روزنامه هفت صبح | پنجشنبه گشتزنان و تفننی عازم یک مرکز خرید در فرمانیه تهران شدیم. خب جای جالبی بود. چهار طبقه از این مرکز خرید فقط به لباس اختصاص داشت. لباس زنانه، مردانه و بچگانه. بیش از صد برند لباس محصولاتشان را عرضه کرده بودند که خب متوجه شدیم همه آنها ایرانی هستند. نکته دوم ارتقای کیفی باورنکردنی این محصولات نسبت به سالهای قبل بود. لباسها به شکلی موقرانه، زیبا و شیک و مدرن بودند و اصلا با آنچه در ذهن ما در مورد تولید لباس ایرانی میگذشت شباهتی نداشت.
نکته سوم هم استقبال گسترده مردم از این برندها بود، احتمالا مشتریانی که زمانی فقط جنس خارجی میخریدند و حالا مشتری این برندهای ایرانی شدهاند. قیمتها متغیر بودند. از مانتوی ۲۰۰ هزار تومانی بود تا مانتوی چهار میلیون تومانی. برخی برندها اسم طراحان خود را نیز درج کرده بودند و تنوع لباسها نیز شگفتانگیز بود. این سطح سلیقه در صنعت پوشاک ایرانی غافلگیرم کرده بود. یک پیشرفت حقیقی بود. نمیدانم پارچه این لباسها ایرانی بود (که بعید میدانم) و یا وارداتی اما همین تولید محصولات حتی با پارچه خارجی نیز جای تحسین دارد.
امیدوارم این تولیدات بدون عینک ایدئولوژیک بدبینانه مرسوم، مورد تشویق قرار بگیرد که بهخصوص در حوزه پوشاک زنانه حیرتانگیز بودند. و البته میدانم که همان طیف محترم زورمند، بلافاصله قوانین سختگیرانه خود را بهکار میگیرند تا بخشی از این مشتریها و خریداران به سمت همان تولیدات قاچاق فرنگی بروند.
طبقه پنجم (شاید هم چهارم!) این مرکز خرید به مبلمان و وسایل تزئینی اختصاص داشت. به خدا ندید بدید نیستم و جاهایی از دنیا را هم دیدهام اما کیفیت مبلها و صندلیها و وسایل تزئینی مرا انگشت به دهان کرده بود، چراکه باز همهشان در همین تهران خودمان تولید شده بودند. طبیعی است که بسیاری از محصولاتشان کپی خارجی بود اما اعتماد بهنفسی که در تولید و طراحی این محصولات بود شما را میخکوب میکرد.
ذوق و سلیقه بود که از در و دیوار میریخت. و البته کیفیت در ساخت و مواد اولیه. اما قیمتها! سرسامآور بودند. احتمالا همپای خود ایتالیاییها و انگلیسیها. قیمتها طوری بودند که فقط قشر فوقثروتمند میتوانست خرید کند. مثلا یک میزگرد سه نفره با چوب نفیس و اجرای فاخر و سه صندلی متفاوت با شکلهای دلفریب بالای صد میلیون تومان قیمت خورده بود.
اما یادتان باشد در همه کارگاههایی که چنین محصولات لوکسی را تولید میکنند، جمعی دانشجو و کارگر و طراح و تکنیسین مشغول بهکار هستند و آنچه مهم است اعتماد بهنفس این طراحان و تولیدکنندگان برای ساخت یک محصول بینالمللی و زیبا و نفیس است. همان اتفاقی که باید در خودروسازی و لوازم خانگی هم رخ دهد. و خب آنجا بهجز سلیقه، بحث تکنولوژی هم مطرح است. لابد میگویید که دیگر گند نیمه پرلیوان دیدن را درآوردهام اما به نظر خودم و حتی در بررسی دوباره به این نتیجه میرسم آنچه دیدم واقعا جا برای خوشحالی داشت.



