هفت صبح| در چند قدمی اسفند که همیشه بوی پایان می‌دهد؛ بوی جمع‌بندی، حساب‌وکتاب، خاموش‌کردن چراغ‌ها پیش از تحویل سال. برای سینما اما این ماه سال‌هاست معنایی دیگر پیدا کرده؛ چیزی میان اضطراب و تعلیق. گیشه‌ها سبک می‌شوند، سالن‌ها خلوت‌تر از همیشه نفس می‌کشند و پرده، بیش از هر زمان دیگری شبیه آینه‌ای می‌شود که خستگی یک سال را بی‌واسطه نشان می‌دهد.

 

اسفند؛ ماه دلهره گیشه


اقتصاد سینما به شکل عجیبی به ریتم تقویم گره خورده است. اسفند، با تمام هیاهوی بیرونی‌اش، اغلب برای سالن‌ها ماه رکود است. مخاطب سرگرم خرید، سفر و هزار مشغله دیگر است و فیلم‌ها در رقابتی نابرابر برای دیده‌شدن می‌جنگند. در چنین وضعیتی، هر نشانه‌ای از افت مخاطب بزرگ‌تر به نظر می‌رسد؛ انگار سکوت سالن‌ها بلندتر از همیشه شنیده می‌شود.

 

جشنواره‌ای کم‌رمق، تصویری نگران‌کننده


جشنواره فجر را سال‌ها «آینه سینمای ایران» نامیده‌اند؛ جایی که قرار است تپش‌های اصلی سینما دیده شود. امسال اما این آینه تصویری کم‌جان ارائه داد. شور کشف، هیجان مواجهه با صداهای تازه و آن حس غافلگیری که زمانی بخش جدایی‌ناپذیر جشنواره بود، کمرنگ‌تر از همیشه به نظر رسید. فیلم‌ها آمدند، شاید دیده شدند و گاه بحث‌هایی شکل گرفت، اما چیزی از جنس انرژی و طراوت کمتر در فضا جریان داشت.

 

سایه سنگین تولیدات ارگانی


بخش قابل توجهی از آثار با پشتوانه نهادها و سرمایه‌های سازمانی تولید شده بودند؛ حضوری که ذاتاً مسئله‌دار نیست، اما وقتی وزن آن از تنوع طبیعی تولید پیشی می‌گیرد، پرسش‌هایی جدی ایجاد می‌کند. سینما زمانی زنده است که تکثر داشته باشد؛ وقتی نگاه‌های مستقل، تجربه‌های شخصی و روایت‌های متفاوت امکان ظهور پیدا کنند. یکدستی ناخواسته، حتی با نیت‌های مثبت، می‌تواند به یکنواختی زیبایی‌شناختی و روایی منجر شود.

 

 نشانه‌های یک سال کم‌جان


جشنواره‌ها معمولاً پیش‌درآمد حال‌وهوای سال آینده‌اند. وقتی ویترین اصلی سینما نشانه‌های هیجان گسترده، ریسک هنری یا کشف‌های بزرگ را کمتر بروز می‌دهد، طبیعی است که چشم‌انداز پیش‌رو با احتیاط بیشتری دیده شود. مسئله فقط کیفیت چند فیلم نیست؛ مسئله حس کلی یک جریان است. سینما بیش از هر صنعت فرهنگی دیگری به «حال» وابسته است؛ به انرژی جمعی، به اشتیاق تماشاگر، به میل عمومی برای تجربه مشترک.

 

سینما میان بقا و بازاندیشی


واقعیت این است که سینما در نقطه‌ای حساس ایستاده. فشارهای اقتصادی، تغییر الگوهای مصرف محتوا، رقابت پلتفرم‌ها و تحولات اجتماعی، همگی معادله را پیچیده‌تر کرده‌اند. در چنین شرایطی، بازاندیشی در سیاست‌های تولید، حمایت، اکران و حتی سازوکار جشنواره‌ها ضرورتی حیاتی دارد. سینما برای بازگشت به مدار رونق، بیش از هر چیز به تنوع، جسارت و اعتماد دوباره مخاطب نیاز دارد. اسفند، با تمام سایه‌هایش، همیشه مقدمه بهار است. پرسش اصلی اینجاست: آیا سینمای ما نیز می‌تواند از دل این ماه پراضطراب، نشانه‌ای از جوانه‌زدن نشان دهد؟