کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۵۶۳۵
تاریخ خبر:
شش سال پس از وقوع جنایت متهم بالاخره در دادگاه به اتهام خود اعتراف کرد

راز جنایت ۵۰۰هزار تومانی در سینه رفیق

راز جنایت 500هزار تومانی در سینه رفیق

نمی‌دانم چه شد که محمود مورد اصابت ضربه چاقو قرار گرفت...

هفت صبح| شش سال قبل، رسیدگی به پرونده قتل جوانی به نام محمود با اعلام کادر درمان یکی از بیمارستان‌های شهریار، در دستور کار تیم جنایی قرار گرفت. در بررسی‌های اولیه مشخص شد محمود بر اثر اصابت یک ضربه چاقو به‌شدت مجروح شده و توسط چند نفر از همکاران خود که همگی کارگران یک کارگاه در اطراف شهریار بودند، به بیمارستان منتقل شده است. بلافاصله اقدامات درمانی برای نجات جان محمود آغاز شد، اما شدت جراحت واردشده به حدی بود که او جان خود را از دست داد.

 

به این ترتیب، تیم جنایی و کارآگاهان پلیس آگاهی تحقیقات خود را برای رازگشایی از ماجرا آغاز کردند و جسد با دستور بازپرس ویژه قتل به پزشکی قانونی منتقل شد. اولین افرادی که تحت تحقیقات جنایی قرار گرفتند، همان دوستان محمود بودند که او را به بیمارستان رسانده بودند. آنها همگی یکی دیگر از کارگران کارگاه به نام جاوید را به‌عنوان عامل قتل معرفی کردند.

 

  اظهارات شهود

یکی از شاهدان عینی ماجرا در شرح موضوع در مواجهه با مأموران جنایی گفت: «جاوید و محمود هر دو افغان بودند و از چند سال قبل در این کارگاه کار می‌کردند. آنها با هم رابطه خوبی داشتند، ولی نمی‌دانیم چه شد که روز حادثه ناگهان با یکدیگر درگیر شدند. درگیری آنها خیلی زود بالا گرفت. ابتدا با یکدیگر دست‌به‌یقه شده و فحاشی می‌کردند، اما در این میان، زمانی که ما برای میانجیگری و جدا کردن آنها از یکدیگر وارد ماجرا شده بودیم، ناگهان جاوید چاقویی از جیبش درآورد و چند ضربه به بدن محمود وارد کرد و از آنجا متواری شد.»

 

این فرد در ادامه افزود: «این‌طور که از صحبت‌های متهم و مقتول متوجه شدم، آنها با یکدیگر اختلاف مالی پیدا کرده بودند و موضوع صحبتشان بر سر مقداری پول بود، اما دقیق متوجه نشدم که ماجرا چیست.» با اطلاعاتی که همکاران جاوید و محمود در اختیار مأموران پلیس قرار دادند، جاوید به‌عنوان تنها مظنون قتل تحت تعقیب قرار گرفت و نهایتاً شناسایی و دستگیر شد.

 

دستگیری 

متهم در مواجهه ابتدایی با مأموران، قتل همکارش را انکار کرد و گفت: «روز حادثه من و محمود با یکدیگر در محل کارمان بودیم. من با او دوست بودم و هیچ مشکلی با یکدیگر نداشتیم. اما آن روز با یکی از کارگران اختلاف پیدا کرد و درگیر شد. ناگهان آنها را دیدم که با یکدیگر دست‌به‌گریبان شده بودند و مثل بقیه همکاران، من هم برای میانجیگری و جدا کردن آنها از یکدیگر وارد ماجرا شدم. در این میان، نمی‌دانم چه شد که محمود مورد اصابت ضربه چاقو قرار گرفت. من در شلوغی‌ای که ایجاد شده بود، اصلاً متوجه نشدم ضربات را چه کسی به دوستم وارد کرد. اما من عامل درگیری نیستم.»

 

با وجود اینکه متهم به‌طور کلی منکر قتل رفیق خود شده بود، تحقیقات ادامه پیدا کرد و با توجه به اظهارات شهود و دلایل و مستندات به‌دست‌آمده، او به‌عنوان متهم به قتل محمود شناخته شد و پس از تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، به اتهام مباشرت در قتل عمدی در دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه رفت.

 

در دادگاه

رسیدگی به پرونده در حالی آغاز شد که پس از قتل محمود، خانواده و اولیای دم او هرگز شناسایی نشدند. به این ترتیب، معاون اول قوه قضائیه به‌جای اولیای دم تقاضای قصاص متهم را کرد.متهم در دادگاه، برخلاف بازجویی‌های گذشته، به قتل رفیقش اعتراف کرد و گفت: «شش سال است که به دلیل عدم شناسایی اولیای دم در زندان روزهای سختی را پشت سر گذاشته‌ام و به همین دلیل تصمیم گرفتم حقیقت را بگویم تا شاید راه نجاتی برایم پیدا شود.»

 

او در ادامه افزود: «مدتی قبل از حادثه بود که محمود از من پانصد هزار تومان قرض کرد. ما با یکدیگر دوست بودیم و بارها پیش آمده بود که من به او پول قرض می‌دادم و او پس می‌داد. حتی چند باری هم من از او پول گرفته بودم و سر موعدی که قول داده بودم، پولش را پرداخت کرده بودم. اما این‌بار در موعد مقرر، وقتی از محمود خواستم پولم را پس بدهد، طفره رفت و برای بازپرداخت پول من امروز و فردا می‌کرد. هر بار با او درباره پول حرف می‌زدم، جواب سربالا می‌داد و این نوع برخوردش به‌شدت من را عصبانی می‌کرد.»

 

متهم درباره روز حادثه گفت: «روز حادثه بار دیگر وقتی محمود را در محل کار دیدم، به او گفتم که چه زمانی قصد داری پول من را پس بدهی؟ اما او به‌شدت خشمگین شد و به من پرخاش کرد. گفتم به جای اینکه به فکر بازپرداخت طلب خود باشی، داری به من پرخاش هم می‌کنی. با این کارت باعث می‌شوی که دیگر هرگز به تو پول قرض ندهم. درگیری لفظی ما بالا گرفت و محمود به من فحاشی کرد. بعد با یکدیگر دست‌به‌یقه شدیم و در اینجا بود که همکاران و دوستان من برای میانجیگری و جدا کردن ما از یکدیگر وارد دعوا شدند.

 

من که به‌شدت از رفتار محمود عصبانی بودم، چاقویی را از روی میز برداشتم و به او ضربه زدم. اصلاً نمی‌دانم چه شد که در آن لحظه چنین تصمیمی گرفتم و از شدت عصبانیت، محمود را با ضربات چاقو مجروح کردم. من قصد کشتن او را نداشتم. ما با هم دوست بودیم و هیچ مشکلی به‌جز ماجرای پانصد هزار تومان نداشتیم.»

 

متهم در آخرین دفاع گفت: «قتل محمود با انگیزه و نقشه قبلی رخ نداد. من از این اتفاق به‌شدت پشیمانم و تقاضای تخفیف در مجازات دارم.»

قضات دادگاه پس از اخذ آخرین دفاع، ختم جلسه دادرسی را اعلام کردند و برای صدور رأی وارد شور شدند.

 

کدخبر: ۶۰۱۶۵۶۳۵
تاریخ خبر:
ارسال نظر