روزنامه هفت صبح | یک: رفته بودم به دور از هشدارها و ترسهای کرونایی، یکی دو سیخ جگر بخورم. مغازه جایی است که موقع ناهار کلی از ماشین فروشها و دلالهای اتومبیل در نمایشگاههای عباسآباد راهی آنجا میشوند. مرد جوانی در مغازه بود و به دوستش میگفت دیروز رفتم و یک شلوار لی وایز اصل گرفتم یک میلیون و ششصد هزار تومان! دوستش میگفت اصل اگر باشد بالای۴ میلیون تومان است.
زیر ۱۵۰ دلار نمیشود لی وایز اصل گرفت. اصل نبوده. از جوان اول اصرار که نخیر خیلی هم اصل بوده. آخر سر توافق کردند که شلوار لی وایز اصل ترکیه بوده! اینها را گفتم که بگویم سه چهار ماه پیش از یک برند لباس مردانه معروف تهران در خیابان پاسداران دوفقره شلوار کتان شبه جین گرفتم که هم دوخت بسیار خوبی دارد، هم خوب روی تن میایستد، هم سبک است و هم دوامش تابه حال خوب بوده.
دوتا شلوار روی هم ۹۰۹ هزار تومان (با تخفیف و مالیات و از این چیزها ) ازآب درآمد. میدانم که باز هم رقم سنگینی است اما در قیاس با لیوایز اصل ترکیه که یک دانهاش یک میلیون وششصد هزار تومان قیمت دارد مطمئنا خرید اقتصادی بهتری محسوب میشود. امیدوارم صنعت پوشاک ایران که حالا مثل صنعت خودروسازی و صنعت لوازم خانگی از انحصار بازار برخوردار شده از شرایط موجود بهترین استفاده را بکند.
امیدوارم سلیقههای جدید و جوان درعرصه دوخت پیرهن و تیشرت شرایط را از وضعیت مدل پلاسکویی فعلی خارج کنند و این کلا اگر قرار است روی تولید داخل حرکت کنیم و بازار در انحصار برندهای ایرانی قرار بگیرد وظیفه سازمانهای ناظر خیلی سنگین میشود. در یک بازار بدون رقیب آنچه در نظر گرفته نخواهد شد منافع مشتری و کیفیت محصول است.
دو: دو تا تیم خارجی را کلا دوست دارم که دیروز در مهمترین هماوردهایشان تقریبا همزمان به میدان رفتند. منچستریونایتد میزبان لیورپول بود. بارسا هم میزبان رئال مادرید.الان ساعت هشت شب است و بارسا ۲بر یک به رئال باخت و منچستر هم نیمه اول را با چهار گل در کیسه به رختکن رفت. هیچ موقعی چنین شرایطی را تجربه نکرده بودم.



