روزنامه هفت صبح، یاسر نوروزی | غفور اینجا، غفور آنجا، غفور همه جا! یعنی ته حرف مابقی، وسط حرف مابقی، توی دهان مابقی! اصلا تو یک‌سره حرف بزن مهران جان! چون ما پول می‌دهیم پای «شب‌های مافیا» که مهران غفوریان صبح و عصر و نصف‌شب‌های مافیا را هم سخنرانی کند. «سکوت سرشار از ناگفته‌ها» و این‌ها را هم چند باری رویش تست زدند، جواب نداد. حالا هم که کلا شلنگ را ول کرده‌اند توی باغچه، بازی را آب برد!

در کل فقط یک بار سکوت انضباطی گرفت؛ آن هم نیم‌‌بند. از آن طرف ناگهان شب به روز می‌رسد می‌بینی دو نفر اخراج شده‌اند؛ حسین سلیمانی و متین ستوده! یعنی چه می‌کنه این آقای گرداننده! خوب هستی آقای دیرباز؟ خوشی؟ تردماغی؟ برادر من! آقای کارگردان‌! اصلا هستی؟! چون یکی از قسمت‌های خوب «شب‌های مافیا» را که با این تصمیمات رنده کردید. اگر بخواهم جزئی‌تر بگویم اول شروع کنیم از بعضی بر و بچه‌های فینال که حتما رفاقتی دعوت نکرده‌اید.

چون رضا شفیعی‌جم را می‌آوردید، بیشتر از بعضی شرکت‌کنندگان این دفعه، شایستگی حضور داشت! البته ممکن است خانم‌ها رزیتا غفاری یا شبنم قلی‌خانی شخصا امکان حضور نداشته‌اند و به فینال دعوت نشده بودند. والا که پروان ترلانه را دعوت می‌کردید بهتر بود از ترلان پروانه! الان ایشان واقعاً در حد فینالیست بود که دوباره اسنپ گرفتید بیاید؟ در برنامه‌های قبلی خوش درخشیده بود؟ روح کاپرفیلد را زنده کرده بود؟ هاوکینگ قبلی بازی بود؟ یکه‌تازی کرده بود؟

حدس‌های بی‌نظیرش ما را به سقف چسبانده بود؟ از قضا تا جایی که من خاطرم می‌آید اتفاقا یکی از باخت‌های فلاکت‌بار شهروندان در دوره قبلی به خاطر زحمات همین خواهر زحمتکش بود! کلا چرا بعضی از اعضای شرکت‌کننده را که در حد و اندازه‌های فینال نبودند، دوباره واتساپ زدید و سر صحنه کشاندید؟ خیلی صاف و پوست‌کنده بگویم؛ کسی روی سیم رفته بود؟ یا برنامه گرفته و پرمخاطب شده، شما در حال دستکاری هستید؟ والا که چطور صدای همه را درآوردید؟

چون بنده که سینمایی نیستم و می‌توانم راحت درباره رفقا نظر بدهم و به پاچه‌ام غم نیست اما غم‌خوار بچه‌ها که هستم! یعنی توی مکتب‌خانه پدربزرگم این‌طور تنبیه پرت و پلا نکردند که شما بچه‌ها را تنبیه ایرلندی کردید! دوستان! «اطلاق نقش» در بازی مافیا یعنی اسم بردن مستقیم از نقش که تازه در بعضی کافه‌ها و جمع دوستان، اعتقادی به این نوع قانون ندارند. چرا؟ چون اطلاق نقش از سوی هر دو طیف این بازی، چه شهروند و چه مافیا، سندیتی ندارد و می‌تواند صرفا یک بلوف باشد. به این نکته فکر کردید؟

حالا اصلاً گیریم که چنین قانونی را هم راه انداخته‌اید و درست راه انداخته‌اید؛ پرسشم این است حسین سلیمانی دقیقا چه نوع اطلاق نقشی داشت که شبانه به بیرون پرتابش کردید؟ یا متین ستوده چه اشتباهی داشت که ناگهان از بازی بیرونش کردید؟ اینکه شهروندان درست حدس زده‌اند و نقش آن‌ها را کشف کرده‌اند که تقصیر طرف نیست! ضمن اینکه اصلاً فرض کنیم اطلاق نقش داشتند؛ مافیایی که بازیکن باشد می‌تواند با بلوف زدن و دزدیدن نقش شهروندان، خودش را شهروند جا بزند.

یا یک شهروند می‌تواند با رد شدن از کنار نقشش، شهروندان دیگر را مجاب کند. اینکه اشکالی ندارد. وقتی فضای حاکم بر قوانین یک بازی فوق‌العاده نظیر «مافیا» کلا در نسبیت و عدم قطعیت می‌گذرد، چه ایرادی دارد هر کسی هر چه خواست بگوید؟ چه ایرادی دارد اصلاً‌ نقشش را عنوان کند؟ می‌تواند کاملا بلوف باشد. با تمام این حرف‌ها اگر قرار است همچنان به قانونی که گذاشته‌اید پایبند باشید، دست‌کم درباره همه پایبند باشید.

نه اینکه مهران غفوریان وقت و بی‌وقت دوپایی توی حرف دیگران بدود، تا پایان هم دست‌نخورده و صفرکیلومتر توی بازی بماند؛ از آن طرف متین ستوده با یک حرف نیم‌بند برود بیرون! بنده البته برخلاف عده‌ای باور ندارم که کامبیز دیرباز اجرای خوبی ندارد. در اولین قسمت‌هایی که به عنوان گرداننده دعوت شده بود، تسلط کامل نداشت اما رفته رفته بهتر بود. منتها گاهی در قضاوت‌ها، پای رفاقت را وسط می‌آورد و کاری می‌کند که صدای مهران عزیز یک‌سره در مغزمان باشد! در واقع خدمت آقای دیرباز عرض شود جدیّت در نقش گرداننده بازی لازم است اما انصاف ایجاب می‌کند که این جدیت برای همه اعمال شود.

حسین سلیمانی در پایان بازی در اعتراض به اخراج بیجای خود رو به گردانندگان گفت: «من تصمیم شما را قبول نمی‌کنم،‌ مردم باید قبول کنند.» بهترین حرف همین بود. اصلا هیچ‌کس قبول نمی‌کند. برای همین خطاب به کارگردان و گردانندگان «شب‌های مافیا» باید گفت خسته نباشید، واقعا در بعضی قسمت‌ها گل کاشتید و برنامه‌ای سرگرم‌کننده و مفرح ساختید اما این یک بار را انصافا بروید توی اتاق به کار بدتان فکر کنید! قول بدهید بروید! باشه؟!

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - اجتماعیاینجا کلیک کنید.