بهبهان یکی از قدیمی‌ترین شهرهای استان خوزستان است که بیش از ۲۰۰هزار نفر جمعیت دارد. یکی از اماکن دیدنی بهبهان؛ روستای شیرعلی‌ است، اما در جاده همین مکان دیدنی ۱۹ اسفندماه ۱۴۰۱ اتفاق ناگواری رخ داد که خواب و خیال اهالی شهرستان بهبهان را آشفته کرد چرا که متهم به قتل یک محضردار بود که از منسوبین یکی از افراد سرشناس بهبهان معرفی شده است. خبر این اتفاق فجیع توسط یکی از خبرگزاری‌های محلی بهبهان با شانزده‌ روز تاخیر منتشر شد: «مردی حدودا ۴۰‌ساله با هویت «ح.خ» توسط یک محضردار در جاده شیرعلی بهبهان به قتل رسید. انگیزه قتل هم آن‌گونه که از شواهد مشخص است به خاطر یک زن با هویت «س.ط» بود. چهار روز بعد از این اتفاق تلخ متهم دستگیر شد، ولی تاکنون اخبار دقیقی از اعترافات و روند پرونده او منتشر نشده است.»

پس از گذشت هشت روز از انتشار خبر، «اعتماد» برای دست یافتن به واقعیت در گفتگو با رستم عیدی‌پور، سرپرست فرمانداری شهرستان بهبهان، موضوع را پیگیری کرده است:‌ «آنچه در بهبهان توسط اهالی پیچیده را تایید نمی‌کنم. اصل موضوع را باید از دستگاه قضایی و دادستان بپرسید.»

یکی از اهالی می‌گوید: «یک خانمی منشی ایشان بود که حدود چهار سال هم صیغه همین متهم بود. وقتی صیغه محرمیت‌شان تمام می‌شود به محضردار می‌گوید که قصد دارد زندگی خودش را داشته باشد. برای همین با مردی به نام «ح.خ» ازدواج می‌کند. صیغه ازدواج‌شان هم همین محضردار می‌خواند. بعد از چند وقت حاج آقا با شوهر این خانم یعنی مقتول تماس می‌گیرد و از او می‌خواهد که همدیگر را ببینند. وقتی مقتول پیش وی می‌رود، متهم در قهوه‌ای که به مقتول می‌دهد، سم می‌ریزد. چیزهای دیگری هم از این محضردار شنیدیم…»

یکی دیگر از اهالی که یک زن است. می‌گوید: «من بیشتر از آنچه شما شنیدید، چیز دیگری نمی‌دانم. فقط این را می‌دانم که خانواده مقتول در منطقه مسکن مهر بهبهان ساکن هستند اما مقتول خودش آنجا زندگی نمی‌کرد. ما در همان محل اعلامیه ترحیم آن آقا را دیدیم و از آشنایان و همسایه‌های آنها هم ماجرا را شنیدیم.»

یکی دیگر از اهالی می‌گوید: «متهم به قتل دفترخانه ازدواج دارد. به خاطر زن مورد علاقه‌اش که منشی دفترش بود مرتکب قتل شد. مقتول در دفتر محضردار با این خانم آشنا می‌شود و تصمیم می‌گیرد با او ازدواج کند. حدود دوماه بعد که از ازدواج آنها می‌گذرد محضردار با مقتول تماس می‌گیرد که جهت دریافت سند ازدواج به دفتر ایشان مراجعه کند. بعد هم در نوشیدنی او چیزی می‌ریزد تا بتواند به هدفش نزدیک شود.»

یکی از خبرنگاران محلی در این باره می‌گوید: «در تحقیقات اداره آگاهی خانم س.ط مورد بازجویی قرار می‌گیرد.ماموران آگاهی پس از بررسی تماس‌ها محضردار را احضار می‌کنند. حالا دو روایت شنیده شده یکی اینکه متهم به قتل بعد از چند روز خودش را معرفی کرده و روایت دیگر هم همین اظهارات خانم است که نشان می‌دهد ماموران آگاهی در اظهارات این خانم به محضردار مظنون می‌شوند. حتی شنیده شده که محضردار خودش نماز میت را برای مقتول خوانده و مراسمات دیگر را انجام داده است.»

یکی از مطلعان این حادثه دردناک می‌گوید: «به هر حال نمی‌توان منکر قتل شد. محضردار روز حادثه مقتول را به دفترش دعوت می‌کند تا هم سند ازدواج آن دو را بدهد و هم تبریکی گفته باشد. ضمن تبریک و پذیرایی از مقتول در قهوه او قرص بیهوشی یا چیز دیگری می‌ریزد. مقتول پس از خوردن نوشیدنی بیهوش می‌شود. متهم به قتل او را سوار ماشین می‌کند و به سمت جاده شیرعلی می‌برد. در آنجا هم با ضربات چاقو کار او را تمام می‌کند. حالا اینکه با چه قرصی مقتول را بیهوش کرده یا مسموم کرده کسی چیزی نمی‌داند. چون در اصل ماجرا هم فرقی نمی‌کند.چند روز بعد از به قتل رسیدن ح.خ متهم به قتل دستگیر می‌شود. در حال حاضر آن خانمی که صیغه حاج‌آقا بود و بعد زن مقتول شده بود هم در زندان اهواز به سر می‌برد. در هر صورت آن آقا مرتکب عمل قتل شدند.»

اما یکی از اقوام نزدیک مقتول جزییات بیشتری ارایه می‌دهد: «مقتول حدود ۴۰ سال داشت و در نوزدهم اسفندماه سال ۱۴۰۱ به قتل رسید. پلیس آگاهی از روی تماس‌های تلفن آنها به محضردار مظنون می‌شود. او را احضار می‌کنند و طی بازجویی‌ها متهم به قتل خودش اعتراف می‌کند که با چاقو اقدام به این کار کرده است. مقتول زن و بچه داشت ولی به خاطر آن خانم زنش را طلاق داد تا بتواند با او ازدواج کند. پرونده متهم را به دادگاه ارجاع دادند، اما هنوز هیچی مشخص نیست.»

سایر اخبارحوادثرا از اینجا دنبال کنید.