هفت صبح، آرتین توکلی | «اولین کنسرتی که شرکت کردم، سال ۸۵ بود. یکی از دوستانم که دانشجوی سینما بود، من را برد. آن زمان، کنسرت‌های زیرزمینی راک در خانه‌های ویلایی بزرگ در شمال شهر یا باغ‌های اطراف شهر برگزار می‌شدند. حالا همه‌ آن ساختمان‌ها؛ برج، آپارتمان، مال و پاساژ شده‌اند. کنسرت‌ها کوچک بودند و به زحمت به ۱۵۰ نفر می‌رسیدند. تقریباً مثل تمام مهمانی‌ها و عروسی‌هایی که آن روزها در ویلاها و باغ‌ها برگزار می‌شدند، همیشه استرس حضور نیروی انتظامی و بازداشت وجود داشت. خوشبختانه در آنهایی که شرکت کردم اتفاقی نیفتاد ولی می‌شناسم کسانی را که بازداشت شدند و بعد از پرداخت پول، آزاد. ترس همین بود.

 

البته گاهی حمله و بازداشت‌ها منجر به بردن به دادگاه و حکم و توقیف سازها هم شده بود که این‌ها معمولاً با حضور و دستور دادستانی و قوه قضائیه برای خط و نشان کشیدن برای بقیه صورت می‌گرفت»؛ اینها را «امیر» می‌گوید؛ مردی سی‌و‌پنج‌ساله که روزگاری نه‌چندان دور از نزدیک شاهد صحنه‌ زیرزمینی موسیقی راک در ایران بوده است. امیر در دهه‌ هشتاد و نود به‌عنوان نوازنده‌ در چند گروه زیرزمینی فعالیت داشت، اما حالا از فضای راک فاصله گرفته و تمایلی برای بازگشت نشان نمی‌دهد. او در گفت‌وگو با «هفت‌صبح» از سال‌هایی یاد می‌کند که راک در ایران هنوز هنری ممنوعه و زیرزمینی بود؛ دوره‌ای پر از اضطراب، علاقه و سازهایی که در خلوت خانه‌ها و زیرزمین‌ها صدا می‌کردند: «در دهه‌ هشتاد اکثر آدم‌ها از طریق دوستان‌شان برای کنسرت راک جمع می‌شدند. بلیت‌فروشی گاهی در روم‌های یاهو و بعدها در فیسبوک انجام می‌شد.

 

اما این موارد اغلب لو می‌رفت و برگزار نمی‌شد. هماهنگی هم با تلفن انجام می‌شد. تا قبل از آمدن خط‌های ارزان اعتباری ایرانسل باید به خانه‌های همدیگر زنگ می‌زدیم. ما طبقه‌ به‌اصطلاح فقیر و پایین جامعه بودیم و کمتر کسی از هم‌سن و سال‌های ما موبایل داشت. از اواخر دهه‌ هشتاد به بعد، تعداد کنسرت‌ها زیاد شد، اینترنت گسترش پیدا کرد و سخت‌گیری‌های قانونی و امنیتی هم کمی کمتر شد. در نتیجه، خبررسانی اجراها در گروه‌های فیسبوک انجام می‌شد.

 

مشکل بزرگ اجراها این بود که باید با سازها و تجهیزات ارزان قیمت خودمان اجرا می‌کردیم و چون اغلب ما جوان و بی‌پول بودیم، ساز و تجهیزاتی که صدای خوبی داشته باشند، نداشتیم. در اغلب‌ بندها و گروه‌های راک هم مهندس صدایی وجود نداشت. همه‌ این موارد را باید تجربی یاد می‌گرفتیم. کیفیت صدای کنسرت‌ها واقعاً بد بود. هم به عنوان شنونده و هم نوازنده همیشه بعد از اجرا سردرد می‌گرفتیم. تمام این سختی‌ها و دردسرها فقط برای این بود که می‌خواستیم موسیقی متفاوت خودمان را داشته باشیم. البته تا قبل از آمدن این فضای سوشال مدیا، برای مطرح شدن باید کنسرت برگزار می‌کردیم.

 

مثل الان نبود که هر فرد‌ی با انتشار یک ویدیو در اینستاگرام راحت دیده شود. برای جدی گرفته شدن باید کنسرت برگزار می‌کردیم. بندها و آرتیست‌ها بعد از کنسرت شناخته و جدی گرفته می‌شدند و بعد از آن بود که می‌شد روی دانلود شدن آهنگ‌ها حساب باز کرد. کنسرت‌ها هیچ درآمدی برایمان نداشتند. تازه باید بابت مکان اجرا پول هنگفتی از جیب می‌دادیم. کنسرت برای گروه‌های تازه کار و شناخته‌نشده فقط هزینه بود. برای شناخته‌شده‌ها هم درآمد زیادی نداشت. از ۱۰۰ تا ۱۵۰ نفر مگر چقدر پولِ بلیت می‌توانستند بگیرند؟»

 

نسل Z چگونه راک را از زیرزمین به کافه‌ها و خیابان‌ها آورد؟


روایت امیر، تصویرگر دورانی‌ است که در آن، هنر راک با واژه‌های خطرناکی چون «زیرزمینی» و«شیطان‌پرستی» دست و پنجه نرم می‌کرد و هر اجرا بوی اضطراب می‌داد اما اکنون، شرایط به‌ کلی دگرگون شده است. بر اساس گزارش‌ها، مصاحبه‌ها و مشاهدات میدانی، موسیقی راک آرام‌آرام از زیرزمین بیرون آمده و جای خود را در زندگی روزمره، کافه‌ها و شبکه‌های اجتماعی پیدا کرده است. نسل تازه دیگر در ویلاهای متروکه تمرین نمی‌کند؛ آنها روی صحنه‌های کوچک می‌نوازند و بلیت‌ها را از طریق دایرکت اینستاگرام و کانال‌های تلگرام می‌فروشند.

 

راک در ایران نه کاملاً رسمی است و نه کاملاً ممنوع؛ جایی میان سایه و نور. جوانان نسل Z با گیتارهایی که اغلب به زبان انگلیسی کوک می‌شوند، میان مرز موسیقی مستقل و مجاز، مسیری را می‌سازند که زنده اما نیازمند تعریف است. همزمان با این تحولات، برخی از هنرمندان فعال در مصاحبه با «هفت‌صبح»، به حضور بانوان به عنوان نوازنده در اجراهای راک در ایران اشاره کرده‌اند. در ادامه‌ این گزارش، با تکیه بر روایت‌های هنرمندان، برگزارکنندگان، طرفداران و حتی مخالفان این سبک، به تصویر کشیدن چهره‌ امروز موسیقی راک در ایران می‌پردازیم.

 

 وقت خداحافظی با برچسب‌ها فرا رسیده؟


موسیقی راک در ایران در سال‌های اخیر به تغییرات فرهنگی قابل‌ توجهی دست یافته است؛ گذر از انگ‌خوردن و قضاوت‌های منفی و رسیدن به پذیرش، اگرچه هنوز این پذیرش محدود است. جوانان دهه‌های هفتادی، هشتادی و نودی به‌عنوان حامیان پرشور این سبک، نقشی اساسی ایفا می‌کنند. صدرا احمدی، هنرمند مستقل راک، با اشاره به تغییرات، می‌گوید: «افرادی که نسبت به راک گارد می‌گیرند اکثراً آدم‌های مسن‌ هستند. آنها صرفاً می‌گویند با راک حال نمی‌کنم، نه اینکه به آن برچسب‌های مختلف بزنند.» واکنش جامعه به ویدیوهای اجراهای راک در شبکه‌های اجتماعی نشانگر یک دوگانگی است: از یک سو، تحسین شجاعت و تشویق هنرمندان دیده می‌شود و از سوی دیگر، انتقاداتی تند مبنی بر «غرب‌زدگی» و «بی‌اصالتی» مطرح می‌گردد.

 

همچنین برخی میانسالان هنوز اطلاعی از مفهوم راک ندارند، در حالی که برخی آن را مصداقی از غرب‌گرایی می‌دانند. راد، یکی از طرفداران جوان راک، بر لزوم تغییر نگرش مردم تأکید می‌کند: «مردم باید آن افکار قدیمی و اشتباه در مورد راک را فراموش کنند و درک کاملی نسبت به این سبک داشته باشند.» رضا، عضو یکی از گروه‌های راک بدون مجوز نیز می‌گوید: «بزرگ‌ترین ضربه به این موسیقی، برچسب شیطان‌پرستی بود» او البته معتقد است که این برچسب‌ها دیگر مورد استفاده قرار نمی‌گیرند. هنرمندان فعال در اجراهای غیررسمی گزارش می‌دهند که تا به حال با برخوردهای امنیتی جدی مواجه نشده‌اند، اما هنوز در فضای زیرزمینی کنسرت‌های راک که حالا آن را «مستقل» می‌نامند، قانون نانوشته‌ای مبنی بر ممنوعیت فیلمبرداری و تصویربرداری از اجراها وجود دارد. 

 

  از فروغی و یغمایی تا کافه‌های ایرانشهر


تا پیش از این، راک ایران را با نام‌هایی چون کوروش یغمایی، فریدون فروغی و فرهاد مهراد می‌شناختند اما حالا این اسامی و گروه‌های قدیمی‌تر جایشان را به نسل جوانِ موسوم به نسل زد داده‌اند. فعالیت گروه‌های مستقل متعددی چون ۱۲۷، بالگرد، ری‌کُد، اَزبن و سَکران، که بلیت‌فروشی‌ اجراهایشان عمدتاً از طریق کانال‌های تلگرامی و اینستاگرامی این گروه‌ها و بعضاً برخی سایت‌ها مدیریت می‌شود، نشان‌دهنده‌ پویایی این سبک است.

 

در کنار این اجراهای بسته، حضور اجراهای خیابانی به‌ویژه در مکان‌هایی مانند ایرانشهر نیز بخشی از جغرافیای اجرای راک در ایران را تشکیل می‌دهد. همچنین از ایرانشهر تا میدان انقلاب، ده‌ها کافه اجراهای کوچک راک را برگزار می‌کنند؛ بی‌سروصدا اما پر انرژی. در این اجراها، فاصله‌ تماشاگر و نوازنده چند متر بیشتر نیست. تماس چشم‌ها، فریاد، صدای درام و گیتار یک تجربه‌ جمعی می‌سازد؛ بدون محافظ، بدون فاصله و البته خاص. 

 

 اجرا داریم، جا نداریم!


یافتن محل اجرای مناسب، همچنان بزرگ‌ترین چالش موسیقی راک در ایران است. صدرا احمدی، نوازنده‌ای که گروهش در کافه‌هایی نظیر «کافه‌راک» تهران برنامه اجرا می‌کند، در این باره توضیح می‌دهد: «بزرگ‌ترین مشکل ما مکان اجراست. گروه ما کامل است و تجهیزات کافی هم داریم، اما پیدا کردن سالنی امن، با هزینه‌ مناسب و صدای مطلوب، کار آسانی نیست. معمولاً باید سالنی زیر ۲۵۰ نفر پیدا کنیم تا بتوانیم سالن را پر کنیم و هزینه‌هایمان هم جبران شود.» یکی دیگر از هنرمندان مستقل راک نیز یافتن سالن استاندارد را تقریباً ناممکن توصیف می‌کند و می‌گوید: «اکثر اجراها به سالن‌های کوچک زیر 100 نفر یا اجراهای سطح پایین در کافه‌ها محدود شده.

 

گرفتن مجوز برای موسسات هنری کوچک هم سخت است.» صدرا ایمان‌پور که پیش‌تر در «خانه نمایش دا» اجرای سولو (تک‌نوازی) داشته، جنبه‌ مثبت این اجراهای کوچک را نزدیکی هنرمند و مخاطب می‌داند: «در فضاهای محدودی مثل کافه یا بلک‌باکس، آزادی عمل در محتوا و ارتباط با مخاطب بیشتر است. ولی همین فضاها ظرفیت کمی دارند و برای اجراهای مستقل بالای ۱۰۰ نفر تقریباً جایی وجود ندارد.» او در ادامه، درباره‌ هزینه‌ها توضیح می‌دهد: «هزینه‌ اجرا بسته به امکانات صوتی و نوری سالن متغیر است.

 

اگر سالن تجهیزات کافی نداشته باشد، فقط صدا و نور ممکن است تا ۵۰ میلیون تومان خرج داشته باشد.» یکی از خوانندگان راک نیز بر دشواری شرایط تأکید می‌کند: «بزرگ‌ترین چالش ما محل اجراست و بعد از آن، پیدا کردن اعضای حرفه‌ای برای گروه. تجهیزات هم بسیار گران شده‌ و مهم‌تر از همه، قضاوت‌های ناعادلانه است که کار را سخت می‌کند. هر کسی سبک خاص خودش را دارد و نباید این تفاوت باعث حذف یا قضاوت شود.»
 

مجوز؛ تیغ دو لبه برای راک ایرانی


بحث مجوز در جامعه‌ راک ایران همچنان داغ است. اکثر طرفداران جوان این سبک بر این باورند که راک باید بدون مجوز باقی بماند و هنرمندان مجوزدار را نیز «راک‌استار» نمی‌دانند. آنها حتی از این موضوع ابراز رضایت می‌کنند که جریان اصلی راک در ایران برخلاف سبک‌های دیگر هنوز وارد مسیر رسمی نشده است. در مقابل، هنرمندانی هستند که از سختی‌های دریافت مجوز حرف می‌زنند و آن را نشانه‌ تلاش برای فعالیت قانونی در چارچوب‌های موجود می‌دانند. علیرضا اردویی، خواننده و نوازنده، در این‌باره می‌گوید: «افرادی مثل کاوه آفاق و رضا یزدانی که با مجوز کار می‌کنند، رتبه‌ یک این حوزه هستند. مسیر اخذ مجوز، با همه‌ دشواری‌هایش، سبب گشایش‌های فرهنگی و اجتماعی شده و ارزشمند است.

 

البته پسندیدن آثارشان سلیقه‌ای است. برخی کارهایشان از نظر تئوری یا معنا، بیشتر به پاپ نزدیک‌اند و فقط با تنظیم راک شناخته می‌شوند. راک فلسفه‌ خودش را دارد و صرفاً حضور گیتار برقی آن را راک نمی‌کند.» از سوی دیگر، یکی از اعضای گروه‌های بی‌مجوز راک، نگاه متفاوتی دارد: «مسیر مجوزدار از نظر اجرایی کیفیت بالاتری دارد، اما از نظر هنری پایین‌تر است. آثار مجوزدار باید از فیلترهایی بگذرند که لزوماً درست نیستند.

 

برای ما، هم‌مسیر شدن با هنرمندان مجوزدار سخت است. شاید در آینده نیاز به مجوز داشته باشیم، اما وقتی بخواهیم ترک‌ها را به موسیقی روز دنیا نزدیک کنیم، با مجوز امکان‌پذیر نیست. راک موسیقی صرفاً فرهنگی یا مردمی نیست؛ نظرات شخصی در آن دخیل است و این نظرات همیشه با چارچوب‌های مجوز سازگار نیست.» به نظر می‌رسد جدال میان دو نگاهِ قانونی شدن و آزادی هنری در موسیقی راک ایران همچنان پابرجاست. مجوز برای عده‌ای مسیر رشد و رسمیت است و برای گروهی دیگر، مرزی که روح آزاد راک را محدود می‌کند.

 

 مخاطب اصلی کیست؟


صدرا احمدی، نوازنده و گیتاریست راک، به توصیف جامعه‌ مخاطبان راک ایران می‌پردازد: «اگر آهنگ‌های آسان اجرا کنی، به تو می‌گویند آسان می‌زنی؛ اگر پیچیده‌تر بزنی، می‌گویند که خیلی پیچیده زدی و دیده نمی‌شوی.» به نظر او، راک همیشه گروهی از مخاطبان نالان دارد، اما ژانر راک و متال در ایران به طور مداوم در حال جلب توجه است، به‌ویژه در میان جوانان. به‌ گفته‌ احمدی نسل‌های قبلی بیشتر به دنبال راک کلاسیکی مانند پینک فلوید هستند، در حالی که نسل جدید به سمت متال و صداهای خشن‌تر و هارش‌تر گرایش دارد. همچنین نسل زد راک ایران، ترانه‌هایش را عمدتاً به زبان انگلیسی می‌خواند.

 

در اجراها، ویدیوها و کاورهای منتشر شده در تلگرام و اینستاگرام، واژه‌های فارسی کمتر به گوش می‌رسند. احمدی اشاره می‌کند که نسل‌های قدیمی‌تر با اجرای انگلیسی‌زبان گروه‌های ایرانی مشکل دارند، اما او این مسئله را برای جذب توجه جهانی امری طبیعی می‌داند. صدرا ایمان‌پور، هنرمند راک که با گروه اَزبُن نیز همکاری داشته، به تأثیر شبکه‌های اجتماعی بر محبوبیت موسیقی راک اشاره می‌کند و می‌گوید که اکثر مخاطبان در اجراها، متولدین سال ۷۵ به بعد هستند، هرچند که گروهی از طرفداران راک از رده‌های سنی بالاتر نیز حضور دارند. علاوه بر این، شمار زیادی از طرفداران این سبک موسیقی، خواهان برگزاری کنسرت‌های گروه‌های راک خارجی در ایران هستند.