روزنامه هفت صبح | یک: برای دوستم دنبال یک خانه ۱۰۰متری اجارهای در منطقه سهروردی شمالی میگشتم. معصومانه به فایلهای اجاره سرک کشیدم و سرم سوت کشید.۸۰۰میلیون رهن کامل.۵۰۰میلیون + ۶ ،۳۰۰میلیون پول پیش با ماهی ۷میلیون تومان، ۱۰۰میلیون پول پیش با ماهی ۱۰میلیون تومان.
برای یک خانه ۱۱۲متری ۱۵سال ساخت در ابن یمین. در بین فایلها این را هم دیدم:آپارتمان ۵۰متری در سهروردی جنوبی، ۵۰ میلیون پیش با ماهی پنج و نیم میلیون. فایلهای منطقه پاسداران را نگاه کردم اجارههای ماهانه زیر ۸میلیون تومان وجود نداشت! سوال برایم پیش آمد که خب کدام طبقات از مردم هستند که این اجارهها را پرداخت میکنند.
این همه آپارتمان با اجارههای ۸ تا ۱۵میلیون تومان ماهانه چگونه اجاره داده میشوند؟کدام بیزینس؟کدام کارمند؟ کدام مغازهدار؟ کدام پزشک؟تا اینکه جدول حقوقهای نجومی شرکتهای دولتی و نیمه دولتی را مشاهده کردیم و حقوقهای عموما بالای ۲۰میلیون تومانی! و خب کارکنان خوشبخت اینگونه شرکتها خیلی هم طرفدار دورکاری و تعطیل کردن و این چیزها هم قاعدتا هستند.بخش بزرگی از حقوقهای عجیب که با تعرفهها و تبصرههای شبه قانونی پرداخت میشود از بودجه عمومی کشور است.موفق باشید!
* دو: خانم لیندا کیانی از بیحاشیهترین بازیگران سینما و تلویزیون هستند و خب برای یک برند کیف و چرم ژستهای تبلیغاتی گرفتهاند و ناگهان هیاهو و فریاد! چراکه در یکی از این کیفها که به شیوه مرسوم و ترند شده از تیتر روزنامهها استفاده شده است تیتر خرمشهر آزاد شد قرار گرفته است.
من نمیفهمم که گذاشتن این جمله روی یک کیف چه بازتاب بدی دارد؟اینکه فرزندان ما حتی در خرید یک کیف این جمله را بخوانند و بدانند اشکالی دارد؟میدانم که آزادسازی خرمشهر اتفاق بزرگی در تاریخ معاصر ما بوده و شماری از بهترین فرزندان کشورمان را در آن نبرد تاریخی از دست دادیم اما گذاشتن چنین جمله تاریخی روی یک کیف نباید اینقدر با اصول در تعارض باشد. یک کار تبلیغاتی بوده که شاید در بطن خودش یک اتفاق بزرگ حماسی را زمینی و عادی جلوه دهد اما آنقدر مسئله بزرگی نیست که برایش هیاهو به راه بیندازیم. بیزینس است و کسبوکار.



