روزنامه هفت صبح، آرش پورابراهیمی | زنی تقریبا چهل ساله با تحصیلات مقطع کارشناسی ارشد؛ پیش از همهگیری کرونا در یک شرکت خصوصی کار میکرد اما با آنلاین شدن مدارس یک نفر بین او و همسرش باید خانه میماند تا در امور مدرسه به پسر دبستانیشان کمک کند. همسرش مغازهدار است و دورکاری برایش امکانپذیر نیست و در نتیجه مادر خانواده ترجیح داد که کارش را رها کند. حالا تقریبا دو سال است که خانهنشین شده و ساعتهای بیشتری را به کمک کردن به فرزندش در درسها اختصاص میدهد تا مطمئن شود که آموزش آنلاین وقفهای در یادگیری فرزندش ایجاد نمیکند.
البته در این مدت توانسته بهصورت پروژهای و غیرحضوری با یک موسسه همکاری کند. از این منظر، او بسیار خوششانس است چرا که طی تقریبا دو سال اخیر (از تابستان ۱۳۹۸ تا تابستان ۱۴۰۰) بهطور خالص بیش از ۶۰۰ هزار زن شغلشان را از دست دادهاند و دیگر هرگز به بازار کار باز نگشتهاند. بخش قابل توجهی از این زنان دیگر حتی دنبال کار هم نمیگردند. در تابستان ۱۳۹۸ حدود یک میلیون زن با اینکه شغلی نداشتند اما بهطور فعال جویای کار بودند، اما در تابستان ۱۴۰۰ جمعیت این زنان جویای کار به هفتصد و پنجاه هزار نفر رسیده است.
جمعیت زنان فعال از نظر اقتصادی (شاغل یا جویای کار) طی همین مدت از پنج میلیون و چهارصد هزار نفر به چهار میلیون و دویست هزار نفر رسیده است. همین افت محسوس نشان میدهد که زنان خانهنشینی که توانایی کار کردن دارند به یکی از گروههای قربانی همهگیری کرونا تبدیل شدهاند.نرخ مشارکت اقتصادی پایین یکی از ویژگیهای مهم و البته نهچندان خوشایند بازار کار ایران است. نرخ مشارکت اقتصادی نشان میدهد که چه سهمی از بزرگسالان یک جامعه شاغلند و یا بهطور فعال بهدنبال کار میگردند.
در اقتصاد ایران نرخ مشارکت اقتصادی حدود ۴۵درصد است. نرخی که هرچند تقریبا معادل میانگین نرخ مشارکت اقتصادی در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقاست اما بهطور قابل ملاحظهای از مشارکت اقتصادی در کشورهای ثروتمند حاشیه خلیجفارس مانند امارات متحده عربی، قطر و عربستان سعودی و همچنین برخی از همسایگان ایران مانند ترکیه و آذربایجان کمتر است. دلیل اینکه بخش نسبتا کوچکی از بزرگسالان ایران از نظر اقتصادی فعالند را باید در نرخ پایین مشارکت اقتصادی در میان زنان دید.
نرخ مشارکت اقتصادی در سال ۱۳۹۸ در میان مردان ایرانی بیش از ۷۰درصد بود اما در میان زنان حتی به ۲۰درصد هم نمیرسید. اما این وضعیت طی دو سال اخیر و با شیوع ویروس کرونا بدتر شده است. نرخ مشارکت اقتصادی زنان از حدود ۱۷.۵درصد در تابستان ۱۳۹۸ به ۱۳.۵درصد در سال ۱۴۰۰ رسیده که معادل افتی ۴.۱ نقطه درصدی است. هرچند مشارکت اقتصادی در میان مردان هم طی این مدت ۳.۸ نقطه درصد کاهش داشته.
اما افت مشارکت اقتصادی زنان طی این دو سال حدود ۲۳درصد بوده در حالیکه کاهش مشارکت مردان کمتر از ۹درصد بوده است. البته نمیدانیم چقدر از این افت مشارکت اقتصادی بهخاطر کرونا بوده، چراکه در همین دوران اقتصاد ایران باید با فشار حداکثری تحریمها هم دست و پنجه نرم میکرد. همچنین نمیدانیم که چقدر از افت مشارکت اقتصادی در میان زنان بهخاطر مادرانی بوده که بابت آنلاین شدن مدارس مجبور به خانهنشینی شدهاند.
اما گزارش موسسه بروکینگز نشان میدهد که در میان چهار گروه مردان با فرزندان کوچک، مردان بدون فرزندان کوچک، زنان با فرزندان کوچک و زنان بدون فرزندان کوچک، بیشتر افت مشارکت اقتصادی در آمریکا به زنان با فرزندان کوچک مربوط میشود. میتوان انتظار داشت که وضعیت مشابهی در مورد اقتصاد ایران هم حکمفرما باشد.
هرچند آسیبی که به این مادران وارد شده به اندوهناکی گروههایی نیست که بهخاطر کرونا جانشان را از دست دادهاند، اما قسمت ناخوشایند ماجرا اینجاست که کمتر کسی درباره این گروه بیرون مانده از بازار کار حرفی میزند و سیاستمداران هم دغدغه بازگرداندن آنها به بازار کار را ندارند. برای مثال در تازهترین مصاحبه تلویزیونی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی که بهطور کامل به بازار کار اختصاص داشت، حتی یک بار هم به مشارکت اقتصادی زنان با فرزند کوچک اشاره نشد.



