روزنامه هفت صبح | اعتراضهای اصفهان شنبه روز سیزدهم خود را هم پشتسر گذاشت. اعتراضی که از تجمع کشاورزان شروع و بعد دیگر اهالی شهر هم به آن اضافه شد. با اینکه همه تحلیلها درباره این واقعه تا امروز بیشتر بر جنس مطالبه معترضان، تعداد آنها و واکنشهای مسئولان متمرکز بوده، ولی این ماجرا جزئیات جالب دیگری هم داشت؛ جزئیاتی که اگرچه زیر سایه خبر اصلی قرار گرفته ولی میتواند ما را درباره این رفتار جمعی بیشتر به فکر وادارد.
یک: همه عکسهایی که از تجمع احتمالا چند هزارنفری اصفهان گرفته و دیده شده، حضور جمعیت زیادی از مردم در بستر رودخانه را نشان میدهد. اما این فعالیت مشترک فقط به روز ختم نمیشود و شبها هم به شکل دیگری ادامه دارد. اگر خاطرتان باشد از روزهای اول کشاورزان چادرهای برزنتی در همان بستر رودخانه نصب کردند که شب را همانجا سپری کنند. این رفت و آمد شبانه در اطراف پل خواجو روزهای گذشته هم ادامه داشته است. عکسهای ارسالی در این شهر نشان میدهد که اغلب معترضان شبها آتشی روشن میکنند و بهواسطه مطالبه مشترک خود دور آن جمع میشوند و با هم گفتوگو میکنند.
دو: قدیمها رسم جالبی در دهانههای زیرین پل خواجو و سیوسه پل وجود داشت. هنگام شب اهالی شهر جمع میشدند، آواز میخواندند، گاهی کسی ساز میزد و بقیه شنوندهها همخوانی میکردند. حالا این فقط خشک شدن زایندهرود نیست که بنا بر تحقیقهای انجام شده میزان افسردگی و خمودگی شهر را بیشتر کرده؛ بلکه فعالیتهای جمعی واسطه به رودخانه هم از بین رفته است. علاوه بر این از زمانی که این دورهمیها با برخورد سلبی مسئولان شهری روبهرو شد، این رسم کمکم کمرنگتر از همیشه شد. این موضوع پلهای شهر اصفهان را به محل ناامنی بهخصوص برای زنان تبدیل میکرد. حالا نکتهای که در این ۱۳ روز اعتراض وجود دارد این است که شاید هنوز آب به اینجا برنگشته ولی آواز برگشته است. با این اعتراضها و سیاست جدید مداخله نکردن نیروی انتظامی، در شبهای گذشته جمعیت زیادی از مردم زیر دهانهها و دالانهای پل خواجو جمع شدهاند و همان سنت همیشگی را ادامه دادهاند.
سه: یکی دیگر از تفاوتها را باید در سیستم نظم تحت کنترل مطالبهگران بدانیم. در یکی از شبکههای اینستاگرامی اصفهان توضیح داده شده که برخی از کشاورزان کارت انتظامات داشتند که سعی میکردند مردم را راهنمایی و معترضان را هدایت کنند. این همه ماجرا نیست. آنها برای رفع کردن نیازهای معترضان آتشهایی برپا و در آن شروع به پخت و پز هم کردهاند. مثلا عکسهایی از پختن آش و شلغم هم منتشر شده است.
چهار: همیاری و کمکرسانی به معترضان یکی دیگر از شگفتیهای این ۱۳ روز بود. در این مدت شهروندان قبل از پیوستن به کشاورزان بارها با ارسال غذا و خوراکی از تجمع صد نفره اولیه کشاورزان حمایت میکردند. تا لحظه نوشتن این گزارش نان پنیر، چای، خرما، شیر و نارنگی بین معترضان توزیع شده است.
پنج: برگزاری آئینهای سنتی جمعی را بهعنوان بخش دیگر مناسک این اعتراضات نمیشود نادیده گرفت. مثلا عکسهایی از روشن کردن شمع در بستر رودخانه روی ظرفهای یونولیتی منتشر شده است. هنوز هم در محلههایی با بافت سنتی این شهر سقاخانههایی دیده میشوند که مردم در آن شمع روشن میکنند. مثلا سقاخانه چهارراه نقاشی یکی از معروفترین سقاخانه باقی مانده است که تقریبا متروکه شده. ولی بهغیر از این در اصفهان ۸۰ سقاخانه دیگر هم وجود دارد.
شش: بهغیر از توزیع غذا و خوراکی، تصویر دیگری که در تجمع روز جمعه بازتاب پیدا کرد، جمعآوری زبالهها بعد از تمام شدن حضور شهروندان بود. یکی از کاربران عکسی از چند کیسه زباله بزرگ منتشر کرد که در آن نوشته بود: نمیخواستیم اعتراضمان مزاحمتی برای پاکبانها درست کند.
هفت: به گواه حاضران و شاهدان تجمع روز جمعه، موضوع انکارنکردنی دیگر، وجود تنوع و تکثر بین افراد حاضر بوده است. برخلاف تصورات، اینبار اعتراض فقط در انحصار شهریها قرار نداشته و اتفاقا شاید بتوان گفت که از جمعیت روستایی و کشاورزانی شروع شده که تا پیش از این با روشهای مختلفی حقآبه خود را مطالبه کرده بودند. علاوه بر این، یکی از افراد حاضر در تجمع روز جمعه معتقد است که معترضان نگاههای متفاوتی داشتند و این را میتوان از سبک پوشش حاضرین تشخیص داد. همچنین تعداد زنان نیز دستکمی از تعداد مردان نداشته است.
هشت: نمیشود از اعتراضهای اصفهانیها در این مدت حرف بزنیم و به شعارها و اشعار احتمالا خلقالساعه آنها نپردازیم. شعارهایی که معمولا در لحظه و فوری برای مطالبه خاص خود نوشته و خوانده میشوند تا دقیقا همان موضوع مورد نظر را هدف بگیرد. مثلا یکی از زیباترین آنها این شعرها بود: «ما اهل زندهرودیم، با آب زنده بودیم، خشکیدنت غم ماست، راضی به آن نبودیم…»، «حقآبه مونو بردند، بیست ساله رودخونه رو، آبشو به غارت بردند» و «زایندهرود رو پس بده، به اصفهان نفس بده».
۹ : یکی دیگر از ویژگیهای این تجمع این بود که به گفته برخی از مردم هیچ برخورد سلبی با حاضران نشد و فقط نیروی راهور در خیابان حضور داشت که آنهم تلاش زیادی برای برطرف کردن ترافیک محدوده خیابان منتهی به پل خواجو میکرد. نه تنها معترضان با واکنش منفی روبهرو نشدند، بلکه این تجمع در اخبار صداوسیما هم بازتاب و حتی بهصورت رسمی پوشش داده شد.
۱۰: آخرین موردی که باید در این تجمع به آن اشاره کرد، بیشتر از اینکه جالب باشد، ناراحتکننده است. احتمالا در بحبوحه مطالبه مهم آب، اصفهانیان به وضعیت فرسودگی پل خواجو کمتر توجه کردند. چراکه جمعیت زیادی در دالانها و یا روی دیوارههای آن ایستاده و نشسته بودند که این میتواند به این پل قدیمی آسیب زیادی وارد کند. بسیاری از کاربران شبکههای مجازی خود این شهر هم با انتشار این انتقاد از فرسودگی این پل ابراز نگرانی کردند.
توضیح: کشاورزان اصفهان بعد از سالها نزاع بر سر آب زایندهرود، نهم مهرماه امسال تجمع کردند و در بیانیهشان خطاب به دولت جدید گفتند «باید میزان آب مصرفی بخشهای مختلف از جمله صنعت کاهش یابد تا آب برای کشت پاییزه گندم تأمین شود.» روز جمعه ۲۸ آبان در دوازدهمین روز اعتراضات شهروندان دیگر هم به کشاورزان پیوستند و با تجمع در بستر زایندهرود اعتراض خود را ادامه دادند.



