
سینمای ایران، سینمایی به دور از نگاههای ژانری است. در میان فیلمهای تولیدی ایرانی به زحمت میتوان، آثاری خارج از درامهای اجتماعی و کمدی پیدا کرد. جریانی که در سینمای ایران به راه افتاده کمتر پذیرای فیلمهایی است که در گونهای غیر از اجتماعی ساخته شده باشند. ژانر ترسناک که در مارکت سینمایی همهی کشورها جایگاه به خصوصی دارد و مخاطبان زیادی را به خود جلب میکند، در ایران چندان پرمخاطب نیست و تهیهکنندگان و سرمایهگذاران نمیتوانند پذیرای ریسک ساخت چنین آثاری باشند. گویی فیلمسازی ژانر خط قرمز نانوشتهای برای سینمای ایران است که باید همه آن را رعایت کنند.
از لحاظ ژانرشناسی، گونهی وحشت، بهخاطر قراردادهایش متشکل از زیرمجموعههایی است که در ایران تنها میتوان چند مورد را در میان آثار تولیدی وحشت پیدا کرد. فیلمهای ایرانی ترسناک عموما به جنبهی ماورایی وحشت میپردازند و بهخاطر محدودیتهای تولید نمیتوانند چندان وارد شاخوبرگهای آنچنانی شوند و فیلمی باب میل تماشاگر پیگیر آثار ترسناک ارائه دهند. اگر کارنامهی سینمای وحشت ایران را بگردیم، بهسختی میتوان فیلمی تماشایی پیدا کرد. این آثار آنقدری تعدادشان کم است که مخاطب ایرانی از همان ابتدا ترجیحاش را روی فیلمهای خارجی وحشت قرار میدهد. حال ما در این فهرست به بررسی و معرفی فیلمهای ترسناک سینمای ایران پرداختهایم از فیلمهای قدیمی تا آثار تولیدی چند سال اخیر.
فیلم اقلیما

- کارگردان: محمدمهدی عسگرپور
- بازیگران: پانتهآ بهرام، حسین یاری
- سال انتشار:۱۳۸۵
اقلیما درامی اجتماعی و خانوادگی همراهبا ایدههای سینمای ترسناک و دلهرهآور است که در بیستوپمجمین دوره جشنواره فیلم فجر نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی بود. این فیلم روایتگر داستان زندگی زنی است که بعد از حملهی قلبی همسرش دچار یکسری مشکلات روحی میشود. او که تا به اکنون با ترومای مرگ مادرش دستوپنجه نرم کرده حالا گرفتار یکسری اوهامات شده است، خیالاتی که نمیداند واقعی است یا در ذهناش تداعی میشوند. او زن مو بلوندی را میبیند که کنار همسرش مینشیند و نگاهاش میکند.
کسی یا موجودی که خانه را بهم میریزد و بند تسبیح را پاره میکند. اقلیما درنهایت تبدیل به فیلمی با ایدههای توطئه و خیانت میشود، اثری که با پایان تراژیکاش تصویری جنایی از خود ارائه میدهد. فیلم از ایدهی نسبتا خوبی بهره برده است اما فیلمساز و نویسنده در پرداخت آن بسیار کوتاهی میکنند. نورپردازیها و رنگهای شاد فیلم شاید مناسب یک اثر دلهرهآور نباشند و موقعیتهای ترسناک آن نیز آنچنان قدرتمند نیستند که مخاطب را بترسانند و ذهناش را در اختیار بگیرند. با اینحال این فیلم جز آثار نسبتا خوب سینمای دلهرهآور و ترسناک ایران است.
فیلم آل

- کارگردان: بهرام بهرامیان
- بازیگران: همایون ارشادی، مصطفی زمانی
- سال انتشار: ۱۳۸۸
سینا بههمراه همسرش فریبا برای یک مأموریت کاری به ارمنستان میرود. فریبا باردار است و سینا فکر میکند که آل در پی ربودن زنش است.
فیلم آل جز آن دسته از آثار ترسناکی است که با بهرهگیری از باورهای عامیانه و روایتهای فولکلوریک ساخته شده است. سینا که هنگام تولد مادرش را از دست میدهد، دچار تروما شده و نسبت به زن باردارش بسیار حساس است. او از طرف رئیس شرکت به ارمنستان میرود و همسرش را نیز با خود میبرد. او مدام در فکر این است که نکند آل فریبا را بدزدد. فیلم علاوهبر ایدههای وحشتآفرین خود با روایتی عاشقانه نیز همراه است که بر سر ایدهی اصلی فیلم سایه میافکند. الهه رئیس شرکت عاشق سینا است و او را همه جا دنبال میکند. همین اتفاق در پیرنگ باعث میشود که فیلم نتواند ایدههای ترسناک خود را بهدرستی پرداخت کند.
آل تنها در پردهی پایانی داستان عامیانه و ماورالطبیعه آل را همانند یکی اثر ترسناک رو میکند وگرنه فیلم تا رسیدن به سکانسهای پایانی به ایدهی اصلی خود چندان اهمیتی نمیدهد. فیلم میتوانست تبدیل به یک رئالیسم جادوی تمامعیار شود و در سینمای ایران حرفی برای گفتن داشته باشد. اما فیلمساز ترجیح میدهد که موجود ماورائی آل را چندان وارد جهان رئال نکند و بهعنوان توهم شخصیت اول قصهاش آن را به مخاطب بشناساند.
فیلم کلبه

- کارگردان: برزو نیکنژاد
- بازیگران: کامبیز دیرباز، جمشید آریا
- سال انتشار:۱۳۸۷
چند دانشجو برای تحقیق به یک غسالخانه میروند. آنها در آنجا میفهمند که اتفاقات وحشتناکی در رابطه با یک جسد در حال رخ دادن است.
این فیلم برای اولینبار در جشنواره فیلم فجر بهنمایش درآمد. کلبه تریلری ترسناک است که شبیه بیشتر آثار اینچنینی در جائی دور از آدمها و در وسط جنگل اتفاق میافتد. فیلمساز قصهاش را در یک غسالخانه روایت میکند، جائی که چند دانشجو برای تحقیق به آنجا میروند. از اول سفر این چهار نفر، فیلمساز کدهایی به مخاطب میدهد و او را آمادهی داستانی هیجانانگیز میکند. از پیدا شدن مار گرفته تا تصادف با سگ و آن خواب ابتدای فیلم همهوهمه فضاسازیهای خوبی را برای شروع یک قصه جمعوجور رقم میزنند.
اتفاقات فیلم در شبی بارانی رخ میدهد، زمانیکه آدمهای قصه بنزین تمام کردهاند و تنها چارهشان ماندن در غسالخانهای است که مردهای نیز در آنجا حضور دارد. کلبه بهخوبی ار عناصر غافلگیری و تعلیقزایی استفاده میکند و میداند چگونه اطلاعاتش را به خورد تماشاگری بدهد که پای یک اثر ترسناک نشسته است. از همه مهمتر اینکه تا آخر فیلم نیز مشخص نمیشود که ماجرا از چه قرار است و چه اتفاقی دراینمیان رخ داده است. با اینحال فیلم از لحاظ فیلمنامه، پایانبندی و بحث دراماتیکی گاهی کم میآورد و شبیه نمونههای خارجی پرداختنشده عمل میکند اما با اینحال کلبه اثری است که میتواند برای مدتی مخاطب را به خود جذب کند.
فیلم خواب لیلا

- کارگردان: مهرداد میرفلاح
- بازیگران: فاطمه معتمدآریا
- سال انتشار:۱۳۸۸
لیلا پدر و مادرش را از دست داده است و در خانهای ویلایی بهتنهایی زندگی میکند. او مدتی است که مورد آزار و اذیت دختری که از دید دیگران قابل روئت نیست، قرار گرفته است.
خواب لیلا تریلری روانشناسانه با ایدههای تعلیقبرانگیز است که زندگی زنی روانپریش را دستمایهی قصه خود قرار میدهد. این فیلم که از عناصر آثار علمیتخیلی بهره گرفته است با استفاده از مفاهیم روانشناسانه روان و ناخودآگاه قهرمان قصهاش را واکاوی میکند. لیلا مدتی است که دختری قرمزپوش را میبیند. او به لیلا حمله میکند و قصد جاناش را دارد. همه نگران لیلا میشوند و او را برای معالجه نزد روانپزشکی میبرند که به آنها درمان ازطریق هیپنوتیزم را پیشنهاد میدهد. روانپزشک ازطریق این روش درمانی ناخودآگاه لیلا را بیرون میکشد تا به هویت دختر قرمزپوش پی ببرد.
با اینحال توفیقی حاصل نمیشود و لیلا درمانهای پرخطر دیگری را پیش میگیرد. خواب لیلا ایدهی جذابی دارد، فیلمی که قدری شبیه نمونههای خارجی عمل کرده است. اما دراینمیان ممکن است که عدم پرداخت برخی اتفاقات و رویدادها مثل گذشتهی لیلا و دکتر سهرابی مخاطب را آزار دهد. از جهتی نیز جنبهی روانشناسانه فیلم کمجان است و چندان در دل روایت نمینشیند. با اینحال خواب لیلا در سکانسهای تنشزایش خوب ظاهر میشود و میتواند تماشاگر را راضی نگه دارد. این فیلم در جشن سینمای ایران نامزد چندین جایزه متعدد شده است.
فیلم دختری تنها در شب به خانه میرود

- کارگردان: آنا لیلی امیرپور
- بازیگران: شیلا وند
- سال انتشار:۲۰۱۴
در جائی که ناماش شهر بد است، دختری که شبها تبدیل به یک خونآشام میشود با پسری بهنام آرش ارتباطی عاشقانه برقرار میکند.
این فیلم که در خارج از ایران ساخته شده است، فرمی سیاهوسفید دارد و از المانهای جهان وسترن بهره میگیرد. در این فیلم خونآشامی با دندانهای تیزش در جهانی متعلق به نئووسترنها قربانیهای خود را در شب انتخاب میکند و به قتل میرساند. فیلمساز در این اثر بیشترین توجهاش را روی فرم قرار داده است و نوع نورپردازیها، دکوپاژها، نوع لحن و نحوهی فیلمبرداری بیش از داستان با تماشاگر ارتباط برقرار میکنند. جهان فیلم، جهانی تلخ و ناراحتکننده است. جائی که فیلم در آن اتفاق میافتد، هیچ چیزش زیبا نیست.
شخصیتهای فیلم همگی درگیر آخرالزمانی فلجکننده هستند و تنها این تبهکاراناند که جولان میدهند. فیلم در ابتدا با ایدهای جذاب شروع میشود و عناصر و المانهای مختلف آن ما را به دیدن یک اثر قابل تامل امیدوار میکند اما در ادامه بعضی از عناصر بدون پرداخت باقی میمانند. فیلم دختری تنها در شب به خانه میرود، اثری در گونهی وحشت است که بهطوری استعاری از یکی از مهمترین عناصر سینمای وحشت جهان یعنی دراکولا استفاده میکند و کاری به روایتهای فولکلوریک ایرانی ندارد. این فیلم با وجود برخی ضعفهای رواییاش جز متفاوتترین فیلمهای گونهی وحشت ایرانی است.


