
هفت صبح| مناظره اخیر محمد مهدی شهریاری و امیرحسین ثابتی هر دو از نمایندگان مجلس در رسانه همشهری، واکنشهای زیادی به همراه داشت. مناظره آنها بر سر جنگ و مذاکره و نیز بر محور چگونگی رفتار ایران در قبال تنگه هرمز بود؛ مسائلی که گرچه بسیار مهم است و بحث دربارهاش میتواند مفید باشد، اما دور از انتظار بود که دو نماینده مجلس با لحنی تند و بلکه توهینآمیز با یکدیگر روبهرو شوند. به ویژه آنکه رهبر انقلاب در پیامهایشان با تأکید ویژهای از ضرورت وحدت سخن گفتهاند و حتی در یکی از پیامهایشان مطرح کردند که باید از هر اختلافی ولو موجه پرهیز کرد.
رویاروییهای توهینآمیز فعالان سیاسی، اقتصادی، فرهنگی یا نمایندگان مجلس در برهه حساس کنونی نهتنها کمکی به وضعیت کشور نمیکند بلکه بر دوقطبیها دامن میزند. دو قطبیسازی در شرایط کنونی نیز به شدت مطلوب دشمن است زیرا پر واضح است دشمنان علاوه بر آنکه در میدان نبرد نظامی با ایران حضور دارند، خواهان برهمخوردن وحدت ملی ایرانیان نیز هستند. با این وصف انتظار میرود نمایندگان مجلس در سخنانشان از ضوررت حفظ و افزایش وحدت ملی سخن بگویند نه آنکه خود زمینه برهمخوردن آن را فراهم کنند.
پرسشی که در این بین به وجود میآید آن است که چرا هیچ برخوردی با سخنان وحدتشکن نمیشود؟ به این معنی آنانی که در چنین مناظرههایی شرکت میکنند چرا از مصونیت برخوردارند؟ به نظر میرسد اگر فضای نظارتی به گونهای باشد که گوینده سخنان وحدتشکن احساس امنیت خاطر نکنند و بدانند چنین رویکردی میتواند برایشان هزینه ایجاد کند، حجم چنین مواضعی دستکم در عرصه عمومی و رسانهای به شدت کم خواهد شد.
آسیبهای وحدتشکنی
عزتالله یوسفیانملا، نماینده ادوار مجلس و فعال سیاسی، در پاسخ به این پرسش که مناظره اخیر شهریاری و ثابتی چه آثار سوئی میتواند داشته باشد، به «هفتصبح» گفت: «متاسفانه یک رسانه که با بودجه عمومی اداره میشود، مناظرهای ترتیب میدهد که در آن دو طرف مدام به یکدیگر حمله میکنند و حتی در بخشهایی از مناظره به یکدیگر توهین میکنند. یا از آن سو صداوسیما سخنان سران قوا را پخش میکند، اما پس از آن، پسر آقای پزشکیان میگوید بخشی از صحبتهای پدرش پخش نشده است یا چند وقت پیش همین صداوسیما سخنان آقای قالیباف که هم ریاست مجلس را بر عهده دارد و هم رئیس تیم مذاکرهکننده است را سانسور میکند و این موضوع با اعتراضهای فراوانی همراه میشود.
این شیوه درستی نیست به ویژه از سوی رسانههایی که از بودجه عمومی اداره میشوند. همشهری که برگزارکنده مناظره اخیر بوده است باید پاسخ بدهد آیا بودجه میگیرد تا مناظرههایی خلاف منافع ملی برگزار کند؟ این شیوه درستی نیست و همه باید بدانند که امروز وحدت یکی از مهمترین اولویتهای نظام جمهوری اسلامی است زیرا همانطور که در میدان نبرد به بهترین شکل مبارزه میکنیم، لازم است تا وحدت داخلی را نیز حفظ کنیم تا دشمن در شرایطی که از نظر نظامی نتوانسته بر ما فائق شود، از این منظر نیز ناکام بماند».
مناظرهای در تضاد با دیدگاههای رهبری
او درباره دیدگاه رهبر انقلاب نسبت به مسئله وحدت ادامه داد: «به اعتقاد من، مناظره اخیر میان آقایان شهریاری و ثابتی در تعارض با دیدگاههای رهبر انقلاب، وحدت ملی و امنیت ملی بود. در آمریکا نیز میان نمایندگان کنگره اختلافنظرهای فراوانی وجود دارد، اما در نهایت زمانی که موضوع منافع ملی مطرح میشود، ۹۵ میلیارد دلار بودجه جنگ را تصویب میکنند. حال باید پرسید این مناظره اخیر چه دستاوردی برای کشور داشت؟
چرا رسانه شهرداری تهران با وجود بودجه زیادی که دریافت میکند، چنین مسیری را در پیش گرفته است؟ حتی اگر فرض کنیم یکی از طرفین در این مناظره بر دیگری غلبه کرده باشد، نتیجه آن چه منفعتی برای کشور خواهد داشت؟ بودجههای کلان و پرداختهای نجومی انجام میشود، اما خروجی آن چنین برنامههایی است. این جلسه عملا به تقویت رسانههای ضدانقلاب کمک کرد، زیرا بخش قابل توجهی از برنامههای رسانهای آنها را تامین و برایشان سوژه تولید کرد.
به نظر من، این برنامه نتیجهای جز فاصله گرفتن از بیانات رهبر انقلاب نداشت. رهبر انقلاب تاکید کردهاند که حتی اگر نظر درستی هم دارید، نباید آن را به گونهای مطرح کنید که موجب ایجاد تفرقه شود. رهبر انقلاب از دوره جنگ 40 روزه تاکنون پیامهای متعددی صادر کردند که در همه آن پیامها در کنار طرح مسائل استراتژیک، بحث مذاکرات و دیگر مسائل، از ضرورت حفظ وحدت سخن گفتهاند. ایشان حتی مطرح کردند باید از هر اختلافی ولو موجه یا غیرموجه پرهیز کرد. ایشان گفتند که باید از اختلافات پوچ سیاسی دوری کرد. این نظر صریح رهبری انقلاب است. حالا بیاییم این مواضع را تطبیق بدهیم با آنچه در مناظره اخیر رخ داد. طبیعی است متوجه میشویم چه فاصلهای میان آن مناظره با نظرات رهبری وجود دارد».
اطلاع کامل رهبری از جزئیات مذاکرات
این نماینده ادوار مجلس درباره استدلالهای مخالفان مذاکره مطرح کرد: «برخی میگویند چرا مجلس تعطیل شد. اگر مجلس تعطیل نمیشد، چه اتفاقی میافتاد؟ آیا نتیجهای جز افزایش اختلافات و تشدید دوقطبیها حاصل میشد؟ امروز دشمن بیش از هر زمان دیگری به شکستن وحدت داخلی کشور امید بسته است. واقعا انسان متاسف میشود وقتی میبیند فردی که سیاستمدار است، از واژهها و ادبیاتی استفاده میکند که به زیان جامعه و منافع ملی تمام میشود.
اینگونه مناظرهها نهتنها کمکی به حل مسائل کشور نمیکند، بلکه به ضرر جامعه نیز هست. اصل ۱۱۰ قانون اساسی بهصراحت تاکید دارد که تصمیمگیری درباره جنگ، صلح و مذاکره باید با نظر و اذن ولیفقیه باشد. اگر رهبر انقلاب اجازه نمیدادند، حتی هواپیمای حامل تیم مذاکرهکننده نیز از باند فرودگاه بلند نمیشد.
بنابراین، وقتی اقدامی با اجازه و نظر رهبر انقلاب انجام میشود، مخالفت با اصل آن اقدامی قابل دفاع نیست. واقعا قابل فهم نیست چهطور برخی اصرار دارند بگویند که تیم مذاکرهکننده رأسا مذاکره کرده است یا هر آنچه در مذاکرات میان دو طرف رد و بدل شد، صرفا ماحصل نظرات آقایان عراقچی و قالیباف بوده است. این نوع استدلال کاملا غلط است زیرا مگر میشود مذاکراتی به این مهمی رخ بدهد و رهبر انقلاب که بر همه امور تسلط کامل دارند، از وقوع محتوا و جزئیات آن بیاطلاع باشند؟ این حرف کاملا نادرستی است که متاسفانه برخی مدام بر آن دامن میزنند».
ادبیاتی بدتر از ادبیات قهوهخانههای دور افتاده!
او درباره مناسبات کنونیِ حاکم بر تنگه هرمز و نقد جدالها بر سر آن بیان کرد: «یکی از همین آقایانی که در مناظره اخیر حضور داشت به نوعی میگفت که باید تا ابد تنگه را در اختیار داشته باشیم و اگر آن را وِل کردهایم. این سخن درستی نیست زیرا پیش از جنگ، اساساً بحث تقسیم تنگه هرمز به مسیرهای شمالی و جنوبی مطرح نبود. کسی نمیگفت این بخش متعلق به ایران است و آن بخش متعلق به عمان. امروز، با توجه به شرایط جنگی، ما مدیریت تنگه را در اختیار گرفته و مسیرهای شمالی و جنوبی را مشخص کردهایم و این اقدام نیز در شرایط جنگی ضروری بوده است. بنابراین، اینکه ادعا شود ایران تنگه را واگذار کرده، سخنی نادرست و خلاف واقع است.
من تعجب میکنم که چرا باید بر سر این بحثهای واضح چنین دعواهایی در بگیرد. باور کنید حتی در قهوهخانههای دورافتاده نیز کمتر میتوان چنین ادبیاتی را شنید. این افراد نمایندگان مجلس هستند؛ کسانی که اختیار استیضاح وزرا، رأی اعتماد به اعضای کابینه و نظارت بر اجرای قانون را بر عهده دارند. آیا در شأن یک نماینده مجلس است که به نماینده دیگری بگوید: مگر تنگه برای ننهات است! در شرایطی که نیروهای نظامی کشور در حال دفاع از منافع ملی هستند و با دشمن مقابله میکنند، زیبنده نیست دو نماینده مجلس با چنین ادبیاتی با یکدیگر سخن بگویند. در این میان نیز هیچ تفاوتی ندارد که این دو نفر به کدام جناح سیاسی تعلق داشته باشند».
تسویه حسابهای سیاسی
یوسفیانملا در پایان گفت: «به نظر من، موضوع تنگه هرمز و مسائل مشابه، بیش از آنکه یک دغدغه واقعی باشد، بهانهای برای تسویهحسابها و اختلافات سیاسی شده است. خدا را شکر میکنیم که انتخابات شوراها به تعویق افتاد. واقعیت این است که ما به آن معنا حزب دلسوز ملت نداریم؛ بلکه بیشتر با باندهای سیاسی مواجه هستیم. هرچه به انتخابات شوراها، مجلس یا ریاستجمهوری نزدیکتر میشویم، این جریانهای سیاسی اختلافات را تشدید میکنند و درگیریهای لفظی و سیاسی افزایش مییابد. این منازعات، در واقع مقدمهای برای رقابتهای انتخاباتی است. باور کنید هیچیک از این افراد واقعاً دلنگران تنگه هرمز نیستند؛ بلکه تنگه هرمز بهانهای برای پیشبرد رقابتهای سیاسی شده است. مسائل و منافع ملی کشور نباید دستاویز رقابتهای جناحی و اختلافات سیاسی قرار گیرد».
وحدت، مهمترین عامل پیروزی
سیدحسین نقوی حسینی، نماینده ادوار مجلس و فعال سیاسی، نیز درباره همین موضوع به «هفت صبح» گفت: «در حال حاضر با دشمنی جنایتکار مواجه هستیم که به هیچیک از قواعد و موازین بینالمللی پایبند نیست. در چنین شرایطی، عقل، شرع و عرف حکم میکند که همه آحاد مردم، گروههای سیاسی و همه قومیتها با یکدیگر متحد باشند. امروز با تجاوزهای مستمر دشمن روبهرو هستیم و او به مناطق راهبردی کشور حمله میکند. البته نیروهای مسلح ما نیز پاسخهای دندانشکنی به این تجاوزها میدهند که جای تقدیر و تشکر دارد. با این حال، وحدت داخلی یکی از مهمترین و کلیدیترین عوامل پیروزی ملت ایران در برابر دشمن متجاوز است».
وحدت؛ کلیدواژه پیامهای رهبری
او درباره موضع رهبر انقلاب درباره ضرورت حفظ وحدت نیز مطرح کرد: «اگر بیانیههای رهبر انقلاب را که در طول این جنگ صادر شدهاند بررسی کنیم، مشاهده میکنیم که در هیچیک از آنها ضرورت وحدت و انسجام ملی بیتاکید نمانده است. ایشان در همه این بیانیهها بر وحدت ملی تاکید کردهاند. ما نیز همواره مدعی هستیم که پیرو ولایت هستیم، در چارچوب ولایت فقیه حرکت میکنیم و معتقدیم همه باید در همین چارچوب حرکت کنند؛ بنابراین این پرسش مطرح است که چرا خودمان به فرمایشات ایشان پایبند نیستیم؟
پیروی و اطاعت از ولایت به این معنا نیست که هر زمان سخنی در راستای دیدگاههای ما بیان شد، آن را تایید کنیم، اما هرگاه سخنی برخلاف نظر ما مطرح شد، یا سکوت کنیم یا برخلاف نظر رهبر انقلاب رفتار کنیم. کسانی که مدعی پیروی از ولایت هستند، چرا به توصیه صریح رهبر انقلاب درباره ضرورت حفظ وحدت عمل نمیکنند و مدام توئیتهایی منتشر میکنند یا مصاحبههایی انجام میدهند که نتیجه آنها ایجاد شکاف و خدشهدار شدن وحدت ملی است؟»
آسیب دوقطبیکردن جامعه
این نماینده اسبق مجلس در پاسخ به این پرسش که دوقطبی شدن جامعه چه آسیبهایی میزند، بیان کرد: «امروز دشمن به ایجاد دوقطبی در جامعه امید بسته است. هر بار که موضوعی مانند انتقام خون شهدا، آزادسازی پولهای بلوکهشده، تنگه هرمز و مواردی از این دست مطرح میشود، عدهای مدام بر طبل تفرقه میکوبند. رهبر انقلاب صراحتا فرمودهاند که باید هم از میدان رزم حمایت کنیم و هم از میدان دیپلماسی اما در مقابل، برخی به میدان دیپلماسی توهین میکنند و در عین حال مدعی حمایت از میدان رزم هستند. همه باید این دوقطبیسازیها را کنار بگذارند تا بتوانیم با وحدت و انسجام در برابر دشمن ایستادگی کنیم. قطعا دشمن حساب ویژهای بر از بینرفتن انسجام داخلی ما باز کرده است. طبیعی است که نمایندگان مجلس باید بیشتر از همه بر ضرورت حفظ وحدت تاکید کنند، نه آنکه در یک رسانه بنشینند و با توهین به یکدیگر عملا علیه وحدت ملی اقدام کنند».
رقابتهای سیاسی، ریشه عمده جدالها
او درباره اینکه طرح چنین بحثهایی بیشتر ریشه رقابتهای سیاسی دارد تا آنکه طرح موضعی علمی باشد، تشریح کرد: «گاهی وقتی مواضع، دیدگاهها و اظهارات برخی جریانهای سیاسی را میشنویم، این احساس به وجود میآید که هنوز در فضای رقابتهای انتخاباتی به سر میبرند و همچنان میخواهند از یک نامزد خاص حمایت کنند. گویا متوجه نیستند که رئیسجمهور با رأی مردم انتخاب شده، کشور مسیر خود را طی میکند و دیگر زمان رقابتهای انتخاباتی به پایان رسیده است.
با این حال، انگار هنوز عدهای به دنبال تسویهحساب یا انتقامگیری از رقابتهای انتخاباتی هستند. گاهی برخی ویدئوها را میبینیم و واقعا تعجب میکنیم که چگونه برخی افراد به خود اجازه میدهند رئیسجمهور جمهوری اسلامی ایران را، که از شورای نگهبان تایید صلاحیت گرفته، با رأی مردم انتخاب شده و حکم تنفیذ رهبر انقلاب را نیز دریافت کرده است، نفوذی بنامند یا ادعا کنند که آمده است پرونده جمهوری اسلامی را ببندد.
همچنین درباره رئیس تیم دیپلماسی کشور نیز از تعابیری مانند نفوذی یا واداده استفاده میکنند که به هیچوجه شایسته نیست. متاسفانه برخی دوستان همچنان درگیر رقابتهای سیاسی و جناحی هستند و کمتر به منافع ملی و رهنمودهای رهبر انقلاب توجه میکنند. همه باید از این فضا فاصله بگیرند. امروز بیش از هر زمان دیگری به ید واحده در برابر دشمن نیاز داریم و همانگونه که رهبر انقلاب فرمودهاند، حتی اختلافات داخلی نیز نباید در این مقطع مطرح و برجسته شود».
اهمیت نقش رسانهها در جلوگیری از تفرقه
نقوی حسینی در پایان درباره نقش رسانهها در جلوگیری از گستردهشدن اختلافات هم گفت: «رسانهها به ویژه رسانههایی که از بودجه عمومی تامین میشوند نیز در این میان نقش بسیار مهم و تعیینکنندهای بر عهده دارد. واقعیت این است که رسانهها از ابتدای جنگ تاکنون توانستهاند اقتدار جمهوری اسلامی ایران را بهخوبی به نمایش بگذارند و حضور گسترده مردم در صحنه را نیز به شکلی مناسب پوشش دهد و قدرت نیروهای نظامی و وحدت و همراهی مردم را به بهترین شکل به تصویر کشیدند اما از آن سو نباید خود را در یک سوی اختلافات داخلی قرار دهد.
رسانهها باید در چارچوب فرمایشات و سیاستهای ترسیمشده از سوی رهبر انقلاب حرکت کنند. رهبر انقلاب اصول و راهبردهایی را برای پیشبرد امور کشور مشخص کردهاند؛ بنابراین نمیتوان تنها بخشی از این اصول را مورد توجه قرار داد و بخش دیگری از آنها را نادیده گرفت. چرا برخی رسانهها که مدام اختلافات را پوشش میدهند و چنین مناظرههایی برگزار میکنند، در چند ماه گذشته برنامهای با محوریت تحقق فرمایش رهبر انقلاب درباره ضرورت وحدت ملی تولید نکردند؟
این موضوع یکی از مهمترین اصولی است که ایشان بر آن تاکید داشتهاند. چه میزان برنامه درباره این موضوع مهم ساخته شده است؟ چرا به جای آنکه بر وفاق، همدلی و وحدت ملی تمرکز کند، گاهی زمینه تشدید اختلافات را فراهم میکنند؟ حتی در برخی موارد مشاهده میکنیم که عدهای، هنگامی که سخن از وحدت به میان میآید، آن را به تمسخر میگیرند. رسانهها باید همواره منافع ملی و راهبردهای کلان کشور را در اولویت قرار دهند و همه برنامههای خود را بر همین مبنا تنظیم کنند».
سه پرسش و دغدغه مهم
در پایان با ذکر همه این نکات که هم ذهن مردم را به خود مشغول کرده و همانطور که گذشت دغدغه فعالان سیاسی است، سه پرسش و مطالبه اصلی در این ارتباط مطرح است؛ نخست آنکه، نهادهای نظارتی باید توضیح دهند چرا در برخورد با رسانهها، رویهای واحد و یکسان وجود ندارد. به این معنا که اگر یک رسانه یا پلتفرم خصوصی مانند فوتبال ۳۶۰ به دلیل انتشار یک گفتوگو با محدودیت و مسدودسازی مواجه میشود، چگونه رسانهشهرداری تهران میتواند در شرایط حساس کشور، مناظرهای را منتشر کند که برخلاف تأکیدات رهبر انقلاب بر حفظ وحدت و انسجام است و هیچگونه اقدام یا برخورد مشابهی نیز با این رسانه نمیشود؟
دوم آنکه انتظار میرود قوه قضائیه به این پرسش افکار عمومی پاسخ دهد که در مناظرهای که مطالبی برخلاف سیاستهای کلان نظام و توصیههای صریح رهبر انقلاب مبنی بر ضرورت حفظ انسجام و پرهیز از دوقطبیسازی مطرح شده است، چرا نسبت به افرادی که چنین مواضعی را بیان کردهاند، هیچ اقدام یا رسیدگی مشخصی صورت نگرفته است؟
در نهایت با توجه به اینکه مدیریت شهرداری تهران بهطور گسترده منتسب به جریان پایداری شناخته میشود، این پرسش جدی برای افکار عمومی به وجود آمده است که چرا رسانه وابسته به این جریان، برخلاف تأکیدات مکرر رهبر انقلاب درباره حفظ انسجام ملی، بستری برای طرح مواضعی فراهم کرده که از نگاه منتقدان در جهت تشدید شکافهای سیاسی و اجتماعی ارزیابی میشود؟ و اساسا چرا این جریان و افراد منتسب به ایشان از مصونیت ویژه ای برخوردارهستند که هیچ برخوردی با ایشان نمیشود؟ پاسخ شفاف به این پرسشها و اجرای یکسان قانون برای همه، فارغ از وابستگیهای سیاسی و سازمانی، میتواند نقش مهمی در تقویت اعتماد عمومی به عدالت، بیطرفی و کارآمدی نظام نظارتی و قضایی کشور داشته باشد.








