روزنامه هفت صبح | یک: فیلم پدر را با بازی نبوغآمیز آنتونی هاپکینز دیده بودم و بهخاطر همین خیلی راغب به دیدن نمایش پدر در تئاترشهر نبودم. فکر میکردم چه چیزی قرار است به آن متن و آن بازی زیبا اضافه شود؟ فیلمی که جدا از امتیازات و ضعفهایش بهشدت تماشاگر خود را منقلب میساخت. اما اسم آروند دشتآرای بهعنوان کارگردان قلقلکدهنده بود. کارگردان متخصص کار با روایتهای باز و نیمهتمام، موقعیتهای بداهه و روان کردن رشتههای روایت در راههای ناشناخته.
حالا او کارگردان یک متن شستهرفته اروپایی بود و خب این میتوانست چالش جذابی باشد. نکته دوم دیدن کیانیان روی صحنه نمایش بود. سالها قبل، شاید سی سال پیش از دیدن بازی او در نمایش بازی استریندبرگ به کارگردانی حمید سمندریان خاطرات بسیار خوشی داشتم و بعدها در سینما بهندرت آن درخشش حیرتانگیز را از کیانیان دیده بودم.
پس رفتیم تئاترشهر، با مساعدت خانم کریمی که هماهنگیها را انجام داد. در انتهای نمایش باید اعتراف کنم که با تمام خودآگاهیام بر داستان و عاقبت آن، دچار نوعی شکستگی و از همگسیختگی روحی شده بودم. شیوه روایت دشتآرای و استفاده خلاقانهاش از موتیفهای متنوع نمایشی مقاومت بیننده را درهم میشکست.
روایت نمایشی او فراتر از روایت سینمایی فلوریان زلر قرار میگرفت. بهخاطر نقطه دیدهای مناسبی که دشتآرای در پردههای مختلف نمایش انتخاب میکرد. از آنسو رضا کیانیان باز هم به یادمان آورد که چه بازیگر غریبی است. روان، مسلط و بدون ذرهای اتلاف و اشتباه. کیانیان در عرصه سینما بازیگر خوبی است اما در عرصه نمایش بیاغراق یک غول به تماممعناست. اگر اهل نمایش هستید دیدن پدر را در تئاترشهر از دست ندهید…
دو: در مواجهههای مستمر کشتیگیران ایرانی با آمریکاییها آنچه جلبتوجه میکرد اخلاق و مرام آمریکاییها بود که با حریفان خود با احترام برخورد میکردند. چه برنده میشدند (مثل باروز و تیلور) و چه میباختند مثل کاکس. هرچند یک گزارشگر شبکه ورزش وقتی یک ایرانی مقابل یک آمریکایی قرار میگرفت از الفاظی مثل گاوچرون و اینطور چیزها در توصیف آمریکاییها استفاده میکرد اما آنچه ما دیدیم ادب و مردانگی در مقابل حریفان ایرانی خودشان بود. حواستان باشد.
سه: کامران قاسمپور دومین طلای جهانی خود را کسب کرد تا وارد لیگ نامآوران کشتی ایران شود. او دو سال سرنوشتساز پیشروی خود دارد. جهانی ۲۰۲۳ و سپس المپیک پاریس. باید دید این دو سال را قاسمپور با درخشش به پایان خواهد رساند؟ آیا او طلای المپیک را بهدست میآورد؟ مشکل اینجاست که در المپیک مسابقات در هشت وزن برگزار میشود و در مسابقات جهانی در ده وزن. شاید او مجبور شود به یک وزن پایینتر بیاید و با حسن یزدانی رقابت کند و شاید هم به یک وزن بالاتر کوچ کند. کامران قاسمیپور حالا یک نقطه درخشان در کشتی ایران است.
چهار: و بالاخره از حق نگذریم کارنامه کشتی آزاد ایران قابلقبول بود. پنج فینالیست، در حالیکه امیرحسین یزدانی نیز بهخاطر قرعه اسرائیل از مسابقات کنار کشید، کارنامه قابل قبولی است. هرچند مشخص است که رقابت را به آمریکاییها باختهایم اما هرچه هست گرفتن هفت یا هشت مدال با ۹ کشتیگیر در هر حالتی یک موفقیت محسوب میشود.



