روزنامه هفت صبح، دکتر‌امیررضا مافی | در روزها و هفته‌های اخیر اتفاقات عجیب و بعضا ناراحت‌کننده‌ زیادی رخ داده، اما اظهارنظر چند نفر از مدعیان نظریه‌پرداز، موجی از انتقادات و واکنش‌های منفی را در پی داشته و نشانگر یک معضل بزرگ است: فقدان نظریه‌پردازی در کشور.
اساسا نظریه در فضای دوقطبی، سیاست‌زده و هیجانی شکل نمی‌گیرد. ما درباره مسائل بسیاری خصوصا مسائل فرهنگی دچار خطای شناختی، انکار دیگری و عدم تحمل مخالف شدیم.

حتی به نظرمان می‌رسد کنشگری فرهنگی به معنای هجوم و هیاهو است. وقتی که ما به سخنرانی‌های یک جوان کم‌تجربه و احتمالا کم‌مطالعه در سال‌های اخیر نگریستیم و سکوت کردیم، باید امروز با یک کشکول مدعی فضل مواجه باشیم. زمانی که میدان را برای تازیدن تفکرات مغشوش و توطئه‌باور باز گذاشتیم و به نقد صریح دیدگاه‌های فاقد مبنا نپرداختیم، امروز باید تحمل برچسب‌زنی اتهام و افترا را از ایشان و امثال ایشان داشته باشیم.

در جهان اندیشه و در عرصه‌ نظریه‌پردازی، سخنرانی و سخنوری به‌خودی‌خود جایگاهی ندارد و آنچه موجب رشد، تعالی و بهره‌مندی شناختی می‌شود تولید فکر است. ما امروز با سخنرانان و سخنورانی برخورد می‌کنیم که علاوه بر کم‌مایگی و بی‌سوادی، فراتر از بضاعتشان به اظهارنظر می‌پردازند و گمان می‌کنند اگر نظرات شاذ و برخلاف جریان عمومی تفکر ارائه کنند مقبول خواهند افتاد - که البته گروه زیادی از جوانان به دلیل نبود نظریه‌پردازان و کم‌حوصلگی در امر مطالعه، نیز علاقه به گزاره‌های ساده، گرد ایشان جمع می‌شوند و تندی را در بیان حرف‌ها دامن می‌زنند.

من در تمام این سال‌ها گمان می‌کردم با شعار آزادی بیان می‌توان سخنان هرکسی را شنید، جلوی اظهارنظر را نگرفت و تضارب آرا را شکل داد. ضمن اینکه همچنان به این اصل معتقدم، اما باید تذکر داد سلبریتی‌ها نمی‌توانند ادعای نظریه‌پردازی داشته باشند، چون اساسا متفکر سلبریتی نمی‌شود.

تئوریسین‌های سلبریتی فارغ از گرایشات سیاسی همواره در حال انکار، تهاجم، تمسخر و استهزاء دیگران خصوصا مخالفان خویش‌اند، همان‌طور که روشنفکران سلبریتی، به سنت روشنفکری و اصل آزادی بیان می‌تازند و غیر خود را تحمل نمی‌کنند. این قبیل مدعیان نظریه‌پردازی علاوه بر هدف قرار دادن آزادی بیان اخلاق را زیر پا می‌گذارند و هیچ چیزی جز طمع دیده شدن و حرف خود را به کرسی نشاندن ندارند.

آن‌ها پیوسته با فکت‌سازی علیه تاریخ و امور جاری، خود را در ذهن مخاطبان جای می‌دهند و از هیجاناتشان سوء‌استفاده می‌کنند.
نظریه‌پرداز باید واجد مبانی روشن، سنت فکری، تبار اندیشه و چارچوب نظری باشد. حتی متفکران پست‌مدرن فرانسوی که ضد چارچوب و روایت‌های کلان عمل می‌کنند خود در یک سنت فکری و تاریخ اندیشه به اظهار‌نظر می‌پردازند.

تفکر کشکولی یعنی تلاش برای جمع کردن ژورنالیستی و ویکی‌پدیایی جملات و فرازهای بی‌ربط به‌هم، جهت بازتولید یک پازل مغشوش اما مفروض، که در آن فقط انکار دیگران هدف است. تئوریسین‌های سلبریتی نسبت به گفته‌هایشان مسئولیت قبول نمی‌کنند، کسی به دلیل بی‌مبنا‌بودن نقدشان نمی‌کند، حرف‌های عامه‌پسند می‌زنند و از همه مهم‌تر در ساحات مختلف ورود می‌کنند.

آن‌ها با به سخره گرفتن تفکر، ساحت اندیشه را تقلیل می‌دهند و نظریه‌پردازی را ممتنع و کور می‌کنند و بدتر اینکه در شرایط سخت اجتماعی، دوقطبی‌های فزاینده و احوالات سیاست‌زده، هزینه‌‌سازی می‌کنند، به سوءاستفاده‌کنندگان فرصت ماهی گرفتن از آب گل‌آلود می‌دهند و موجب تضعیف یا ازبین‌رفتن حرف حساب یا رفتار منطقی می‌شوند.

راه مقابله با تئوریسین‌های سلبریتی، آگاهی‌بخشی و به چالش کشیدن گزاره‌های کشکولی‌شان است که مدام آن را با ادبیات سخیف بازتولید می‌کنند و‌الا در جریان فقدان نظریه‌پردازی و رشد این تئوریسین‌های سلبریتی، برخوردها و صف‌‌آرایی‌های هیجان‌زده، بیش‌از‌پیش راه را بر پیشرفت جامعه می‌بندد.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - اجتماعیرا اینجا بخوانید.