هفت صبح| در خرداد نرخ تورم سالانه به ۶۲ درصد رسید، درحالی که خیلی از کسب و کارها مثل قبل درآمد نداشتند و اشتغال هم کمتر شده و همین مسئله روی برخی کسب‌وکارهایی که کالاهای غیر مصرفی و جانبی می‌فروشند تاثیر زیادی گذاشته، به‌طوی که دیگر جایی برای خرید گل در سبد هزینه خانوارها باقی نمانده است. گل‌فروشی‌ها که زمانی نماد شادی و زیبایی در شهرها بودند، اکنون با کاهش شدید مشتری و انبوهی از گل‌های پژمرده در گوشه مغازه‌هایشان روبه‌رو هستند. برخی از آنها به ناچار شغل خود را تغییر داده‌اند و برخی نیز با چشمانی به امید روزهای بهتر، همچنان در انتظار رونق هستند که شاید هرگز نیاید.  

 

بازار گل ایران، آماری متناقض را به نمایش می‌گذارد. از یک سو، ایران با تولید سالانه بیش از ۲ میلیارد انواع گل و گیاهان زینتی، رتبه هفدهم تولیدکنندگان جهان و پنجم آسیا را در اختیار دارد‌. از سوی دیگر، رتبه صادراتی این صنعت ۱۰۷ جهان است که فاصله معنادار تولید و تجارت را به تصویر می‌کشد. ارزش بازار جهانی گل و گیاهان زینتی حدود ۲۰ میلیارد دلار در سال برآورد می‌شود که سهم ایران از آن بسیار ناچیز است .

 

از صادرات ۴۰ میلیون دلاری تا واردات ۸۰ میلیون دلاری نهاده


بر اساس اعلام  انجمن علمی گل و گیاهان زینتی کشور، صادرات گل ایران در سال گذشته حدود ۴۰ میلیون دلار بوده که عمدتاً به کشورهای همسایه مانند عراق، آذربایجان، ترکمنستان، کشورهای حاشیه خلیج فارس و افغانستان انجام شده است. در مقابل، واردات این صنعت حدود ۸۰ میلیون دلار برآورد می‌شود که عمدتاً شامل نهاده‌هایی مانند پیاز گل، بذر، نشاء و خاک‌های مخصوص از هلند، آلمان و کشورهای اروپایی است. این یعنی تراز تجاری گل ایران منفی است و سالانه ده‌ها میلیون دلار ارز از کشور خارج می‌شود.


 ظرفیت واقعی صادرات گل ایران  یک میلیارد دلار برآورد شده که با ارائه زیرساخت‌های لجستیکی مانند پایانه صادراتی، کاهش هزینه‌های حمل‌ونقل و تسهیل دسترسی به بازارهای هدف، قابل تحقق است‌.
از طرف دیگر صنعت گل و گیاه در ایران، نیرو بر و اشتغالزا است. بر اساس گزارش‌ها، حدود ۴۰ تا ۵۰ هزار نفر تنها در بخش تولید و پخش گل مشغول به کار هستند. در شهر تهران، بیش از ۱۰۰۰ واحد گلفروشی فعالیت دارند‌. همچنین آمارها نشان می‌دهد که ۱۰ هزار مرکز تولید گل و گیاه در کشور وجود دارد که ظرفیت ایجاد ۱۰۰ هزار فرصت شغلی دارند. در شهرستان محلات به عنوان قطب اصلی تولید گل ایران، با ۹۷۲ هکتار اراضی زیرکشت و تولید سالانه بیش از ۴۷۲ میلیون انواع گل و گیاهان زینتی، هزاران نفر به صورت مستقیم و غیرمستقیم اشتغال دارند. بر اساس اعلام  شهرداری تهران، هر یک هکتار گلخانه ۲۵ شغل ایجاد می‌کند که نشان از پتانسیل بالای این صنعت برای کاهش بیکاری دارد‌.

 

سرانه پایین مصرف؛ مشکلی فرهنگی یا اقتصادی؟


یکی از مهمترین چالش‌های بازار داخلی گل، سرانه بسیار پایین مصرف است. بر اساس آمارها، سرانه مصرف گل در ایران سالانه بین ۱۰ تا ۲۰ شاخه است، در حالی که این رقم در جهان بین ۱۵۰ تا ۲۵۰ شاخه متغیر است‌. این شکاف عمیق، نه فقط ریشه اقتصادی که ریشه فرهنگی دارد و نشان می‌دهد خرید گل در سبد هزینه خانوار ایرانی، جایگاهی درخور اهمیت خود پیدا نکرده است.آنچه امروز در صنعت گل ایران می‌گذرد، روایت صنعتی است که در تولید حرفی برای گفتن دارد، اما در بازاریابی، صادرات و تجارت، سال‌ها از رقبای خود عقب مانده است. برای شکوفایی این صنعت، سرمایه‌گذاری در فناوری‌های کاهش‌دهنده مصرف آب، کاهش وابستگی به واردات نهاده‌ها، ایجاد پایانه‌های صادراتی و اصلاح فرهنگ مصرف ضروری است. تا آن زمان، این صنعت همچنان در انتظار بهاری خواهد ماند که شاید هرگز نیاید.

 

خرید گل، یک کالای لوکس شد


خرید گل برای مراسم شادی، تولد و دید و بازدید، سال‌ها بخشی از فرهنگ ایرانی بود. اما در شرایطی که هزینه‌های ضروری زندگی هر روز بالاتر می‌رود، گل از یک کالای فرهنگی به یک «کالای لوکس» تبدیل شده است. مردی که برای تأمین مواد غذایی خانواده‌اش با مشکل مواجه است، دیگر به فکر خرید یک دسته گل برای همسرش نیست.بر اساس آمارها، در سال ۱۴۰۴، نرخ تورم نقطه به نقطه خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها به ۱۳۴ درصد رسیده و خانوارهای کم‌درآمد حدود ۴۲ درصد از هزینه‌های خود را صرف خرید مواد غذایی می‌کنند‌. این یعنی برای میلیون‌ها خانواده ایرانی، تأمین نیازهای اولیه اولویت نخست است و خرید گل، دیگر جایی در سبد هزینه‌ها ندارد.


این نخستین بار نیست که گل‌فروشی‌ها با بحران مواجه می‌شوند. در سال ۱۳۹۸ و با شیوع کرونا، تعطیلی مراسم‌های عروسی و جشن و لغو دید و بازدیدهای عید، ضربه سنگینی به این صنعت وارد کرد . این بار اما بحران عمیق‌تر و پایدارتر است. تورم مزمن، کاهش قدرت خرید و تغییر اولویت‌های مصرفی، گل‌فروشی‌ها را در رکودی طولانی‌مدت گرفتار کرده است. تجربه زیسته کارگران و غرفه‌داران بازار گل نیز نشان می‌دهد که این بحران، تنها مربوط به تعطیلی‌های موقت نیست، بلکه ریشه در تغییر بنیادین عادات مصرفی دارد که در نتیجه کاهش درآمدهای واقعی شکل گرفته است.

 

تغییر شغل راهی برای بقا


با کاهش تقاضا و افزایش هزینه‌های اجاره و نگهداری، بسیاری از گل‌فروشان مجبور به تغییر شغل شده‌اند. بر اساس گزارش‌های میدانی، برخی از آنها به مشاغل خدماتی یا فروش مواد غذایی روی آورده‌اند؛ حوزه‌هایی که حداقل تقاضای روزانه دارند و می‌توانند بخشی از هزینه‌های زندگی را تأمین کنند.یک گلفروش تهرانی که پس از ۱۵ سال، مغازه خود را تعطیل کرده، به هفت صبح گفت: «هزینه اجاره مغازه ماهیانه ۱۰۰ میلیون تومان(محدوده خیابان پیروزی) است، در حالی که فروش روزانه من به ۵ میلیون تومان هم نمی‌رسد. دیگر نمی‌توانستم ادامه بدهم. حالا تغییر کاربری به سوپرمارکت داده‌ام.» این روایت، نمونه‌ای از واقعیت تلخی است که بسیاری از گلفروشان با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

 

مزایای بالقوه گلفروشی و شکاف با واقعیت


بر اساس تحلیل‌های اقتصادی، در شرایط رونق شغل گلفروشی از نظر تئوری مزایایی مانند گردش مالی نقدی، برگشت سرمایه زودهنگام و درآمد مناسب در تمام ایام سال دارد. اما این مزایا در شرایط عادی اقتصادی مطرح است و در شرایط تورم ۶۲ درصدی، هزینه‌های نگهداری و دورریز گل‌ها، که طبق برخی برآوردها به ۴۰ تا ۵۰ درصد می‌رسد، سودآوری را به صفر می‌رساند. به عبارت دیگر، مزیت‌های بالقوه این شغل در سایه تورم، تبدیل به تله‌ای اقتصادی شده است. بر اساس تحقیقات میدانی پیشین، برای راه‌اندازی یک گلفروشی متوسط در تهران، حدود  یک میلیارد تومان سرمایه اولیه نیاز بود‌. این رقم با تورم ۶۲ درصدی امروز، قطعاً به مراتب بالاتر رفته است. هزینه‌های جاری نیز شامل اجاره ماهیانه حدود ۱۰۰ میلیون تومانی در مواد اولیه ۸ میلیون تومانی در ماه و نیروی انسانی می‌شود که اکنون با نرخ‌های فعلی، دستیابی به سود خالص را برای گلفروش‌ها تقریباً غیرممکن کرده است‌.


ثبات ارزی و کاهش تورم باید محقق شود، تا کسب‌وکارهای غیرضروری مانند گلفروشی، همچنان با  تقاضا مواجه شوند در غیر اینصورت همچنان بسیاری از آنها به تعطیلی کشیده خواهند شد. البته برخی از گلفروشان امیدوارند که با تغییر الگوی کسب‌وکار خود، مانند ارائه خدمات گل‌آرایی برای مراسم‌های خاص و ایجاد فروش اینترنتی، بتوانند سهمی از بازار را حفظ کنند . گل‌های پژمرده در مغازه‌های گلفروشی، نه فقط نشانه رکود یک صنعت، که نمادی از تغییر عمیق در سبک زندگی و اولویت‌های اقتصادی جامعه‌ای است که زیبایی را به نان شب فروخته است. تا زمانی که تورم بر سفره‌ها چیره است، گل همچنان در حاشیه خواهد ماند.