روایت قاتلان از روزهای سخت حبس
برخی محکومان پنج، بیست و حتی بیستوپنج سال در زندان ماندهاند و اکنون فرصت بازگشت به زندگی دارند
هفت صبح| راهروهای دادسرای جنایی معمولاً شاهد حضور متهمانیست که برای آخرین بار با دستبند و پابند زندان به این مرجع قضایی آمدهاند؛ اما شرایط متفاوت است. قرار است تا لحظاتی دیگر، با امضای حکم آزادی آنها، دستبند زندان برای همیشه از دستهایشان باز شود. هر کدام از آنها چند سالی است که اتهام سنگین قتل را به دوش میکشند، اما با اثبات ندامت آنها و با تلاش صلحیاران دادسرای جنایی، در حالی که اولیای دم پروندهها حاضر به گذشت از اجرای حکم قصاص شدند، حالا این متهمان در یک قدمی آزادی قرار دارند.
در میان آنها فردی وجود دارد که از ۲۵ سال پیش به خاطر قتل مرد صراف در زندان است و مرد دیگری که در جریان یک درگیری مرتکب قتل شده و ۲۰ سال از عمر خود را در زندان گذرانده نیز در میان متهمان دیده میشود. شنیدن روایت متهمانی که امروز در اینجا حضور دارند، قصههای پرغصهای است که به نقل از خبرنگار هفتصبح میشنوید.
قتل در کارگاه مبلسازی
رسیدگی به قتل مرد جوانی که کارگر یک کارگاه مبلسازی بود، از پنج سال قبل در دستور کار تیم جنایی و مأموران پلیس آگاهی قرار گرفته بود.پیکر نیمهجان این مرد که بر اثر اصابت ضربه چاقو مجروح شده بود، پس از وقوع درگیری به بیمارستان منتقل شد، اما شدت جراحت واردشده به حدی بود که کارگر جوان جان خود را از دست داد و رسیدگی به موضوع در دستور کار بازپرس کشیک قتل قرار گرفت.
بررسیها حکایت از آن داشت که عامل این جنایت یکی از همکاران مقتول بوده است که در لحظه درگیری، همسایهها که شاهد ماجرا بودند، او را به مأموران تحویل دادند.متهم که در ابتدا گمان میکرد به اتهام یک ضربوجرح ساده راهی بازداشتگاه میشود، حالا با اتهام سنگین قتل روبهرو بود. او با درخواست اولیای دم به قصاص محکوم شد و خود را در آستانه اجرای حکم میدید.
اما درست در واپسین روزهای ناامیدی و در روزهای سرد و تلخ حبس، دریچهای از امید روبهروی او باز شد.متهم امروز در دادسرای جنایی تهران حضور داشت و درباره این ماجرا به خبرنگار هفت صبح گفت:«از پنج سال قبل در زندان روزگار سختی را گذراندم. من کارگر کارگاه مبلسازی بودم و کار خودم را خوب بلد بودم. اما روز حادثه در جریان مسائل مربوط به کار با یکی از همکارانم بحثم شد. او به من فحاشی کرد و من خیلی عصبانی شدم. در اوج خشم، نمیدانم چه شد که با چاقو ضربهای به او زدم که منجر به مرگش شد.
از تمام این سالها، از اتفاقی که افتاده بود نادم و پشیمان بودم و فکر میکردم که دیگر هیچ راه امیدی برای من وجود ندارد. پنج سال را در زندان گذراندم، در حالی که هر روز آن برای من صد سال گذشت و بالاخره با تلاش خانوادهام و با همت صلحیاران دادسرای جنایی، موفق به جلب رضایت اولیای دم شدم.حالا دلم میخواهد بعد از پنج سال، باز هم به همان کاری که دوست داشتم و در آن مهارت دارم برگردم. میخواهم بار دیگر زندگیام را بسازم و از فرصت دوبارهای که برای زنده بودن پیدا کردم، استفاده کنم.»
جنایت مرد میوهفروش
دومین متهمی که با او گفتوگو میکنیم، مرد جوانی از اهالی یکی از محلههای جنوب شهر تهران است؛ از آنهایی که برای رفاقت تا پای جان میایستند. از همان افرادی که بدنشان پر از تتوهای رنگارنگ است و سوابق کیفری متعددی در پروندههایشان دارند؛ از شرارت و شروع به قتل و درگیری گرفته تا شرکت در نزاعهای دستهجمعی. اما سرقت در مرام آنها نیست. آنها با زحمت کار میکنند و با عرق جبین نان بر سر سفره زن و فرزندان خود میبرند.
این متهم مرد میوهفروشی است که در هواخواهی از یکی از رفقایش در درگیری حاضر شده است. او در گفتوگو با خبرنگار ما میگوید: «روز حادثه یکی از دوستانم به من زنگ زد و گفت در جریان یک درگیری، دستبند و یک شیء قیمتی دیگر او را دزدیدهاند و بعد درگیری بالا گرفته و برای همدیگر چاقو غلافه کشیده بودند. او از من خواست وارد دعوا شوم و من هم برای هواخواهی از او وارد درگیری شدم. در جریان این درگیری یک ضربه وارد کردم که میخواستم به دست مقتول بخورد، اما منجر به مرگ او شد.»
پس از این حادثه، متهم راهی زندان شد و حتی تا پای چوبه دار هم رفت. او شب تلخ و سردی را هم تجربه کرد؛ شبی که در انفرادی گذشت تا فردا صبح، قبل از طلوع آفتاب، حکم قصاصش اجرا شود. اما درست در آخرین لحظاتی که تا اجرای حکم باقی مانده بود، بار دیگر به او مهلت دادند.متهم میگوید: «سوابق کیفری متعددی دارم، اما اولیای دم که از اهالی محله ما بودند، از رفتار من متوجه شدند که واقعاً نادم و پشیمان هستم. در زندان سه جزء قرآن حفظ کردم و دیگر نمیخواهم زندگیام مثل قبل پر از خلافکاریهای جورواجور باشد.از این اتفاقی که افتاد پشیمانم و حالا که اولیای دم من را به خاطر فرزندان خردسالم بخشیدهاند، میخواهم بالای سرشان بروم، برایشان پدری کنم و بار دیگر با زحمتکشی نان سر سفره زن و بچههایم ببرم.»
قتل مرد آزارگر
مرد جوانی که پنج سال قبل در جریان درگیری بر سر مزاحمت برای همسرش مرتکب قتل شده بود، با جلب رضایت اولیای دم در آستانه آزادی از زندان قرار گرفت.این مرد آن روز همراه همسرش در یکی از محلههای تهران در حال قدم زدن بود که چند مرد که به نظر میرسید مست بودند، برای همسرش ایجاد مزاحمت کردند. درگیری میان آنها شکل گرفت و متهم که بهشدت خشمگین شده بود، به سمت خانوادهای رفت که در کنار پارک مشغول استراحت و تفریح بودند.
متهم در جریان درگیری چاقویی برداشت و به فردی که برای همسرش مزاحمت ایجاد کرده بود، یک ضربه زد. همان ضربه باعث مرگ مرد جوان شد و متهم پس از دستگیری راهی زندان شد.حالا پس از گذشت پنج سال از این حادثه، خانواده متهم برای جلب رضایت اولیای دم وارد عمل شدند و با تلاش برای صلح و سازش توانستند رضایت خانواده مقتول را به دست آورند.
با اعلام رضایت اولیای دم، متهم از قصاص نجات پیدا کرده و با طی شدن مراحل قانونی، قرار است بهزودی از زندان آزاد شود.متهم در گفتوگو با خبرنگار ما گفت: «آن روز وقتی خیلی خشمگین شده بودم، در حالی که درگیری در کنار یک پارک رخ داده بود، به سمت خانوادهای رفتم که در پارک بساط کرده و مشغول تفریح بودند. از داخل وسایل آنها چاقویی پیدا کردم و به مردی که قصد مزاحمت برای همسرم داشت، ضربه زدم. فکرش را هم نمیکردم که همان ضربه باعث شود سالهای زیادی از عمرم در زندان بگذرد.»