روزنامه هفت صبح| رسیدگی به این پرونده از یکسال قبل به دنبال ناپدید شدن صاحب یک دفتر حقوقی در غرب تهران در دستور کار تیم جنایی قرار گرفت. در حالی که تلاش برای یافتن ردی از این وکیل به نام صابر ادامه داشت،جسد او در یکی از خیابانهای غرب تهران در حالی که با ضربات چاقو از پا در آمده بود کشف شد.این در حالی بود که مشخص شد کارت بانکی مقتول سرقت رفته و فرضیه قتل با انگیزه سرقت پررنگ شد.
غیبت ناگهانی آقای وکیل و قتل ناموسی
تحقیقات برای رازگشایی از قتل صابر آغاز و مشخص شد که او صبح همان روزی که ناپدید شده با شوهر یکی از کارمندان خود تماس تلفنی داشته و بعد از آن ناگهان غیبش زده است.به این ترتیب آن فرد به نام مرتضی تحت تحقیقات قرار گرفت و یک قبضه سلاح از او کشف شد که اعتراف کرد اخیرا آن را خریداری کرده است.
همین موضوع کافی بود که ظن ماموران به او بیشتر شده و تحت بازجویی تخصصی قرار بگیرد.سرانجام مرتضی به قتل صابر اعتراف و ادعا کرد با انگیزه ناموسی او را به قتل رسانده است.همچنین متهم اقرار کرد که اسلحه را برای کشتن همسر خود خریداری کرده بود که دستگیری او فرصت قتل دیگر را گرفت.با اعترافات صریح متهم پرونده برای رسیدگی به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد و متهم پای میز محاکمه رفت.
در دادگاه
در ابتدای جلسه اولیای دم درخواست قصاص را مطرح کردند .سپس متهم روبهروی قضات ایستاد و در تشریح جزئیات جنایت گفت:«من زاده و ساکن یکی از شهرستانهای دور از تهران هستم.چند ماهی بود با دختر مورد علاقهام بهنام نازنین نامزد کرده و قرار بود ازدواج کنیم که نامزدم گفت یک مرد وکیل به نام صابر را در تهران میشناسد که به تازگی دفتر حقوقی تاسیس کرده و نیاز به کارمند دارد. من با صابر تماس گرفتم و او قول داد در دفترش به من کار بدهد.
برای همین من و نازنین با هم به تهران آمدیم و در دفتر حقوقی صابرمشغول به کار شدیم. او حتی اتاقی را در اختیارمان قرار داده بود تا همان جا زندگی کنیم. مدت زیادی نگذشته بود که یکباره در گوشی موبایل همسرم، عکسهای صابر را دیدم. من که از دیدن عکسها شوکه شده بودم از همسرم سوال کردم و نازنین گفت صابر او را به کافیشاپ دعوت کرده و آنجا با هم عکس گرفتهاند.»
متهم در ادامه گفت:«چند روز رفتارهای همسرم و صابر را زیر نظر گرفتم و به رابطه پنهانی آنها پی بردم .به همین خاطر روز حادثه با صابر قرار ملاقات گذاشتم. او با ماشین دنبالم آمد. من در ماشین عکس و پیامکهایی را که به همسرم ارسال کرده بود را به او نشان دادم اما او منکر رابطهای پنهانی با همسرم شد.
او میگفت نازنین را مانند خواهرش دوست دارد و قصد کمک به او را داشته است. من در یک لحظه گوشی موبایل او را از دستش گرفتم تا آن را بررسی کنم. اما او سعی کرد گوشی را از دستم بگیرد. ما در بیابانهای غرب تهران با هم درگیر شدیم و من با چاقویی که همراه داشتم چند ضربه به او زدم. سپس کارت عابر بانک او را برداشتم و با آن یک اسلحه خریدم. من میخواستم با اسلحه همسرم را بکشم که دستگیر شدم.»
متهم سپس در مقام آخرین دفاع گفت: «من از قتل پشیمان نیستم و به خاطر ناموسم دست به جنایت زدم.» در پایان جلسه قضات وارد شور شدند و با توجه به مدرکهای موجود در پرونده متهم را به قصاص محکوم کردند.



