هفت صبح| زمانی که افسار تورم در می‌رود، میان کالاهای اساسی و کالاهای فرهنگی به عنوان بخشی از سبد مصرفی خانوار دوئلی برقرار می‌شود که برنده آن از پیش مشخص است. در شرایطی که توان خرید جامعه کوچک و کوچک‌تر می‌شود و در مقابل قیمت‌ها به سرعت متورم می‌شود، الگوی خرید خانوارها نیز تغییر پیدا می‌کند. خانوارها ابتدا دست به حذف هزینه‌های غیرضروری همچون فرهنگ و تفریحات می‌زنند و بعد هم به جایی می‌رسند که به اجبار، حجم و نوع مواد غذایی خود را تغییر می‌دهند. در اقتصاد تورم‌زده، فرهنگ جزو اولین قربانی‌هاست و به عنوان هزینه‌های اضافی حذف می‌شود.

 

اما اگر بخواهیم به قانون «هزینه فرصت» در علم اقتصاد پایبند باشیم، شاید نتوانیم برای هزینه برخی از محصولات فرهنگی همچون تئاتر و سینما، حکم قطعی گرانی را صادر کنیم اما تورم مواد غذایی در سال‌های اخیر، هزینه فرصت خرید کتاب، رفتن به سینما، تئاتر و کنسرت را به قدری بالا برده که خرج کردن برای فرهنگ، به‌خصوص برای طبقه متوسط جامعه، دیگر توجیهی ندارد. در اسفند 1403، سید عباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از کوچک شدن مصرف فرهنگی جامعه در سال‌های اخیر خبر داد و عنوان کرد: «میانگین هزینه فرهنگی هر خانوار در سال 1396،  ۲۳ میلیون بوده و این هزینه شامل کدهای مختلف از جمله پوشاک، تفریح و سرگرمی است اما سال ۱۴۰۲ این میزان به ۱۴ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان تقلیل پیدا کرده، به‌عبارت دیگر، طی ۶ سال به این حد تنزل پیدا کرده است.»

 

نمودار شاخص تورم بانک مرکزی در دو ماهه نخست سال ۱۴۰۵، نشان می‌دهد که خانوارها درحالی که با تورم ۷.۲ درصدی در بخش خوراکی‌ها دست‌و‌پنجه نرم می‌کردند، بخش تفریح و امور فرهنگی با جهش بیش از دو برابری نسبت به فروردین، رکورد تورم ۱۱ درصدی را ثبت کرد. از این رو اعداد فریاد می‌زنند که در شرایطی که مواد غذایی گران‌تر می‌شوند، دیگر امکانی برای انتخاب صندلی کنسرت یا خرید کتاب وجود ندارد. با این مقدمه، هفت‌صبح به قیمت کتاب و بلیت‌های سینما، تئاتر و کنسرت از سال 1400 تا 1404 نگاهی انداخته و نشان می‌دهد که چگونه سهم فرهنگ در سبد مصرفی خانوارها، سال به سال آب رفته است.
 

قیمت کتاب از تورم جا ماند


بنابر آمارهای موجود در وب‌سایت خانه کتاب و ادبیات ایران، میانگین قیمت کتاب در سال 1400 از 54 هزار تومان به 204 هزار تومان در سال 1404 رسیده است که افزایش 278 درصدی را نشان می‌دهد. با فرمول تورم مرکب، شاخص کل قیمت‌های مصرف‌کننده در ایران از سال ۱۴۰۰ تا پایان ۱۴۰۴، تقریباً ۳۳۰ تا ۳۵۰ درصد رشد داشته است. به بیانی ساده‌تر، سطح عمومی قیمت‌ها در کشور حدود ۴.۵ برابر اما قیمت کتاب در این بازه زمانی 3.8 برابر شده است. بنابراین سرعت گران شدن کتاب به مراتب کُندتر از تورم جامعه بوده اما از آنجا که بخش اعظم درآمدها صرف اقلام حیاتی و مسکن می‌شود، همین افزایش قیمت پایین‌تر از تورم برای کتاب، منجر به از دسترس خارج شدن این کالا می‌شود. 

 

جهش ۶۵۰ درصدی تئاتر اما بدون سود


تئاتر ایران سال‌هاست حال و روز خوبی ندارد و فعالان این حوزه بارها نسبت به افزایش هزینه‌های تولید و نبود حمایت گلایه داشته‌اند. بررسی‌های هفت صبح نشان می‌دهد میانگین قیمت بلیت تئاتر در سال 1400، 60 هزار تومان، در سال 1401، 100 هزار، سال 1402 نیز 200 هزار و در دو سال دیگر به ترتیب 300 و 450 هزار تومان بوده است. بنابراین بهای بلیت تئاتر در این 4 سال، 650 درصد افزایش داشته است. اما این جهش را نباید به معنای زیاده‎خواهی فعالان این صنف قلمداد کرد چراکه تمام هزینه‌های تولید تئاتر از اجاره سالن‌ها تا طراحی و ساخت صحنه افزایش پیدا کرده که بخشی از بار این گرانی به دوش مصرف‌کننده می‌افتد.

 

مقاومت قهرمانانه پرده نقره‌ای در برابر تورم


نگاهی به روند قیمت‌گذاری بلیت سینما در بازه چهار ساله مذکور نشان می‌دهد که در برابر هجوم گرانی، پرده نقره‌ای نیز از کتاب هم مقاومت بیشتری داشته است. بهای بلیت سینما از 30 هزار تومان در سال 1400، با افزایش نزدیک ۳.۶ برابری به 110 هزار تومان در سال 1404 رسیده است. در سال 1400، تعداد مخاطبان سینما 7 میلیون نفر ثبت شده که می‌توان علت افت فروش را در همه‌گیری کرونا جست و جو کرد چراکه در سال بعد این تعداد به بیش از 14 میلیون نفر رسیده است. این آمار برای سال‌های 1402 و 1403 به ترتیب نزدیک به 27 میلیون نفر و 34 میلیون نفر بوده است. به‌رغم اینکه قیمت بلیت در سال 1404 نسبت به سال قبلش افزایش داشت، سینمای ایران حدود 32 درصد از مشتریانش را از دست داد و به 23 میلیون نفر رسید که می‌توان علت آن را در دو جنگ و اعتراضاتی که در دی ماه رخ داد و سینماها را به حالت تعطیل درآورد، مرتبط دانست.

 

حرکت بلیت کنسرت، پا‌به‌پای تورم کل


سقف قیمت بلیت کنسرت که در سال 1400، 495 هزار تومان بود، در سال 1404 به 2 میلیون تومان جهش پیدا کرد. از این رو در بازه زمانی یاد شده، اگر تئاتر با جهش 650 درصدی فراتر از تورم و سینما با رشد 185 درصدی پایین قله تورم ایستاد، بلیت کنسرت همگام با میزان تورم یعنی با رشد 304 درصدی حرکت کرده است. فارغ از اینکه سرمایه‌گذار هم متحمل هزینه‌هایی همچون اجاره سالن، نورپردازی، درصد سایت‌های بلیت‌فروشی و دستمزد گروه ارکستر می‌شود اما آنچه باید در نظر داشت، این است که درآمدها به نسبت تورم افزایش پیدا نکرده است. به بیانی ساده‌تر، در سال 1404 حداقل دستمزد یک کارگر متأهل با دو فرزند و با احتساب بن کارگری، حق مسکن و اولاد، حدود ۱۵ تا ۱۶ میلیون تومان در ماه بود. اگر این خانواده برای ردیف‌های جلوی یک کنسرت بلیت می‌خریدند، باید 8 میلیون تومان، معادل 50 درصد حقوق ماهانه پدر خانواده را برای دو ساعت تماشای اجرای زنده موسیقی هزینه می‌کردند.

 

فرجام دوئل؛ حذف فرهنگ در برابر اقتصاد بقا


در سه ماه نخست سال جاری قیمت بلیت سینما 150 هزار تومان، کنسرت 3 میلیون و بلیت تئاتر نیز با قیمت‌های فزاینده در فروش است، می‌توان پیش‌بینی کرد که این قیمت‌ها تا پایان سال بیشتر از این هم خواهد شد. کنار هم گذاشتن این اعداد و ارقام نشان می‌دهد که افزایش قیمت اقلام خوراکی و اجاره‌بها، قدرت ریسک و هزینه فرصت برای مصرف فرهنگی و تفریحی خانواده‌ها را به صفر رسانده و برخی از کالاها و تفریحات فرهنگی که به نسبت، همچنان هم کم‌هزینه محسوب می‌شوند را به یک دوراهی بی‌رحمانه میان بقا و فراغت روح تبدیل کرده است.