روزنامه هفت صبح| مرد میانسالی که همسر خود را به قتل رسانده بود، پس از دستگیری به جرم خود اعتراف کرد و گفت: همسرم را دوست داشتم و عذاب وجدان دارم! اين مرد میانسال که همسرش را در طبقه 12 یک برج در جنت آباد به قتل رسانده بود اظهار پشیمانی کرد: «هيچ وقت فكرش را نمي‌كردم همسرم را به قتل برسانم!»

روز جمعه 20 آبان ماه امسال بود که ماموران کلانتری 138 جنت‌آباد در تماس تلفنی با میثم حسین‌پور؛ بازپرس ویژه قتل شعبه چهارم دادسرای امور جنایی، کشف جسد خون‌آلود زن میانسالی را گزارش کردند که در خانه‌اش هدف هفت ضربه مهلک چاقو قرار گرفته بود. برادر زن که وقتي ديد از خواهرش خبري نيست و براي پيدا كردن او دست به كار شد؛ فكر نمي‌كرد با پرونده قتل خواهرش مواجه شود.

تحقیقات ابتدایی تیم جنایی حکایت از آن داشت، همسایه‌ها در 48 ساعت گذشته از این خانه صدایی نشنیده‌اند و پاسپورت‌ همسر مقتول در حالی که تلفن همراه وی از دسترس خارج شده است، گم شده که همین موضوع شک تیم جنایی را به همسر این زن برانگیخت.

بازبيني فيلم دوربين‌ها
تیم جنایی که در جریان تحقیقات متوجه دوربین‌های مداربسته برج شده بودند، به بازبینی فیلم آن در 48 ساعت گذشته پرداخته و لحظه به لحظه فرار همسر مقتول را پس از ارتکاب جنایت با خودروی 206 سفیدرنگ خود مشاهده کردند.از سوی دیگر بررسی‌ها نشان داد، قاتل و همسرش چند ماه قبل به کشور امارات سفر کرده و در آنجا برای دیدن دو فرزند خود درخواست ویزا برای سفر به آمریکا داده‌اند که پس از بازگشت به تهران، این جنایت رخ داده است؛

همچنین تیم جنایی احتمال دادند با توجه به بیکار بودن قاتل و پرخاشگری وی، درگیری مرگبار به‌خاطر جر و بحث ساده رخ داده است. بدین‌ترتیب اطلاعات و پلاک خودروی مرد جنایتکار به عنوان متهم در سامانه پلیس آگاهی کشور ثبت شد. تحقیقات کارآگاهان دایره ویژه قتل پلیس آگاهی پایتخت ادامه داشت تا اینکه ماموران راهور پلیس قم خودروی متهم را در جاده قم ـ تهران مشاهده کردند و با توقف وسیله نقلیه مذکور، موفق به دستگیری وی شدند.

اعتراف به قتل هولناک همسر در برج‌های جنت‌آباد
تحقیقات ادامه داشت تا اینکه صبح سه‌شنبه متهم برای بررسی‌های بیشتر به شعبه چهارم دادسرای امور جنایی منتقل شد. وی در روند جلسه بازپرسی گفت: 35 سال است که با همسرم ازدواج کردم و دو پسر جوان دارم که هر دو آنها ساکن آمریکا هستند و به خاطر اینکه به آمریکا مهاجرت کنیم چند سالی بود که با همسرم اختلاف داشتیم.

متهم ادامه داد: روز حادثه با همسرم درباره این موضوع برای چندمین‌بار بحث کردیم که ناخودآگاه با چاقویی که در آشپزخانه بود، وی را هدف ضربات چاقو قرار دادم و پس از ارتکاب جنایت پاسپورتم را برداشتم و از مهلکه گریختم. فكر مي‌كردم يك ضربه چاقو به گردنش زده‌ام اما در خشم متوجه ضربات نشدم.

مرد میانسال ادامه داد: با خودروی خود به سمت کرمان رفتم اما با توجه به عذاب وجدانی که داشتم، تصمیم گرفتم برای معرفی کردن خود به پلیس، به تهران برگردم که در جاده قم ـ تهران دستگیر شدم. همسرم را دوست داشتم و قصد نداشتم وی را به قتل برسانم؛ همه‌چیز در یک ثانیه اتفاق افتاد.

با دستور میثم حسین‌پور؛ بازپرس ویژه قتل شعبه چهارم دادسرای امور جنایی، متهم برای روشن شدن زوایای پنهان پرونده در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت و متخصصان پزشکی قانونی برای بررسی سلامت روانی قاتل، کمیسیون تشکیل دادند و در حال تحقیق هستند.

گفته‌هاي برادر مقتول
برادر مقتول که همراه مأموران وارد خانه شده بود، گفت: خواهرم و شوهرش با هم اختلاف داشتند البته اختلافشان نگران‌کننده نبود. آنها دو فرزند دارند که سال‌هاست در آمریکا زندگی می‌کنند و خواهرم و همسرش کارهای سفر را انجام داده بودند و قرار بود برای ملاقات با بچه‌هایشان به آمریکا بروند و هفته قبل هم به امارات سفر کرده بودند تا مقدمات کارهای سفر به آمریکا را انجام دهند اما وقتی برگشتند از دو روز قبل هر چه با خواهرم تماس گرفتم جواب نداد، دیشب به در خانه‌شان رفتم اما کسی در را باز نکرد من هم نگران شدم و به پلیس خبر دادم.

گفت‌وگو با متهم به قتل
از اختلاف خودت با همسرت بگو.چرا کار شما به اینجا کشید؟
من همسرم را دوست داشتم و با هم اختلاف نداشتیم.اما از زمانی که فرزندان ما تصمیم گرفتند به آمریکا مهاجرت کنند به خاطر همین موضوع بین ما جر و بحث رخ می‌داد. من مخالف مهاجرت پسرانم بودم اما همسرم از تصمیم آنها حمایت می‌کرد.

روز حادثه هم موضوع بحث منجر به درگیری مرگبار شما همین بود؟
بله، آن روز می‌خواستیم با هم ناهار بخوریم که قبل از صرف غذا دوباره با هم بحثمان شد.نمی‌دانم چه شد که خشم سراسر وجودم را گرفت و به حدی عصبانی شدم که چاقو را برداشتم و با آن یک ضربه به گردن همسرم زدم.بعد به خودم آمدم و دیدم چندین ضربه به بدنش وارد کرده‌ام و او غرق در خون روی زمین جلوی آشپزخانه افتاده بود.

بعد از قتل چه کردی؟
لباس‌ها و پاسپورتم را برداشتم و پا به فرار گذاشتم.سوار خودرو شخصی‌ام شدم و به زادگاهم یعنی شهر کرمان رفتم.

در راه رسیدن به کرمان به دام ماموران پلیس افتادی؟
نه به کرمان رسیدم و یکی دو روزی آنجا بودم.اما از شدت عذاب وجدان تصمیم گرفتم به تهران برگردم و خودم را تسلیم ماموران پلیس کنم.من همسرم را دوست داشتم و با او 35 سال زندگی کرده بودم.باورم نمی‌شود به خاطر یک لحظه عصبانیت چنین اتفاقی رقم خورده باشد.در راه رسیدن به تهران بودم که در شهرستان قم پلیس راهور پلاک خودرو من را شناسایی کرده و من را دستگیر کرد.

قبل از این حادثه شغلت چه بود؟
طراح ساختمان بودم اما چند سالی می‌شد که بازنشسته شده بودم.همسرم هم آشپز رستوران بود.او زن هنرمند و اهل کاری بود.

فرزندانت خبر دارند که چنین اتفاقی برای مادرشان رخ داده است؟
بله آنها به ایران آمده‌اند و به مقام قضایی گفته‌اند که قصد کمک به پدرمان را داریم چون می‌دانیم تعادل عصبی نداشته است!

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - اسلایدررا اینجا بخوانید.