هفت صبح| خاورمیانه پس از هفته‌ها التهاب، تهدید، حملات نظامی، انسداد مسیرهای دریایی و نگرانی از آغاز جنگی فراگیر، حالا در آستانه یکی از حساس‌ترین توافق‌های سیاسی سال‌های اخیر قرار گرفته است؛ توافقی که اگر نهایی شود، نه‌فقط آتش بحرانی کم‌سابقه را خاموش می‌کند، بلکه می‌تواند توازن قدرت در منطقه را نیز تغییر دهد. از واشنگتن تا تهران، از دوحه تا اسلام‌آباد و از تل‌آویو تا ریاض، همه نگاه‌ها به توافقی دوخته شده که بنا بر گزارش رسانه‌های آمریکایی و منطقه‌ای، ممکن است ظرف ساعات آینده اعلام شود.

 

توافقی که بر اساس آن، تنگه هرمز دوباره باز خواهد شد، صادرات نفت ایران از سر گرفته می‌شود، بخشی از تحریم‌ها تعلیق خواهد شد و مذاکرات هسته‌ای تازه‌ای میان تهران و واشنگتن آغاز می‌شود. اما آنچه این توافق را به رخدادی تاریخی تبدیل کرده، فقط مفاد آن نیست؛ بلکه فضایی است که این توافق در آن شکل گرفته است. چند هفته پیش بسیاری تصور می‌کردند منطقه به سمت یک درگیری مستقیم و ویرانگر حرکت می‌کند؛ جنگی که می‌توانست بازار جهانی انرژی را فلج کند و کل خاورمیانه را وارد چرخه‌ای طولانی از خشونت سازد. اکنون اما همان دولت آمریکا که با زبان تهدید سخن می‌گفت، ناچار شده پشت میز مذاکره بازگردد و درباره لغو تحریم‌ها و بازگشایی مسیرهای اقتصادی ایران گفت‌وگو کند.

 

توافقی که از دل بحران بیرون آمد


بر اساس گزارش رسانه‌هایی چون «اکسیوس»، «رویترز»، «آسوشیتدپرس» و «سی‌ان‌ان»، پیش‌نویس توافقی میان ایران و آمریکا آماده شده که در قالب یک «یادداشت تفاهم» ۶۰ ‌روزه اجرا خواهد شد. این توافق در ظاهر موقت است‌ اما می‌تواند آغاز مرحله‌ای تازه در روابط دو کشور باشد. طبق این طرح، ایران اجازه خواهد داشت نفت خود را آزادانه بفروشد و محدودیت‌های اعمال‌شده بر بنادر و تجارت دریایی‌اش کاهش پیدا می‌کند.

 

در مقابل، تهران نیز عبور آزاد کشتی‌ها از تنگه هرمز را تضمین خواهد کرد و روند پاکسازی مین‌های دریایی آغاز می‌شود. این توافق، در عمل اعترافی آشکار به اهمیت ژئوپلیتیکی ایران است. هفته‌های اخیر نشان داد که بدون نقش‌آفرینی تهران، امنیت انرژی جهان قابل تضمین نیست. تنها چند تهدید و چند اقدام محدود کافی بود تا بازار نفت دچار تلاطم شود و اقتصادهای بزرگ جهان نسبت به آینده صادرات انرژی ابراز نگرانی کنند.

 

دولت دونالد ترامپ اکنون به‌خوبی می‌داند که ادامه مسیر تقابل، می‌تواند هزینه‌ای بسیار سنگین برای اقتصاد جهانی و حتی انتخابات داخلی آمریکا داشته باشد. به همین دلیل، برخلاف شعارهای تند ماه‌های گذشته، واشنگتن حالا با احتیاط و انعطاف بیشتری سخن می‌گوید. یک مقام آمریکایی گفته است که اصل اساسی ترامپ در این مذاکرات «امتیاز در برابر اقدام» بوده، اما واقعیت این است که خودِ بازگشت آمریکا به میز مذاکره، برای بسیاری نشانه شکست راهبرد فشار حداکثری تلقی می‌شود؛ راهبردی که قرار بود ایران را وادار به عقب‌نشینی کامل کند، اما حالا به توافقی ختم شده که بخش مهمی از خواسته‌های اقتصادی تهران را به رسمیت می‌شناسد.

 

تنگه هرمز؛ جایی که معادلات جهان تغییر کرد


در قلب این بحران، نام یک آبراه بیشتر از هر نقطه دیگری تکرار می‌شود: تنگه هرمز. آبراهی باریک اما فوق‌العاده حیاتی که بخش بزرگی از نفت جهان از آن عبور می‌کند و در هفته‌های اخیر به مهم‌ترین اهرم فشار ایران تبدیل شده بود. همین مسئله باعث شد بسیاری از تحلیلگران غربی بپذیرند که ایران، حتی زیر شدیدترین تحریم‌ها، همچنان یکی از تعیین‌کننده‌ترین بازیگران معادلات انرژی جهان باقی مانده است.

 

سناتور جمهوری‌خواه لیندزی گراهام با نگرانی گفته است اگر توافق بر این مبنا شکل بگیرد که جهان نمی‌تواند امنیت تنگه هرمز را بدون تفاهم با ایران تضمین کند، در واقع تهران به‌عنوان قدرت برتر منطقه تثبیت خواهد شد. اظهارات او، ناخواسته واقعیتی را آشکار می‌کند که بسیاری در واشنگتن و تل‌آویو تمایلی به بیانش ندارند: ایران توانسته معادلات بازدارندگی در منطقه را تغییر دهد. در ماه‌های گذشته، نه‌تنها بازار نفت بلکه بسیاری از دولت‌های عربی خلیج فارس نیز نگران بودند که تشدید تنش‌ها به حمله به زیرساخت‌های انرژی و اختلال در صادرات نفت منجر شود. همین نگرانی‌ها، کشورهای منطقه را به سمت حمایت از مسیر دیپلماتیک سوق داد.

 

نقش پشت‌پرده پاکستان، قطر و کشورهای عربی


در روزهایی که رسانه‌ها بر تقابل تهران و واشنگتن تمرکز کرده بودند، دیپلماسی منطقه‌ای بی‌سروصدا در حال فعالیت بود. گزارش‌ها نشان می‌دهد فیلد مارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، یکی از اصلی‌ترین میانجی‌های این توافق بوده و سفر او به تهران نقش مهمی در نزدیک شدن مواضع دو طرف داشته است. همزمان، مقام‌های قطری، اماراتی و سعودی نیز تلاش گسترده‌ای برای جلوگیری از گسترش بحران انجام داده‌اند.

 

ترامپ روز شنبه با رهبران عربستان سعودی، قطر، امارات، مصر، ترکیه و پاکستان تماس تلفنی برقرار کرد و بنا بر گزارش منابع آمریکایی، اغلب آن‌ها از روند مذاکرات حمایت کرده‌اند. این حمایت‌ها فقط از سر نگرانی امنیتی نیست؛ کشورهای منطقه به‌خوبی می‌دانند که هرگونه جنگ گسترده با ایران، پیش از هر چیز اقتصاد و ثبات خود آن‌ها را هدف قرار خواهد داد. در واقع، بسیاری از دولت‌های عربی خلیج فارس اکنون به این جمع‌بندی رسیده‌اند که مهار بحران، بدون گفت‌وگو با تهران ممکن نیست.

 

مسئله هسته‌ای؛ گره‌ای که هنوز باز نشده


با وجود فضای به نسبت مثبت مذاکرات، مسئله اصلی هنوز حل نشده است: برنامه هسته‌ای ایران. آمریکا می‌خواهد تهران درباره غنی‌سازی اورانیوم، ذخایر مواد غنی‌شده و آینده فعالیت‌های هسته‌ای خود امتیاز بدهد. اما منابع نزدیک به تیم مذاکره‌کننده ایرانی تأکید می‌کنند که تهران حاضر نیست بدون دریافت تضمین‌های واقعی، وارد توافقی یک‌طرفه شود. در روزهای اخیر، مقام‌های آمریکایی بارها گفته‌اند ایران نباید به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند، اما در تهران نیز تأکید می‌شود که جمهوری اسلامی بارها اعلام کرده به‌دنبال ساخت بمب اتمی نیست.

 

در عین حال، ایران به‌وضوح نشان داده که حاضر نیست تجربه توافق‌های قبلی را تکرار کند؛ توافق‌هایی که به‌گفته مقام‌های ایرانی، واشنگتن به‌راحتی از آن‌ها خارج شد و هزینه اصلی آن را مردم ایران پرداختند. به همین دلیل، موضوع آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده، لغو واقعی تحریم‌ها و امکان فروش آزاد نفت، به خطوط قرمز تهران تبدیل شده است.

 

اسرائیل؛ متحدی که ناگهان کنار گذاشته شد


در تل‌آویو، فضای سیاسی و امنیتی به‌شدت ملتهب است. مقام‌های اسرائیلی احساس می‌کنند روند مذاکرات بدون مشارکت آن‌ها پیش رفته و دولت ترامپ برخلاف گذشته، دیگر حاضر نیست همه سیاست‌هایش را با خواسته‌های اسرائیل تنظیم کند. گزارش روزنامه نیویورک تایمز مبنی بر اینکه مقام‌های اسرائیلی از جزئیات مذاکرات بی‌خبر مانده‌اند، در رسانه‌های عبری بازتاب گسترده‌ای داشت و نشانه‌ای از کاهش نفوذ تل‌آویو بر تصمیم‌گیری‌های واشنگتن تلقی شد.

 

نگرانی اسرائیل فقط به مذاکرات هسته‌ای محدود نمی‌شود. گزارش سی‌ان‌ان درباره بازسازی سریع توان موشکی و پهپادی ایران، شوک تازه‌ای به محافل امنیتی اسرائیل وارد کرده است. بر اساس این گزارش، برخی نهادهای اطلاعاتی آمریکا معتقدند ایران بسیار سریع‌تر از پیش‌بینی‌ها توانسته بخشی از زیرساخت‌های نظامی خود را احیا کند؛ مسئله‌ای که این تصور را تقویت کرده که حملات نظامی نه‌تنها ایران را از معادلات منطقه حذف نکرده، بلکه شاید اراده تهران برای تثبیت موقعیت خود را بیشتر کرده باشد.

 

شورش جمهوری‌خواهان علیه ترامپ


توافق احتمالی با ایران، شکاف کم‌سابقه‌ای در اردوگاه جمهوری‌خواهان آمریکا ایجاد کرده است. مایک پمپئو، وزیر خارجه پیشین آمریکا، توافق جدید را شبیه نسخه‌ای تازه از برجام توصیف کرده و گفته این توافق هیچ ارتباطی با شعار «اول آمریکا» ندارد. تد کروز، سناتور ایالت تگزاس نیز هشدار داده اگر نتیجه جنگ و فشارها این باشد که ایران میلیاردها دلار دریافت کند و همچنان توان هسته‌ای خود را حفظ کند، این یک شکست تاریخی برای آمریکاست.

 

اما شاید مهم‌ترین واکنش را لیندزی گراهام مطرح کرده باشد؛ سناتوری که آشکارا نگران تبدیل‌شدن ایران به قدرت مسلط منطقه است. سخنان او نشان می‌دهد بخشی از جریان تندرو در واشنگتن به این نتیجه رسیده که نه فشار اقتصادی و نه تهدید نظامی، نتوانسته ایران را وادار به تسلیم کند. در مقابل، کاخ سفید با لحنی کم‌سابقه به منتقدان حمله کرده است. استیون چونگ، مقام دولت ترامپ، در واکنش به انتقادهای پمپئو گفت او «او نمی‌داند درباره چه حرف می‌زند». این اختلافات، نشانه‌ای روشن از بحران درونی جریان محافظه‌کار آمریکاست؛ بحرانی که نشان می‌دهد حتی در واشنگتن نیز دیگر اجماعی درباره نحوه مواجهه با ایران وجود ندارد.

 

تهران؛ آماده توافق، آماده تقابل


در تهران، مقام‌ها همچنان با احتیاط سخن می‌گویند. منابع ایرانی تأکید می‌کنند که هنوز اختلاف‌های مهمی باقی مانده و هیچ توافقی قطعی نشده است. همزمان، ایران بارها اعلام کرده که برای همه سناریوها آماده است؛ چه توافق و چه ادامه تنش. ترامپ نیز همچنان با دو زبان متفاوت صحبت می‌کند. او از یک‌سو می‌گوید احتمال توافق «پنجاه ـ پنجاه» است و از سوی دیگر تهدید می‌کند اگر مذاکرات شکست بخورد، ایران را «برای همیشه نابود خواهد کرد». اما همین لحن متناقض، شاید بهترین تصویر از وضعیت فعلی باشد: آمریکایی که میان جنگ و توافق مردد مانده و ایرانی که زیر فشار سنگین، همچنان توانسته طرف مقابل را وادار به مذاکره کند.

 

خاورمیانه در انتظار یک تصمیم تاریخی


اکنون منطقه در لحظه‌ای ایستاده که می‌تواند سرنوشت سال‌های آینده را تعیین کند. اگر توافق نهایی شود، شاید خاورمیانه دست‌کم به طور موقت از لبه پرتگاه فاصله بگیرد؛ نفت دوباره آرام شود، کشتی‌ها از هرمز عبور کنند و مذاکرات هسته‌ای وارد مرحله تازه‌ای شود. اما حتی در صورت امضای توافق، بی‌اعتمادی عمیق میان تهران و واشنگتن از بین نخواهد رفت. اسرائیل همچنان مخالف خواهد ماند، جمهوری‌خواهان تندرو آمریکا به حملات خود ادامه خواهند داد و مسئله هسته‌ای نیز همچنان سایه‌اش را بر منطقه حفظ خواهد کرد. با این حال، واقعیتی که امروز بیش از هر زمان دیگری خودنمایی می‌کند این است که ایران، برخلاف همه فشارها و تهدیدها، همچنان یکی از اصلی‌ترین بازیگران تعیین‌کننده خاورمیانه باقی مانده؛ کشوری که نه می‌توان آن را نادیده گرفت و نه بدون گفت‌وگو با آن، برای منطقه تصمیم گرفت.