روزنامه هفت صبح، محمدجواد ترابی| سیر تغییر و تحولات خاورمیانه در یک سال اخیر به طرز شگفتآوری تند شده؛ این منطقه زمین که رد حضور تمدنها در آن به بیش از پنج هزار سال میرسد، هیچگاه آرام و قرار نداشته. اما این یک سال به گونهای دیگر گذشت. شاید خواب خرگوشی منطقه، با صدای مهیب انفجار بیروت، پرید. تقریبا شش هفت ماهی میشد که منطقه به خودش آشوبی تازه ندیده بود. اما ۱۴ مرداد ۹۹، بیروت چنان لرزید که هنوز پسلرزههایش لبنان را هر روز تکان میدهد.
عروس خاورمیانه حالا محتاج سوخت و نان شب است.در حاشیه خاورمیانه، روسیه، ترکیه، آمریکا و همچنین تجهیزات اسرائیلی، همین هفته نخست مهر سال گذشته، جنگی در قفقاز به راه انداخت که سبب تغییر نقشههای سرزمینی دو همسایه ما، ارمنستان و آذربایجان شد. نیروهای روسیه هم از این فرصت بیشترین بهره را بردند و تا نزدیکی رود ارس در مرزهای شمالی ما پیش آمدند؛ به نام حفاظت از صلح.
ترکیه هم بیکار ننشسته و اردوغان هم برای بهرهبرداری از جنگ ناگورنو قرهباغ که از آذربایجان حمایت میکرد، نقشهها کشیده است که بیاید و در خاکشان پایگاهی دائمی داشته باشد. یک ماه و دو هفته جنگ کافی بود تا چهره مرزهای کشورهای شمالی همانی شود که از قبل نوشته شده بود. روسیه و آمریکا که در هر دو کشور منافعی داشتند، نمیخواستند آتش جنگ از مناطق مورد مناقشه فراتر برود.
همین هم شد. نیکول پاشینیان، نخست وزیر ارمنستان به علت تن دادن به توافق در مسکو بسیار تحت فشار قرار گرفت. او پس از تقابل بسیار با عالیرتبههای ارتش، سرانجام استعفا داد و دو ماه بعد در ابتدای تابستان امسال مجدد به عنوان نخست وزیر این کشور انتخاب شد. گویی نه خانی آمده، نه خانی رفته؛ گرچه ۱۰ هزار تن طبق برخی برآوردها در دو سو جانشان را از دست دادند و خانوادههایشان به عزای سربازانی نشستند که به اسم میهنشان جنگیدند.
در کشورمان، ایران اما خبرسازترین و پرچالشترین اتفاق در صحنه سیاست نه تغییر رئیس جمهوری و تغییر کابینه که شیوع افسارگسیخته کروناست. کرونا طبق آمارهای رسمی جان بیش از ۱۰۰ هزار نفر از هموطنان ما را گرفته است؛ ۱۰برابر تعداد کشتهشدگان جنگ ناگورنو قرهباغ. کرونا و سویههای پنهانش چنان ضربتی در کشور عمل کرد که هر سبک مدیریتی که دولت پیش به خرج داد، نتیجهبخش نبود.
عصبانیت عمومی از ناتوانی در واکسیناسیون عمومی حتی اولویتها در دولت جدید را تغییر داده و حال این روزها خبر آمده که با تسریع واردات واکسن قرار است تا آخر بهمن همه واکسینه شویم و این غائله خاتمه پیدا کند. ما در جنگ با ویروس، کم خون ندادیم. کاش این بهمن، دی بود، آذر بود یا که همین شهریور؛ روزی ششصد کشته، در جنگهای زمینی هم مشابه کم دارد.
این روزها اما همه ما هاج و واج به آنچه بر سر افغانستان آوردند، مینگریم. به فرودگاه کابل، به هواپیماهایی با سرنشینان بدون صندلی. به صندلیهایی که وفا نکرد و وفادارانی که بیوفا بودند. آنچه در دو هفته اخیر بر سقوط کابل و حکومت دستنشانده گذشت، سالها و دههها، از حافظه عمومی جهان پاک نمیشود. مگر ویتنام پاک شد؟ میلیونها همزبان و برادر و خواهر ما، حال در وضعیتیاند که کرونا و بیماری در آن، بیمعناست. خاورمیانه در همین یک سال مدام به ما یادآوری میکند بالاتر از سیاهی هم رنگهایی هست. رنگهایی که فقط به چشم ما مردمان خاورمیانه میآید و باقی دنیا از آن بیخبرند.



