روزنامه هفت صبح، ساعد برقی| ۲۰‌تیرماه یک کانال نظامی تلگرامی در ایران نقشه‌ای از توفان مونسون منتشر کرد و اعلام کرد که در ایران مردم باید حواسشان به این توفان باشد که از سمت جنوب شرق در حال حرکت به سمت ایران بود. یعنی ۱۸ روز پیش. شبه‌قاره هند مثل هر سال وارد موسم باران‌های سیل‌آسا می‌شد، این باران‌ها و جریان‌های مرطوب به‌ندرت از شبه‌قاره به سمت کشورهای غرب آسیا حرکت می‌کرد و معمولا همزمان با فصل باران در شبه‌قاره هند، ما در ایران و شبه‌جزیره عربستان گرمایی شدید و خشک را احساس می‌کنیم.

اما تجربه نشان داده بود که هربار گدازه‌های این جریان به ایران سرایت کند با توفان‌های شدیدی در تابستان روبه‌رو می‌شویم. مثل اتفاق تیرماه ۱۳۶۶ و سیل تهران. یعنی می‌خواهم بگویم سیل چندروز اخیر کاملا با سیل وحشتناک نوروز ۹۸ فرق می‌کند. وقتی یک کانال نظامی می‌تواند چنین هشداری را ثبت کند و به مردم مخابره کند، حتما سازمان‌های هواشناسی ما هم توان احاطه بر این ماجرا را داشته‌اند. پس خیالمان راحت بود که حتما مسئولان هم در جریان قرار می‌گیرند. حتما متوجه می‌شوند که توفان مونسون اگر پایش به کشور باز شود چه تبعات حیرت‌انگیز مثبت و منفی برای کشور خشکی‌زده ما در برخواهد داشت.

اما به‌نظر می‌رسد زیادی خوش‌خیال بودیم. به‌نظر می‌رسد مقامات ذی‌ربط،‌ وزیر کشور، استانداری‌ها و فرمانداری‌ها و شهرداری‌ها، ‌پلیس راهور و… خیلی آماده پیشگیری از این حادثه نبودند. درست برخلاف آمادگی همیشگی‌شان برای رسیدگی به قربانیان در بعد از حادثه. انگار در قسمت پیشگیری هیچ امتیاز ویژه رسانه‌ای نمی‌بینند اما در قسمت رسیدگی و تلاش برای جبران خسارت و کمک به قربانیان سراسیمه در اختیار مردم و البته رسانه‌ها هستند.

این چند روز هم شهردار تهران و معاونانش با شلوارهای گلی از تپه ماهورهای سیل‌زده امامزاده داوود بالا و پایین می‌روند و تصاویرشان نقل رسانه‌ها و کانال‌هاست. نشانه‌ای از خدمتگزاری.کسی منکر زحمات مسئولین و فواید حضورشان در صحنه نیست اما اگر این دوستان لطف کنند و اجازه بدهند در این بخش ماموران نجات و آتش‌نشانی و هلال‌احمر بدرخشند و نور صحنه را به آنها واگذار کنند و خودشان در بخش پیشگیری، مدیریت بهتری از خود نشان دهند، اوضاع کمی متعادل‌تر خواهد شد.

کنترل بارش‌های توفانی مونسون در کشور ما حداقل در نگاه اول شکست خورده به‌نظر می‌رسد. احتمالا وزیر کشور و استاندارها و فرماندارها و همین‌طور پلیس و هلال‌احمر باید بعدها گزارشی بدهند از میزان فعالیتی که برای دور کردن مردم از نقاط بحرانی سیل انجام داده‌اند. از دورکردن گردشگرها، ‌از خالی کردن مراکز زیارتی پرطرفدار و جاده‌ها، ‌از دور کردن مردم در مسیر رودخانه‌ها، از ایجاد مسیرهای فرعی برای تخلیه آب‌های خروشان، ‌‌از خالی کردن روستاهای در معرض خطر و از این‌طور چیزها. گزارشی در کار هست؟‌

این‌که یک بارش تابستانی که ۱۸‌روز قبل اولین هشدارهایش در رسانه‌های فارسی‌زبان ظاهر شده،‌ بیش از ۶۰ کشته و مفقود به‌دنبال داشته باشد، نشانه ضعف است. به‌نظر می‌رسد هر‌چقدر در دولت قبلی سندرم عدم حضور مدیران در هنگام وقوع بحران را داشتیم، در دولت فعلی، سندرم کم‌توجهی در پیشگیری از وقوع بحران‌های از پیش اعلام شده را تجربه می‌کنیم.

یادتان باشد در سیل بزرگ اسفند ۹۷ و فروردین ۹۸،‌ رامیان در استان گلستان در عرض سه روز ۲۵۰ میلیمتر باران را تجربه کرد و در روزهای بعدی در کوهرنگ و آبدانان در طول سه روز ۲۸۰ و ۲۱۶ میلیمتر باران بارید و در مجموع ۶۶ کشته در ۱۳ استان به همراه داشت. در حالی‌که در سیل اخیر،‌ در تهران و به شکل اخص در شهریار و شمیران در دو سه روز گذشته کمتر از ۲۵ میلیمتر باران باریده است! یا ایستگاه هرات خاتم در یزد در بالاترین اندازه بارش روزانه به عدد ۲۹ میلیمتر رسیده است و چنین بارش‌هایی این تعداد غریب قربانی به همراه داشته است!

حتما ریزه‌کاری‌هایی فراتر از میزان بارش روزانه در این میان دخیل بوده (مثل فشرده بودن زمان بارش که خودش فاکتور مهمی است) اما به‌نظر می‌رسد در قسمت پیشگیری و کنترل، دولت روحانی از دولت رئیسی بهتر عمل کرده است. کما این‌که سرعت‌عمل دستگاه‌های ذی‌ربط در تخلیه بسیاری از شهرها و روستاهای لرستان در فروردین ۹۸، ‌موجب شد تا تلفات آن بارش‌های دهشتناک، خیلی بالا نرود.

آیا اتاق فکر دولت درست و روان کار می‌کند؟‌ آیا تلفات و ضایعات سیل و بارش مونسون مثل تبعات برخوردهای پلیسی با مسئله پوشش زنان قابل حدس نبود؟ فعالیت و تکاپوی دولت رئیسی بر هیچ‌کس پوشیده نیست اما آیا اتاق فکر دولت کارش را دقیق انجام می‌دهد؟

سایر اخبارکاربران ویژه - اجتماعیرا از اینجا دنبال کنید.