روزنامه هفت صبح، پویا مصحفی| نمیدانم چرا همیشه کندن چاه بر دزدیدن منار برای هموطنان شاغلمان در شهرداری تهران اهمیت شایانی دارد. صرفا بهخاطر این که ثابت کنیم شهردار قبلی کاری نکرده است؟ برای اثبات خدایی ناکرده خیانت در امانت شهرداری؟ برای بیاهمیت جلوه دادن کار پیمانکاران شهرداری؟ برای چه؟در گوشههای مختلفی از شهرمان چاههایی را میبینیم که مشتاقانه در انتظار رسیدن منارهای خود هستند.
***یک***
تا به حال سری به پردیس سینمایی باغ کتاب زدهاید ؟ یک مجتمع بزرگ فرهنگی هنری را در کنار محل فرهنگستانها و از همه مهمتر با قدمتترین و اصیلترین مرکز علمی و فرهنگی تهران یعنی کتابخانه ملی بنا کردهاند تا بر جلوه زیبای شهر تهران و مشتاقان هنر هفتم و دوستداران خرید کتاب بیفزایند. ظاهر این امر بسیار خوب و پسندیده است ولی چنانچه بهخصوص در روزهای تعطیل گذارتان به آنجا بیفتد بایستی مدت مدیدی در انتظار حرکت بایستید چراکه ماشینهای جلویی شما در انتظار جای خالی پارک ایستادهاند تا اولین جایی که خالی شد ادامه مسیر داده و به جای ماشین خارج شده پارک کنند!
یعنی همان اتفاقی که در پمپ بنزینها میافتد و عامل ایجاد ترافیک در ورودی پمپبنزینها شده. اتومبیل در آستانه ورود به جایگاه میایستد تا هر مسیری که خالی شد به همان مسیر برود.چند وقتی در ورودیهای محوطه کتابخانه ملی و فرهنگستانها و این پردیس نوظهور کسانی به عنوان نگهبان میایستادند تا برای ورود قبض صادر کنند و اعضای کتابخانه ملی از این قاعده مستثنا بودند ولی به لطف الهی چندی است که خبری هم از این نگهبانها نیست و از این رو فارغ از بود یا نبود جای پارک اتومبیلهای گرامی به این محوطه سرازیر شدهاند. در نتیجه جایی برای مراجعه دانشجویان فوق لیسانس یا دکترا که برای امتحانات یا پژوهشهای خود نیازمند استفاده از محیط کتابخانه ملی هستند وجود ندارد.
وضعیت بغرنج بهوجود آمده در این محیط که بدون در نظر گرفتن فضای پارک کافی و احداث یک پارکینگ طبقاتی صرفا با هدف افتتاح یک مجتمع سینمایی مجهز صورت گرفته حتی با دخالت مأموران پلیس راهور هم قابل حل نیست چراکه در صورت استقرار مأمورین در ورودی بلوار کتابخانه ملی و ممانعت از ورود اتومبیلهای اضافی، دامنه ترافیک به اتوبان حقانی مسیر غرب به شرق کشیده شده و بر وسعت فاجعه افزوده خواهد شد.در حقیقت شاید بهتر بود ابتدا همه جوانب سنجیده میشد و بعد چنین پردیسی افتتاح میشد. قرار دادن محیطی برای تفریح سینمایی در کنار جایی مثل کتابخانه ملی، بنده را یاد این شعر انداخت: ندیده کس چنین بزمی غذای جسم و جان یک جا/ دلا دیگر چه میخواهی کتاب اینجا کباب آنجا…
متأسفانه با بدسلیقگی کامل دو غذای روحی را در کنار هم آوردهاند بدون آن که برای شیوه قرارگیری این دو غذا در کنار هم تدبیری بیندیشند. بیهوده نیست که قدما خوردن عسل و خربزه را در کنار هم تجویز نمینمودند!
***دو***
تا به حال شده برای استفاده از مناظر و انجام پیادهروی هوس رفتن به پل طبیعت به سرتان زده باشد ؟ اگر از آن دسته هموطنان باشید که با اتومبیل شخصی خود به هر کدام از دو ورودی پل طبیعت میروند و آنجا پارک میکنند تا به مقصود خویش نایل شوند یقینا دیدهاید که روزهای تعطیل که مهمترین و شاخصترین روزهای ممکن برای انجام این امر است، به خصوص بعدازظهرها که از گرمی هوا کاسته میشود، چنین امکانی بسیار دشوار خواهد بود. هر کدام از ورودیهای پل طبیعت از فضا جهت استقرار اتومبیل برخوردار نیست. ورودی غربی پس از گذشت زمانی کوتاه موجب ایجاد ترافیک در بلوار نلسون ماندلا و ابتدای حقانی شده و پس از گذشت زمانی کوتاه، تمامی معابر منتهی به آن توسط پلیس مسدود میشوند بدون اینکه فکری به حال ساکنان آن کوچهها شده باشد.
یعنی به لطف ایجاد فضایی مفرح برای هموطنانمان، عدهای از هموطنان دیگرمان از حق طبیعی سکوت محل زندگی خویش ، تردد خود و یا حتی حق طبیعی مهمانداری در روزهای تعطیل محروم میشوند! در ورودی شرقی قضیه بدتر هم میشود.در آنجا هم ورودی پل طبیعت هست، هم ورودی پارک طالقانی و هم موزه دفاع مقدس. هر کدام هم مخاطبان خاص خود را دارند و تمامی بلوار منتهی به این سه جاذبه در عرض زمانی کوتاه پر از اتومبیل شده و آن بلوار هم توسط پلیس مسدود شده و عاملی برای ایجاد ترافیک مضاعف در اتوبان حقانی توسط آن دسته از هموطنانی است که بدون توجه به وضعیت فاجعه بار موجود قصد ورود با اتومبیل به بلوار را دارند.
حالا یا از طریق خواهش تمنای بیهوده از مأموران مستقر در آنجا یا با پررویی که آنقدر بایستند و سد معبر کنند که یا مأمور کوتاه بیاید یا یکی دو خودرو بیرون بیایند و آنها هم طلبکار از این که حال که جای پارک یک یا دو اتومبیل خالی شده حق آنهاست که داخل بروند.در حقیقت هیچ توازنی مابین مخاطبان هر یک از سه جاذبه یادشده وجود ندارد. حال پیدا کنید چاه کنده شده و منار را !



