هفت صبح| ۱۵ مرداد سال1402 گزارش یک آتش‌سوزی مهیب در خانه‌ای مسکونی واقع در قرچک ورامین به آتش‌نشانی اعلام شد. بلافاصله نیروهای آتش‌نشان جهت اطفای حریق در محل وقوع حریق حاضر شدند و باتوجه‌به اینکه این حادثه برای یکی از اهالی خانه به نام ناهید ۵۰ساله مصدومیت ایجاد کرده بود، امدادگران اورژانس نیز اعزام شده و ناهید را به نزدیک‌ترین مرکز درمانی منتقل کردند.


درحالی‌که همه چیز در ابتدا یک حادثه به نظر می‌رسید؛ اما گزارش کارشناسان آتش‌نشانی پس از اطفای حریق حکایت از وقوع یک آتش‌افروزی مرگبار داشت. کارشناسان در بررسی‌های خود علت بروز آتش‌سوزی را عمدی اعلام کردند.در همین حین، حال ناهید هر لحظه رو به وخامت رفت تا جایی که انتقال او به یکی از بیمارستان‌های تخصصی تهران نیز جهت بهبود وضعیت جسمانی و درمانش موثر نشد. در نهایت به‌رغم تلاش کادر درمان ناهید به کام مرگ فرورفت و باتوجه‌به اعلام عمدی بودن آتش‌سوزی رسیدگی به پرونده با موضوع قتل عمدی در دستور کار تیم جنایی قرار گرفت.

 

اولین تحقیقات


درحالی‌که مشخص شد در لحظه وقوع جنایت همسر و دختر ۲۵ساله ناهید در خانه‌شان حضور داشتند و دچار سوختگی مختصری شده بودند، این دو نفر اولین کسانی بودند که تحت تحقیقات جنایی قرار گرفتند.همسر ناهید در اولین برخورد با مأموران جنایی گفت: «آن روز من در حیاط خانه‌مان مشغول تعمیرکردن موتورسیکلتم بودم. من همیشه یک دبه ۴ لیتری بنزین برای موتورم در حیاط نگهداری می‌کنم و آن روز اصلاً حواسم نبود که این دبه نشت کرده است. در همان حال داشتم برای قلیانم زغال آماده می‌کردم که ناگهان آتش زغال قلیان باعث شعله‌ورشدن دبه بنزین شد. درست همان موقع همسرم داشت از کنار حیاط عبور می‌کرد تا به حمام برود که آتش به لباسش سرایت کرد و دچار سوختگی شد.»


در ادامه تحقیقات دختر ناهید نیز تحت بازجویی قرار گرفت و اظهاراتی مطرح کرد که با صحبت‌های پدرش متناقض بود: «ساعت حدود ۸ شب بود و من روی کاناپه دراز کشیده بودم و داشتم تلویزیون تماشا می‌کردم که شنیدم پدرم از داخل حیاط مادرم را صدا زد. من نمی‌دانم او با مادرم چه کاری داشت و چه اتفاقی افتاد؛ اما یک‌دفعه متوجه شدم که شعله‌های آتش از داخل حیاط خانه‌مان زبانه کشید و مادرم دچار سوختگی شد.»


وقتی مأموران جنایی از همسر ناهید پرسیدند که با ناهید چه کاری داشته که او را صدا زده و چرا در اظهارات ابتدایی خود این موضوع را مطرح نکرده بود؛ او این بار حرف‌هایی زد که با ادعاهای اولیه‌اش در تناقض بود: «آن شب من ناهید را صدا زدم و از او خواستم برایم چای بریزد تا در کنار قلیانم آن را بنوشم. همان موقع آتش زغال به دبه بنزین سرایت کرد و ناهید ترسید برای همین سمت آتش دوید تا آن را خاموش کند؛ اما دچار سوختگی شدید شد.»

 

اعتراف به قتل همسر


تناقض‌گویی‌های پی‌درپی همسر ناهید سبب شد که ظن مأموران نسبت به او زیاد شده و تحقیقات وارد فاز تخصصی شد. در همین حال گزارش تکمیلی آتش‌نشانان در اختیار بازپرس ویژه قتل قرار گرفت که نشان می‌داد بنزین مستقیماً روی ناهید پاشیده شده و بحث نشتی بنزین وجود نداشته است. 


به‌این‌ترتیب همسر ناهید که به‌عنوان تنها مظنون پرونده خودش را در بن‌بست اطلاعاتی گرفتار می‌دید ناچار شد لب به اعتراف گشوده و پرده از راز جنایت هولناک خود بردارد: «آن روز داشتم موتورم را تعمیر می‌کردم و خیلی خسته شده بودم. برای همین قلیان درست کردم که در حیاط بکشم. همان موقع همسرم را صدا زدم و از او خواستم یک استکان چای برایم بیاورد که او با تندی و تمسخر به من گفت برو خانه خواهرت چای بخور.»


متهم ادامه داد: «ناهید روابط غیر حسنه‌ای با خواهر من داشت و همیشه با همدیگر کل‌کل و لجبازی می‌کردند. نمی‌دانم آن روز چه اتفاقی افتاده بود که دوباره از دست خواهرم ناراحت بود و این حرف را زد؛ اما من که می‌دیدم بعد از بیست و پنج سال زندگی مشترک همسرم حتی در حد ریختن یک استکان چای برایم احترام قائل نیست عصبانی شدم و با او بحثم شد. گفتم حق نداری راجع به خواهرم این‌طور حرف بزنی و او به سمت در حیاط رفت تا از خانه بیرون برود.

 

دوباره گفت من می‌خواهم بیرون بروم و کار دارم تو هم برو خانه خواهرت چای بخور. به ناهید گفتم حق نداری بدون اجازه من پایت را از خانه بیرون بگذاری و وقتی دیدم به حرفم اعتنا نمی‌کند به او گفتم اگر با زبان خوش به داخل خانه برنگردی به‌زور تو را برمی‌گردانم. او هم از این تهدید عصبانی شد و گفت تو هیچ غلطی نمی‌توانی انجام دهی.»


متهم ادامه داد: «این حرف ناهید خیلی من را تحریک کرد و بنزین را روی پایش ریختم و گفتم پاهایت را آتش می‌زنم که نتوانی از خانه بیرون بروی. وقتی فندک زدم ناگهان همسرم سرتاپا در آتش سوخت و من سریع اقدام به خاموش‌کردن او کردم؛ اما شدت سوختگی به حدی زیاد بود که او جانش را از دست داد.»


با تکمیل تحقیقات، پرونده برای رسیدگی به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد؛ اما دختر ناهید به‌عنوان یکی از اولیای دم از قصاص پدرش اعلام گذشت کرد. اما مادر ناهید تقاضای قصاص قاتل را کرد.

 

در دادگاه


در ابتدای جلسه رسیدگی نماینده دادستان از کیفرخواست صادر شده از سوی دادسرا دفاع کرد و متهم در دفاع از خود گفت: «من قصد به‌قتل‌رساندن همسرم را نداشتم و او را دوست داشتم. او سال‌ها با من زندگی مشترک داشت و یک‌لحظه عصبانیت باعث شد دست به کاری زدم که بابت آن به‌شدت پشیمانم و تقاضای بخشش دارم.»


قضات دادگاه بعد از شنیدن دفاعیات متهم بنابر درخواست مادر ناهید حکم قصاص را صادر کردند. اما در مراحل بعدی مادر ناهید راضی شد که از قصاص داماد خود گذشت کند. به‌این‌ترتیب با اعلام گذشت ولی دم و در شرایطی که فرزند متهم نیز قبلاً رضایت خود را اعلام کرده بود، متهم بار دیگر در دادگاه به لحاظ جنبه عمومی جرم محاکمه شد.


قضات دادگاه متهم را به سه سال حبس با احتساب روزهای بازداشت محکوم کردند و حکم صادر شده بعد از تأیید از سوی قضات دیوان عالی کشور به مرحله اجرا رسید.