روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | یک: در پیش از انقلاب، سیطره اصلی فرهنگی با موسیقی و فیلم و کارتونها و سریالهای آمریکایی بود که داستانش را میدانید. اما فرهنگها و خرده فرهنگهای منطقهای هم گهگدار در ایران محبوب میشدند. مثلا سینمای هند که در دهه چهل و پنجاه در ایران محبوب شده بود و بازیگرانی مثل راج کاپور و ویجنتی مالا و فیلمهایی مثل سنگام و آواره و مادر هند و یا شعله به شدت در ایران طرفدار پیدا کردند.
امکلثوم خواننده بزرگ مصری که در قالب یک ابر خواننده، اسم و رسمی در میان ایرانیان پیدا کرده بود و یا برخی خوانندههای مشهور جمهوری آذربایجان مثل رشید بهبودوف و مرتضی محمدوف (بلبل) و شوکت و زینب خانلاروا در مناطق آذری محبوبیت فراوانی داشتند. حرکات موزون رقاصان مصری هم در کشور ما مخاطبان خاص خود را داشت. در آن سالها ترکیه هم سهمی در فرهنگ عمومی کشور ما داشت. هرچند بسیار کوچک.
کتابهای طنز عزیز نسین و چند فیلم مشترک با حضور بازیگر چشم آبی آن سالها یعنی فخرالدین که به نوعی ترکیب فردین و بیک ایمانوردی بود. اولین موج منطقهای فرهنگی در ایران پس از انقلاب، به پس لرزههای فیلم شعله اختصاص داشت که همچنان جزو پرطرفدارترین فیلمهای غیرمجاز ویدئویی در دهه شصت بود.
در میانه دهه شصت فیلم دیگری از سینمای هند از تلویزیون ایران پخش شد با نام قانون و آمیتاباچان ستاره جوان آن سالهای بالیوود و نقشی که در این فیلم ایفا میکرد (با اسم پی جی) را به شهرت رسانید. دوبلور آمیتا باچان، خسروخسروشاهی بود که صدایش را با آلن دلون بیشتر میشناختیم.
اما موج اصلی تازه در راه بود. اواسط دهه شصت نوعی موسیقی پیش پا افتاده استانبولی به شدت در تهران رایج شد و در پاساژها و مراکز خرید و آسانسورها در گوشتان میپیچید. اگر فیلمهای خیابانی سینمای ایران درآن سالها را ببینید در برخی صحنههای عمومی این نوع موسیقی را میتوانید تشخیص بدهید.
مثل برخی فصلهای فیلم دندان مار ساخته مسعود کیمیایی که موسیقی استانبولی به عنوان یکی از مختصات محیطی در برخی صحنههای فیلم به گوش میرسد. در همین دوران است که یک فیلم بازاری با نام مستعار ماوی ماوی در فضای زیرزمینی ایران طرفدار پیدا کرد و ترکیب صدا و سبیل ابراهیم تاتلیس با برازندگی خانم هولیا افشار موجب نفوذ این فیلم به اعماق فرهنگ زیرزمینی ایران شد.
در دهه هفتاد با فراگیر شدن تدریجی ماهوارهها که عموما از شبکههای ترکیه تغذیه میکردند و همچنین افزایش سفر ایرانیان به استانبول و البته فقدان تولید موسیقی مشابه عامهپسند در ایران، روند فراگیری موسیقی استانبولی به شدت افزایش یافت. تاتلیس، ابرو، ماهسون، ترکان و سیبلجان به نامهایی پرطرفدار در ایران بدل شدند. این موج در دهه هشتاد روبهزوال و خاموشی رفت تا این که در دهه نود با هجوم سریالهای ترکیهای بخش دیگری از فرهنگ استانبولی و در قالبی متفاوت دوباره به خرده فرهنگهای زیرزمینی ایران بازگشت.
دو: در دهه شصت مد و فشن در ایران موجودی نحیف بود که هرطور بود الگوهای خود را ازآن سوی آب پیدا میکرد. اما تیپ غالب، پیراهنهای روی شلوار بود و شلوارهای پارچهای یا شلوار سربازی شش جیب و تیپ زمستانی هم با اوورکتهای مشهور به اوورکت آمریکایی جلا پیدا میکردند. در این میان موج خفیف پانکها و کفشهای ساق بلند سفید و شلوارهای جین کوتاه در مناطق شمال شهر تهران هم دیده میشد.
اما در دهه هفتاد کمکم سلیقه و ذائقه ایرانی در لباس پوشیدن و آرایش مو شکل گرفت. مثلا مانتو خفاشی که از پدیدههای مهم دهه هفتاد بود و همینطور استفاده از روسریهای طرحدار و رنگدار و یا رواج چشمگیر استفاده از ژل مو برای پسرها و تمایلشان برای صاف کردن مو و فرق وسط که از طرفی یادآور شکل آرایش مو در دههای سی و چهل شمسی بود و از طرفی دیگر نشانه تاثیرپذیری از برخی گریمها و آرایشها در سریالهای محبوب آن دوران بود. بهخصوص پارسا پیروزفر.
در یکی از صفحات مجازی مربوط به لباس، اوضاع دهه هفتاد اینگونه توصیف شده است: در آن دوران یکی از مدلهایی که وارد استایل خانمها شد مدل خفاشی بود. مانتو خفاشی مدتی بسیار مورد توجه بود و افراد شیکپوش خیلی از این ترند استقبال کرده بودند.
به مرور آستینهای بزرگ و مانتوهای گشاد محبوبیت خود را از دست دادند و استایل به سمت سادگی بیشتر پیش رفت.
آستین رگلان یکی از مدلهای محبوب آستین برای مانتو شد و جیبهای بزرگ روی لباس، به عنوان یکی از مدلهای ترندی در مانتو مورد استقبال قرار گرفت. دکمههای بزرگ هنوز هم محبوب بودند و رنگها کماکان تیره استفاده میشدند. اگر در آن سالها وارد یک فروشگاه برای خرید مانتو میشدیم، بیشتر رگالها را رنگ مشکی پر کرده بودند. در میان مانتوها تنها یک یا دو تا از رگالها، به رنگهای دیگر اختصاص داشتند.
از میانه دهه هفتاد بازیگران سینما در پرترههای مطبوعاتی و روی جلد مجلات با روسریها و مانتوهای متفاوتتری ظاهر میشدند.
هفته آینده در پنج شماره پیدرپی این پاورقی را تمام میکنیم. با تمرکز روی ماجرای مناظرههای آیتالله مصباح، قهرمانان اصلی دهه هفتاد، پرونده سقوطهای زنجیرهای هواپیماها و…



