روزنامه هفت صبح، نگین باقری| این روزها نارضایتی طبقه متوسط را از همین مربعهای کوچک اینستاگرامی میشود دنبال کرد که هر چند روز یکبار به شکل یک کارزار جدید درمیآید و خواستار لغو، مخالفت، منع و یا پایاندهی به برخی از طرحها و برنامههای دولت و مجلس میشوند. طیف روبه رو در پشت این واکنش ها مدام ردپای بیگانه و توطئه را میبینند اما به هرحال بخشی از این نارضایتی یا بگوییم سرخوردگی قابل لمس است.
بسیار مشابه دوره اول احمدی نژاد که بیتوجهی عامدانه او به خواستههای طبقه متوسط آنها را به ستوه آورده بود. میتوانید طبقه متوسط را لوس و یا از خود راضی نام دهید اما این در اصل ماجرا تفاوتی ایجاد نمیکند. طبقه متوسط در ایران معنای اقتصادی با خود ندارد بلکه بیشتر نشان از طبقهای دارد که به نسبت دیگر طبقات اجتماعی ایران، نوعی سبک زندگی متمایل به غرب را با ارایههای کمتر مذهبی پی میگیرند اما در چارچوب قوانین حاکمیتی .
کدام برنامهها بین منافع گروههای وابسته به طبقه متوسط و مقامات رسمی تعارضاتی درست کرده؟ «طرح غربالگری»، «انتقال اینترنت روی حالت امن»، «ممیزی آثار نمایش خانگی و لغو کنسرتهای اهواز»، «نحوه برخورد گشت ارشاد در طرح عفاف و حجاب» و «برخورد با سگها» پنج مورد از اتفاقهایی بودهاند که یک گروه بزرگ از اعضای جامعه را در همین مدتکوتاه به واکنش واداشته. در این گزارش قرار است مروری روی این موضوعات داشته باشیم که حالا به محل اختلاف تبدیل شدهاند.
یک: غربالگری
دیماه ۱۳۹۹ کبری خزعلی، رئیس شورای فرهنگی اجتماعی زنان خبر حذف «غربالگری» را در توئیتر داد. این طرح به همین شکل در حد زمزمه میچرخید که دولت جدید هم از راه رسید و وزارت بهداشت از طریق دانشگاههای علوم پزشکی آییننامههای جدید برای اجرای آن صادر کرد. تا این زمان تصور عمومی بر این بود که غربالگری جنین حذف شده اما به مرور زمان این موضوع جا افتاد که غربالگری حذف نشده بلکه از شمول بیمه خارج شده و هنوز میتوان با درخواست خانواده و البته خارج از بیمه آزمایشهای آن را برای جنین انجام داد.
در این مرحله دغدغه طبقه متوسط این بود که با برداشتن اجبار از غربالگری احتمالا دیگر خانوادهها انگیزه کمتری برای انجام این تست و فهمیدن سلامتی نوزادانشان خواهند داشت. به همین دلیل هم از اینجا به بعد اعتراض جمعی معطوف به این شد که با این کار تعداد نوزادانی که با ناهنجاریهای مادرزادی زاده میشوند، افزایش پیدا خواهد کرد. بهخصوص وقتی یکی از معاونان سازمان بهزیستی خبر داد که از سال ۱۳۹۲ توانستیم با انجام آزمایشات از تولد ۸۴۰۰ کودک دارای معلولیت پیشگیری کنیم.
موازی با این گلایه در وزارت بهداشت چهخبر بود؟ معاون وزیر بهداشت در آخرین آییننامه دستور داد که اختیار سقط جنین ناقص، از پزشک سلب و به قاضی واگذار شود. این غربالگری سویه دیگری هم داشت که توانست توجه عمومی را بهخود جلب کند. همزمان با موضوع غربالگری، اجرای طرح «جوانی جمعیت» هم که در مجلس قبل مطرح شده بود عملا به دوش دولت سیزدهم افتاد.
اینبار نه خود طرح، بلکه شیوه اجرای آن صدای منتقدان را درآورد. امتیاز تاهل و فرزند داشتن به سیستم جذب استادان، آزمونهای جذب آموزش و پرورش و بعد آزمونهای استخدامی کشور رسید. همچنین وامهای فرزندآوری، فروش خودرو با قیمت دولتی و وام مسکن هم از سوی دولت کلید خورد. هرچند گروهی این امتیازات را برای باز شدن قفل روند نزولی جمعیت در ایران و جلوگیری از سقوط به سمت دره پیرشدن جمعی لازم میدانستند. همین روزهای اخیر بیش از ۵۰ تشکل علمی پزشکی با نوشتن نامهای، خواستار لغو دستورالعمل غربالگری ناهنجاری جنین شدند. اساتید زیادی که در مرحله جذب بهعنوان هیات علمی بودند هم به امتیاز قائل شدن برای استادان دارای فرزند در اینستاگرام واکنش نشان دادند.
دو: اینترنت
اواخر تیرماه کاربران اینترنت خبر دادند که تنظیمات آنها روی حالت search safeرفته. این تنظیمات را گوگل برای این درست کرده بود که والدین روی گوگلکروم فرزندانشان اعمال کنند که با جستوجو به محتوای پورنوگرافیک و خشونتآمیز راه پیدا نکنند. شرکت ارتباطات زیرساخت ایران که همان وزارت ارتباطات است، این تنظیمات را به همه مردم تسری داد و با این کار موتورهای جستوجو برای همه مردم فقط محدود به برخی نتایج شد. اول همه تصور کردند که این ماجرا اتفاقی یا موقتی است.
اما بعد از ۱۴ روز سکوت خبری، عیسی زارعپور، وزیر ارتباطات از آن دفاع کرد و گفت این تصمیم را به اصرار والدین انجام داده. دو روز قبل مدیر روابط عمومی این وزارتخانه برای اجرای همین کار یکجورهایی رایگیری برگزار کرده بود که ۷۰درصد به آن رای منفی دادند ولی مهدی سالم آن را از توئیتر حذف کرد و گفت بهزودی وزارت ارتباطات تصمیمهایش را در همین زمینه امن شدن اینترنت خواهد گرفت. این تصمیم البته طرفدارانی هم داشت که به نظر میرسد در اقلیت قرار گرفتهاند.
سه: کنسرت و پلتفرمهای نمایش خانگی
شبکه نمایش خانگی این روزها آنقدر مخاطب دارد که به یک رسانه تاثیرگذار در سطح جامعه بدل شدهاند. نوعی مشارکت مثبت بخش خصوصی در عرصه رسانه و سرگرمی تصویری. در دولت سیزدهم، ساترا (وابسته به صدا و سیما ) قدرت بیشتری برای نظارت بر محتوای محصولات شبکه نمایش خانگی پیدا کرد و وزارت ارشاد هم برخلاف قبل با این قدرت ساترا کنار آمد. همچنین ساترا دستورالعملهای جدیدی صادر کرد که نشان میداد از همان اول با سنبه پر زور وارد شده است.
اختلاف میان ساترا و پلتفرمها بسیار زود آشکار شد. به علت نیاز شدید این پلتفرمها به بارگذاری سریع برنامهها و سریالها و نمایشهایشان و کندی و احتیاط بیش از حد ساترا که حتی اعتراض روزنامههای اصولگرا را نیز بلند کرده بود. مدیران شبکههای خانگی از طولانیتر شدن فرآیند نمایش و ممیزیهای این نهاد شکایت کردند. آخرین خبر شبکه نمایش خانگی این بوده که ساترا اعلام کرده ممکن است اصلا مجوز نماوا و فیلیمو را بهخاطر همین اختلافها لغو کند.که البته بعید است.
آخرین اتفاقی که در حوزه فرهنگ و هنر مخاطبان خاص خودش را به واکنش واداشت، ممنوعیت دو کنسرت در اهواز و یکی در همدان بود. روز اجرای سیروان خسروی در اهواز، گروهی از افراد خوانده شدند، با وانت مقابل سالن سینما تجمع کردند و دردسرهایی برای آنهایی که قصد ورود به سالن داشتند درست کردند. به هر زحمتی بود سانس اول برگزار شد اما شورای تامین از آن روز مجوز کنسرت سیروان و کنسرت سهراب پاکزاد را لغو کرد. دو روز پیش هم «پرواز همای» قرار بود در همدان اجرا داشته باشد که باز هم لغو مجوز باعث رنجش گروهی از مخاطبان حوزه هنر شد. این حرکت فراقانونی در مقابل یک برنامه مجوز دار موجب واکنشهایی در بدنه طبقه متوسط ایرانی شد.
چهار: گشت امنیت اخلاقی
نحوه اجرای طرح عفاف و حجاب که دهه هشتاد تصویب شد، حالا به شکل گشت امنیت اخلاقی منجر به تعارضهایی در این مدت شده. چه اتفاقی از دو ماه گذشته رخ داده است؟ وزارت کشور اخیرا خبر از شروع طرحی بهنام عفاف و حجاب داد که مدیریت آن به ستاد امر به معروف هر استان واگذار شد. قرار شد این طرح از حجاب کارمندان دولتی شروع شود. خراسان رضوی اولین استانی بود که شروع کار را برعهده گرفت و دبیر آن گفت در این استان ۱۰۸ تیم به بازرسی عفاف در ادارات پرداختهاند.
همزمان با این خبرها بود که یک ویدئو مربوط به برخورد گشت امنیت اخلاقی با یک مادر و دختر در شهرک غرب واکنشهای خشمگینانهای به دنبال داشت که با اعتراض مقامات رسمی هم روبهرو شد. بسیاری از افراد، حتی دبیر ستاد امر به معروف اصفهان یا دبیر گام دوم خراسان رضوی مخالفتشان را با این برخوردها نشان دادند و گفتند گشت ارشاد اثرگذار نیست. پلیس خبر داد که از آن مادر دلجویی کرده و حسن موسوی تبریزی، دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم هم به نحوه برخوردها انتقاد کرد و گفت این کار تخم نفرت را در دل جوانها میکارد.یکی دیگر از نقاط محل تعارض درباره گشت امنیت اخلاقی هم فعالیت زنان محجبه مخالف گشت ارشاد بود که این فعالیت در اینستاگرام با اظهارنظرهای تند برخی ائمه جمعه، وحید یامینپور، رحیم پورازغدی و مخالفان اصولگرا روبهرو شد.
پنج: کشتار سگها
اگر قرار باشد روی یک مسئله دست بگذاریم که عدم توافق بر سر آن، ربطی به جهتگیری سیاسی و مذهبی ندارد، مسئله سگگردانی و غذا دادن به سگهاست. اول ممنوعیت سگگردانی در پارکها سال پیش در شورای شهر تصویب شد که بهخودی خود برای عصبانیت یک قشر از دلباختگان حیوانات خانگی کافی بود. همزمان با خبرهای گازگرفتگی کودکان در حاشیه شهرها از سوی سگهای وحشی، دو موضوع سگگردانی و غذا دادن به سگهای وحشی، با یکدیگر تداخل پیدا کرد و بعد از مرگ دختر شش ساله قمی به همین علت حساسیتها به سگها اعم از وحشی و اهلی بیشتر شد. بعد از آن فرمانده نیروی انتظامی پایتخت از ممنوعیت ورود سگ به پارکها خبر داد و یک عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس هم گفت متقاضیان نگهداری سگ باید مجوز بگیرند.
مهمترین اتفاقی که واکنش گروهی از فعالان حوزه حیوانات را به دنبال داشت همین هفته رخ داد. روز دوشنبه ٣ مرداد نقاهتگاه و مرکز عقیمسازی گندک در نزدیکی دماوند، از کشتار بیش از ١۶٠٠ سگ خبر داد. پخش این خبر واکنشهای زیادی را به همراه آورد. در ویدئوهایی که کنشگران حقوق حیوانات از این واقعه منتشر کردهاند، لاشه دهها سگ دیده میشود که مورد اصابت گلوله قرار گرفتهاند. در این نقاهتگاه قرار بوده خدماتی مانند زندهگیری، انگلزدایی، عقیمسازی و در نهایت رهاسازی سگهای بدون صاحب فراهم شود. ماجرا دو روز بعد تکذیب و گفته شد که تعداد کل سگهای این مرکز ۴۰۰ قلاده بیشتر نبوده.



