرای سیاستهای فرهنگی به حاکمیت، امین نشان بدهد هشدار دادیم. این گروه، انسانهای خیرخواهی هستند ولی از تحولات اجتماعی کمتر میدانند یا برایشان مهم نیست، مردم را نمیشناسند، در کار فرهنگی سلیقه ندارند و به شدت دست کم بخشی از مردم را عصبی میکنند. بخشی از خشونت وقایع اخیر، ناشی از اظهارات نابخردانهای است که بارها نسبت به آن هشدار دادیم.
چهار: اعتراض در چارچوب قوانین و مقررات حق مردم است ولی حتی اگر این حرف تکراری باشد باز هم باید گفت که اعتراض، از بین بردن اموال عمومی یا حمله به مقدسات نیست. درست است که مجوز ندادن به اعتراضات قانونی، در اغلب مواقع اعتراض را به آشوب کور میکشاند ولی از آن سمت، شیوه صحیح اعتراض و مطالبه هم باعث میشود که صدای برخی تجمعات خیابانی (ولو غیرقانونی) به گوش حاکمیت برسد. کما اینکه در مورد معلمان و بازنشستگان و کارگران رسید.
پنج: منطق درست اعتراض به قوانین و مقررات پوشش، پیش نیازی دارد به نام احترام به یکدیگر. ما حتی پیش از آنکه صداوسیما نشان دهد در برخی صفحات اینستاگرامی، آتش زدن یا پاره کردن قرآن را دیدیم. این کار اولا احساسات مردم مذهبی را به شدت (و البته به حق) تحریک میکند و ثانیا باعث میشود که اساسا مسیر اعتراض به بن بست برسد. میفهمیم که برخی میگویند این کار سودجویانی است که قصد به حاشیه بردن اعتراضات را دارند ولی از رفتارهای فعلی مردم در فضای مجازی که نسبت به این افراد (و نیز نسبت به چادر کشیدن از سر زنان محجبه) اعتراض کردند، باید استقبال کنیم.
شش: صداوسیما باید به رویه خود در اعتراضات اخیر ادامه بدهد. کرباسچی کنایه زد که مرا بعد از 25 سال به تلویزیون دعوت کردید ولی در دل حرفش حقیقتی بود. چرا نباید برنامههایی مثل برنامه «شیوه» در صداوسیما باشد؟ چرا نباید مخالف برخورد قانونی در خصوص حجاب، صدایی در تلویزیون و رادیو داشته باشد؟ نهایت این است که حرف او نادرست است و مردم، به عنوان مخاطب آن را میفهمند. تلاش برای چندصدایی در صداوسیما، در دولت روحانی، کاملا کنار گذاشته شد ولی حالا با یکدست شدن حاکمیت، از نان شب ضروریتر است.
هفت: سلبریتیها، افراد موثری در جامعه هستند. بخشی از حاکمیت بعد از سال 92 که این گروه پشت روحانی درآمدند (و شاید هم از 88)، تلاش وافری داشت برای تخریب این گروه که این رویکرد دارای اثرات سوئی است که نمایه آن برخی از اظهارنظرهای علی کریمی در این روزها بود. کریمی تلاش کرد با مردم بماند ولی برخی از مطالبی که او منتشر کرد، از آن نشانی که برای لباس شخصیها داد تا استوری برای تقابل ارتش و برخی نیروهای دیگر، خطرناک بود. بسیار خطرناک. این رفتار غیرمسئولانه البته روی دیگر سکه برخورد بدی است که با او به خاطر یک استوری شد. نمیگوییم قدر همه را باید داشت. ممکن است حاکمیت از مسیر یک سلبریتی خوشش نیاید ولی نباید از اهمیت او در ذهن تحلیلگران کاسته شود.
هشت: قطع اینترنت راهکار درستی برای مقابله با اعتراضات نیست. به یک دلیل مشخص. مانند مسئله حضور زنان در ورزشگاه این کار باعث میشود که بیش از پیش، چشمها به خارج از مرزهای کشور دوخته شود و به افرادی که یا دنبال منافع تجاری خود هستند مثل ایلان ماسک و یا دنبال منافع حکومتی خود مثل کنگره آمریکا. این کار باعث فرار مغزها میشود، اتمسفر پویا و پربازده فناوری در کشور را ناامن میکند و تصویر بدی از وضعیت امنیتی کشور ارایه میکند. باید به این موضوع، در کنار دید امنیتی، نگاه سیاستگذارانه هم شود.
9 : نیروی امنیتی و انتظامی در خیابان، حق برخورد با کسی که قصد آسیب زدن به اموال عمومی یا بر هم زدن نظم را دارد، دارد اما این برخورد باید در چارچوب قانون باشد و شفاف. هیچ کجای جهان نیست که تظاهراتی به خشونت کشیده شود و برخوردی نرم از پلیس دیده شود ولی باید این برخوردها حرفهای باشد. با کمترین آسیب و در حدود قوانین جزایی و آیین دادرسی کیفری. اگر هم نیرویی خشمگین شد و کنترل خود را از دست داد باید با او هم برخوردی قانونی شود. ضمنا توقع از نیروی امنیتی این است که تا این حد، اجازه بروز و ظهور به گروههای تروریستی در اعتراضات را ندهد. توقع از گروه تروریستی، تروریسم است ولی توقع از نیروی امنیتی، امنیت.
10: و در پایان اینکه ما رسانهها، در داخل این مرزهای کشور هستیم و تحت قوانین این کشور فعالیت میکنیم. پوشش اعتراضات اگر دست ما باشد بهتر از آن است که رسانه سعودی انگلیسی آن را پوشش بدهد. ما اگر صدای این مردم باشیم بهتر است تا اینکه آنها فیلم خود را به شبکهای بفرستند که 15 سال مشخص نیست چه کسی به آن پول میدهد. باور کنید.



