روزنامه هفت صبح | یک:‌ ‌دیروز مدیر باشگاه نساجی در یکسری استدلالات منطقی گفت که چرا ورزشگاه‌ها رو به تماشاگران باز نمی‌شوند؟ اینجا که فضا کاملا باز است؟ ‌او فرضیه مهمی را وسط می‌کشد و اینکه فدراسیون فوتبال و وزارت ورزش از ترس جنجال‌های ورود یا ممنوعیت ورود تماشاگران زن به استادیوم‌ها فعلا پشت هیولای کرونا خودشان را پنهان کرده‌اند. اینطوری نه باید به فیفا جواب پس بدهند و نه به علما.

در بازی ایران و کره‌جنوبی هم این فرضیه شکل گرفته بود که وزیر ورزش و رئیس فدراسیون توافق کرده بودند که ورود کلیه تماشاگران را به ورزشگاه‌ها ممنوع کنند تا گرفتار الزامات ورود زنان نشوند. امیدواریم این فرضیه‌ها و شایعات اشتباه باشند. دو هفته قبل هم خبر از فرستادن آیین‌نامه ورود زنان به استادیوم‌ها از طرف وزارت ورز‌ش و فدراسیون فوتبال به مجلس شد که بعد تکذیب شد. یک آدم‌هایی از مطرح شدن این موضوع و جنجال‌های اطرافش به شدت می‌هراسند. رها کن برادر … رها کن.

دو: در این چند روز با مجموعه‌ای از حوادث کوچک و زشت روبه‌رو بودیم. سیلی زدن به صورت استاندار در حین برگزاری یک مراسم رسمی‌،‌ تصمیم سرخود و مثلا انقلابی ابوالفضل ابوترابی نماینده مجلس در نجف‌آباد که یک بنای متعلق به دانشگاه آزاد این شهر را با دلایلی به ظاهر عام‌المنفعه و با لودر تخریب کرده بود و در تلویزیون هم با استدلالاتی شگفت‌انگیز از این حرکتش دفاع کرده ‌ و نشان داده بود که کلا شان‌ و جایگاه خاصی برای خودش قائل است. یا این آخری حرف‌های پور کبگانی رئیس شورای شهر بوشهر که گفته شهرداری مالک خیابان‌ها و کوچه‌ها و معابر است و شهرداری اجازه نمی‌دهد آدم‌های دلبسته فرهنگ غرب از آنها استفاده کنند و پیاده‌روها و خیابان‌ها در انحصار نیروهای شیفته انقلاب است‌!

مسئولان عزیز، این نوع حرکات درست نیست. ‌ چه به خاطر حسن‌نیت و قلب صافتان ‌ باشد و چه‌ خدای ناکرده به خاطر جاه‌طلبی و از پله‌های ترقی بالا رفتن. چه کاری است این اعمال آخر؟ این که حرف‌هایی است‌؟ این چه بنزین ریختن بر آتش شکاف‌های اجتماعی است . مگر فرهنگ را می‌شود اینگونه کنترل کرد؟ ‌شما عزیزان رئیس شورای شهر بوشهر هستید، نماینده مردم نجف‌آباد هستید. این چه لحن بیان نقطه نظرات‌تان است؟ ‌چند سال باید طول بکشد که متوجه اشتباهتان بشوید‌؟

سه: دوست اقتصاددانی دارم که معتقد است اولین اشتباه اقتصادی پس از انقلاب ملی کردن و دولتی کردن کارخانه‌های خصوصی بود و دومین اشتباه خصوصی کردن این کارخانه‌ها (یا شیوه خصوصی کردن آنها) از اواخر دهه ۸۰ بود‌! سومین اشتباه هم به نظر دوست ما مجوز بی‌دریغ تاسیس بانک‌های خصوصی بود. چه می‌دانم‌! باید متخصصین نظر بدهند .

چهار: خیلی وقت بود از استاد قرایی‌مقدم بی‌خبر بودیم که دیدم دیروز دوباره به گود برگشته‌اند و خبر از افزایش پدیده خودفروشی پسران ژیگولو داده‌اند و بانوانی که هزینه این پسران خوش تیپ را می‌دهند و از این چیزها ! دکتر قرایی مقدم و همکار عزیزشان دکتر ابهری یک دهه پیش خیلی فعال بودند و همیشه آماری درباره پایین آمدن سن فحشا و این جور چیزها در آستین داشتند. خدا حفظشان کند.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - اجتماعیرا اینجا بخوانید.