
هفت صبح| جنگ تحمیلی که علیه ایران رخ دادو نامش را «مقابله با تهدید هستهای» گذاشتهاند، زخمهایش روی دو رگ حیاتی اقتصاد غیرنفتی ایران نشسته؛ هوانوردی و گردشگری. فرودگاههای بینالمللی یکی پس از دیگری بمباران شدند، ناوگانی که از قبل هم نفسهای آخرش را میکشید، تکهتکه در آتش سوخت و هزاران مسافر سرگردان در فرودگاههای دنیا، با چمدانهایی که هیچ پروازی برایشان ثبت نشده، منتظر معجزه ماندند. این گزارش، روایت فاجعهای است که شاید تا سالها آسمان ایران را خالی نگه دارد.
هواپیماهایی که دیگر برنمیگردند
در طول جنگ چندینبار فرودگاههای کشور مورد تهاجم قرار گرفت و در فرودگاه مهرآباد و فرودگاه بینالمللی شیراز چند هواپیمای مسافربری به عنوان ستون فقرات لجستیک هوایی ایران منهدم شدند؛ همانهایی که سالها بار و مسافر را جابهجا میکردند و نقش موثری در گردشگری داشتند و حتی در هر بحرانی، برای کمک رسانی به آسمان میرفتند.
با توجه به سالها تحریم، قطعهدوزیهای شبانه و تلاش برای زنده نگه داشتن صنعت هوایی چیزی بودند که دنیا نمیخواست ایران داشته باشد. درواقع ناوگان هوایی ایران سالها بود که نفسنفس میزد. سی-۱۳۰های هرکولس، چند دهه سن داشتند، با قطعاتی که از هواپیماهای اوراقی درآورده بودند، هنوز در آسمان پرواز میکردند. بوئینگ ۷۴۷های ایران، یکی از آخرین نمونههایی در جهان بودند که هنوز برای مأموریتهای استفاده میشدند. واقعیت تلخ این است که این هواپیماها سالها بود که باید بازنشسته میشدند، اما تحریمها اجازه نمیداد. حالا بمبها کاری کردند که تحریمها نتوانست آنها را برای همیشه از آسمان ایران حذف کردند.
وقتی هابهای هوایی به خط مقدم تبدیل میشوند
البته نباید فراموش کرد این جنگ باعث شده که حداقل هشت کشور، از ایران و عراق گرفته تا اسرائیل، قطر، کویت، بحرین و امارات، حریم هوایی خود را به طور کامل یا جزئی بستند. تعداد پروازهای لغو شده در هفت فرودگاه بزرگ منطقه از ۱۵ هزار فروند در طول جنگ عبور کرده بود. منطقهای که روزگاری شلوغترین مسیرهای هوایی جهان را داشت، حالا تبدیل به یک منطقه پرواز ممنوع شده بود.
بسته شدن فرودگاههای دبی و دوحه، دو قطب اصلی ترانزیت هوایی جهان، دهها هزار مسافر را در سراسر دنیا سرگردان کرد. در فرودگاه بالی، اندونزی، صفهای طولانی از مسافرانی شکل گرفته بود که هر کدام دنبال زمان از سرگیری پروازها به خاورمیانه بودند. در فرودگاه داکا، بنگلادش، مسافران روی چمدانهایشان نشسته بودند، چون هیچ صندلی خالی نبود. در فرودگاه کاتماندو، نپال، تابلوهای پرواز فهرست بلندبالایی از پروازهای لغو شده را نشان میدادند. هرج و مرج در فرودگاه دبی کاملا مشهود بود چون لوکسترین فرودگاه جهان به پناهگاه اضطراری تبدیل شده بود، حتی برخی مسافران نمیتوانستند دیگر بلیت برگشت بخرند، زیرا قیمتها هر ده، بیست دقیقه یک بار بالا میرفت.
هر روز ۶۰۰ میلیون دلار دود شد
شورای جهانی سفر و گردشگری (WTTC) تخمین زده است که درگیریهای جاری، حداقل ۶۰۰ میلیون دلار در روز به بخش سفر و گردشگری در خاورمیانه خسارت میزند. این رقم بر اساس پیشبینیهای قبل از جنگ محاسبه شده که ۲۰۷ میلیارد دلار هزینه بازدیدکنندگان بینالمللی در سال ۲۰۲۶ را پیشبینی میکرد.
چهار قطب اصلی هوانوردی منطقه یعنی دبی، ابوظبی، دوحه و بحرین که به طور معمول روزانه حدود ۵۲۶ هزار مسافر را جابهجا میکردند، حالا یا تعطیل شدهاند یا با اختلال شدید مواجهاند. کاهش ۲۷ درصدی ورود گردشگران حتی در زمان آتشبس ادامه دارد.
در همین راستا تیم اقتصاد گردشگری آکسفورد اکونومیکس تخمین میزند که ورودی گردشگران به خاورمیانه تا پایان سال جاری بین ۱۱ تا ۲۷ درصد کاهش خواهد یافت. پیشبینی دسامبر که رشد ۱۳ درصدی را نشان میداد، حالا کاملاً از بین رفته است. این یعنی ۲۳ تا ۳۸ میلیون بازدیدکننده بینالمللی کمتر و از دست رفتن ۳۴ تا ۵۶ میلیارد دلار هزینه بازدیدکنندگان. اعداد و ارقام سرد، اما پشت هر کدام از این صفرها، هتلدارهایی هستند که اتاقهایشان خالی مانده، آژانسهای مسافرتی که تعطیل شدهاند و راهنمایان گردشگری که بیکار شدهاند.
افزایش هزینهها با تغییر نرخ سوخت
قیمت سوخت جت تقریباً دو برابر شده و تا ۲۰ مارس به ۱۹۷ دلار در هر بشکه رسید. بیست ایرلاین بزرگ جهان از جمله قطر ایرویز و امارات، تخمین زده میشود حدود ۵۳ میلیارد دلار به دلیل اختلال و افزایش هزینههای عملیاتی ضرر کردهاند. همانطور که انتظار میرفت، ایرلاینها این بار را روی دوش مسافران انداختند. قیمت بلیت هواپیما در سراسر جهان تا ۳۰۰ درصد افزایش یافته است. سفری که ماه قبل ۱۰۰ دلار بود، حالا بیش از ۴۰۰ دلار قیمت دارد.
افزایش حق بیمه ریسک جنگ هم به این آتش بنزین ریخت. در منطقهای که موشکها و پهپادها حرف اول را میزنند، هیچ شرکت بیمهای حاضر نیست با قیمت قبلی پوشش بدهد.
هواپیماها حالا مجبورند برای یافتن آسمان امن، مسیرهای طولانیتری را طی کنند و از کشورهایی مانند جمهوری آذربایجان و عمان عبور کنند. یک پرواز معمولی ۴۵ دقیقهای به دلیل مسیرهای جدیدی که مناطق جنگی را دور میزنند، اکنون حدود دو ساعت طول میکشد.
تخمین زده میشود که عراق روزانه ۲۷۰,۰۰۰ دلار از هزینههای پروازهای عبوری به تنهایی ضرر میکند. همین وضعیت برای قطر، امارات، کویت و بحرین نیز صادق است.
جنگ، ناوگان هوایی ایران را هدف قرار داد، هواپیماهایی که سالها با قطعات دست دوم و تعمیرات شبانه زنده نگه داشته شده بودند، حالا یا سوختهاند یا زمینگیر شدهاند. فرودگاههای بینالمللی، از تهران و شیراز گرفته تا دبی و کویت، زخمهای عمیقی برداشتهاند و حریم هوایی منطقه، روزگاری شلوغترین مسیرهای هوایی جهان، حالا به یک منطقه پرواز ممنوع تبدیل شده است.
شاید تلخترین بخش این جنگ، بازسازی صنعت هوایی باشد. ناوگان هوایی نابود شده ایران نیازمند سرمایهگذاری میلیاردها دلاری است؛ سرمایهای که در شرایط تحریم و جنگ، نه در خزانه وجود دارد و نه در بازار. همچنین اعتبار از دست رفته خاورمیانه به عنوان یک مقصد گردشگری، ماهها و شاید سالها زمان نیاز دارد تا بازگردد و التیام زخمهایش، شاید یک دهه طول بکشد.





