روزنامه هفت صبح، آنالی اکبری | مستند Three Identical Strangers درباره زندگی عجیب برادرهای سه‌قلویی است که در ۶‌ماهگی از هم جدا شدند و هر‌یک از آنها به خانواده‌ای جدید سپرده شد. ۱۹‌سال بعد وقتی یکی از آنها وارد کالج می‌شود، در روز اول مورد استقبال بی‌سابقه هم‌کلاسی‌هایش قرار می‌گیرد و در حالی‌که همه دارند او را «اِدی» صدا می‌زنند، از دیدن دوباره‌اش ابراز خوشحالی می‌کنند.

او با تعجب می‌گوید اسمش این نیست و این اِدی محبوب را نمی‌شناسد. بالاخره یکی از پسرها که می‌دانسته ادی به مدرسه برنگشته، از او تاریخ تولدش و این‌که آیا به فرزندی قبول شده را می‌پرسد و وقتی جواب مثبت می‌گیرد، می‌گوید وقتش است برادر دوقلویش را ملاقات کند.

ادی و بابی وقتی یکدیگر را دیدند، احساس کسی را داشتند که جلوی آینه ایستاده؛ همان پوزخند، همان موهای فر، همان چشم‌ها و همان دست‌ها. چند روزی با هم وقت می‌گذرانند و خبر دیدار برادران غریب و عکس‌شان به روزنامه می‌رسد که جوان دیگری با آنها تماس می‌گیرد و می‌گوید فکر می‌کنم من هم برادر شما باشم! و دیوید، سومین برادر هم بعد از ۱۹‌سال دوری پیدا می‌شود.

هیچ‌کدام از خانواده‌ها از این‌که فرزندخوانده‌شان برادر دیگری داشته، اطلاع نداشتند. دیوید عضوی از خانواده پزشکی ثروتمند شده بود، بابی به خانه معلمی از طبقه متوسط رفته و ادی در خانواده‌ای کارگری بزرگ شده بود. شاید تا اینجای داستان به پیشانی بکوبیم و بگوییم شانس با زندگی آدم‌ها چه می‌کند!

اما حقیقت هولناک اینجاست که زندگی هیچ‌یک از این بچه‌ها با شانس و تصادف جلو نرفته و آنها کیس‌های مطالعاتی یک روانشناس بودند که می‌خواست بفهمد قدرت تربیت بیشتر است یا طبیعت. پسرها از لحاظ ظاهری شبیه به‌هم بودند و حتی سلیقه یکسانی داشتند اما به سه شکل مختلف بزرگ شده بودند و برخوردشان با مشکلات و سختی‌ها متفاوت بود و در نتیجه سرنوشت‌شان شباهتی به‌هم نداشت.
پیشنهاد می‌کنم فیلم را تماشا کنید و ببینید چه بر سر ادی و بابی و دیوید می‌آید.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - تک نگاریرا اینجا بخوانید.