جنایت با همدستی معشوقه سابق شوهر
من میدانم که اشتباه کردم، اما اتهام معاونت در قتل شوهرم را قبول ندارم ...
هفت صبح| چند سال قبل، پس از مفقود شدن ناگهانی مرد جوانی به نام حامد، موضوع از سوی پدر و مادرش به مأموران پلیس اطلاع داده شد. همزمان با مفقود شدن حامد، همسر او نیز ناپدید شد و همین موضوع احتمال اینکه حامد طعمه یک جنایت شده باشد را قوت بخشید. به همین دلیل، همسر او بهعنوان تنها مظنون پرونده تحت تعقیب قرار گرفت و سرانجام به همراه یک زن و مرد جوان، در حالی که قصد خروج غیرقانونی از مرز را داشتند، بازداشت شد.
مرد جوانی که همراه همسر حامد دستگیر شده بود، یکی از دوستان صمیمی او به نام میلاد بود که در مواجهه ابتدایی با ماموران، به قتل حامد و سوزاندن جسد او اعتراف کرد. در ادامه مشخص شد که از مدتی قبل، همسر حامد با میلاد ارتباط پنهانی برقرار کرده بود و میلاد اعتراف کرد که برای رسیدن به همسر حامد، با انگیزه عاشقانه دست به قتل زده و برای این جنایت از همسر حامد و دوستدختر سابق حامد نیز کمک گرفته است.
متهم در اعترافات خود گفت: «حامد دوست صمیمی من بود و در رفتوآمدهایمان به همسر او علاقهمند شدم. اما حامد را مانع رسیدن به عشقم میدانستم. برای همین از دوستدختر سابقش خواستم تا کمکم کند با حامد قرار بگذاریم و او را به قتل برسانیم. او که از حامد کینه داشت، قبول کرد که این کار را انجام دهد.سرانجام در روزی که به بهانه ملاقات، حامد را سر قرار کشاندیم، او را به قتل رساندم و جسدش را در اطراف شهر به آتش کشیدم.»
با تکمیل تحقیقات، متهمان پای میز محاکمه از خود دفاع کردند. میلاد به قصاص محکوم شد و دو زن جوان همدستش نیز به حبس محکوم شدند. در حالی که رأی صادرشده توسط قضات دیوان عالی کشور نیز تأیید شده بود، همسر حامد با تقاضای اعاده دادرسی به این رأی اعتراض کرد. تقاضای او پذیرفته شد و او بار دیگر پای میز محاکمه ایستاد.
او در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران در دفاع از خود گفت: «هفت سال بود با حامد عقد کرده بودیم، اما هنوز سر خانه و زندگیمان نرفته بودیم و در خانه پدری من زندگی میکردیم. من با دوستان او رفتوآمد داشتم و با هم به مهمانی و سفر میرفتیم. حتی دوستدختر سابق حامد نیز در جمعهای دوستانه ما حضور داشت.در همین رفتوآمدها بود که به میلاد علاقه پیدا کردم و یک سال و نیم بود که با او در ارتباط بودم.
من میدانم که اشتباه کردم، اما اتهام معاونت در قتل شوهرم را قبول ندارم و از همان ابتدا گفته بودم که در این ماجرا بیتقصیرم. من در جریان نقشه میلاد و آن زن جوان نبودم. اصلاً نمیدانم روز حادثه به چه بهانهای حامد را سر قرار کشانده بودند.اما وقتی متوجه شدم شوهرم کشته شده است، فکر کردم کسی حرفهایم را باور نمیکند. به همین دلیل تصمیم گرفتم فرار کنم.»
قضات دادگاه پس از شنیدن دفاعیات متهم، برای صدور رأی وارد شور شدند.