روزنامه هفت صبح، ‌‌سینا بحیرایی | یک: استفن پاتر، یکی از نویسنده‌های مشهور ادبیات بریتانیا در قرن بیستم است. شهرت او عمدتا به‌خاطر مجموعه کتاب‌های «زرنگی» است. در این کتاب‌ها که در اصل هجویه‌ای بر کتاب‌های خودیاری هستند، پاتر توضیح می‌دهد که چگونه می‌توان با به‌کارگیری چند قانون ساده و حساب شده، جایگاه خود را در جامعه تغییر داد و از یک فرد مفلوک، به یک آدم موفق تبدیل شد. اگرچه او این کتاب‌ها را به شوخی نوشته بود، مجموعه «زرنگی» به موفقیت گسترده‌ای دست یافتند.

پاتر این زرنگی‌ها را وارد حوزه‌های دیگری چون ادبیات کرد و برای خودش یک‌پا مشاور شد! رابرت همر کارگردان در سال ۱۹۶۰ و با الهام از این کتاب‌های پاتر، فیلمی به‌نام «مدرسه‌ای برای مزدوران» کارگردانی کرد. یک فیلم کمدی شاد و تماشایی با یک ترکیب عالی از بازیگران که به موفقیت فوق‌العاده‌ای هم دست یافت.

دو: فیلم داستان مرد بیچاره مفلوکی به‌نام هنری پالفری (ایان کارمایکل) است که کل زندگی‌اش یک آدم بازنده بوده و همیشه آدم‌هایی برتر از خودش جایش را گرفته‌اند. او که از این وضعیت خسته شده به مدرسه‌ای در یوویل می‌رود. این مدرسه که مدیریتش را آقای پاتر (الستر سیم) بر عهده دارد، وظیفه‌اش تربیت آدم‌های بازنده‌ای همچون هنری و تبدیل آن‌ها به یک فرد مزدور نامرد است که به هر قیمتی شده، به اهداف مدنظر خود می‌رسد. هنری پالفری با موفقیت تمرینات این مدرسه را پشت‌سر می‌گذارد، به خانه برمی‌گردد و انتقام خود را از تمام کسانی که پیش‌تر اذیتش کرده بودند، می‌گیرد.

سه: «مدرسه‌ای برای مزدوران» از آن کمدی‌های کلاسیک بریتانیایی است که نباید از دست بدهید. فیلم سه غول سینمای کمدی آن زمان بریتانیا را در خود دارد: سیم الستر، ایان کارمایکل و تری توماس (در نقش ریموند دلونی). کلا در دهه‌های ۱۹۴۰، ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، موجی از کمدی‌های بریتانیایی شکل گرفت. این کمدی‌ها داستان ساده و روانی داشتند، بازیگران فوق‌العاده‌ای به خدمت می‌‌گرفتند و با یک طنز فوق‌العاده و ناب، کلی مخاطب برای خود دست‌وپا می‌کردند. این سه بازیگر هم پای ثابت این نوع کمدی‌ها بودند.

چهار: شاید به نظر بیاید که قوانین استفن پاتر من‌درآوردی و بی‌سروته هستند، ولی واقعیت این است که خیلی از قوانین و راهنمایی‌هایی که او در کتاب خود مطرح کرده، ریشه در واقعیت دارند و عملا به کار می‌آیند. حتی بعضی روانشناسان هم در جلسه‌های خود از کتاب‌های پاتر استفاده می‌کنند. به هرحال در دنیای واقعی هم بازنده زیاد داریم، مشکل این است که مدرسه‌ای برای درست کردن این‌جور آدم‌ها نداریم و مجبورند به سراغ مشاورها و روانشناسان بروند!

پنج: نکته قابل توجه در مورد فیلم، سادگی و بی‌حاشیه بودن آن است. در فیلم هیچ فحاشی و دیالوگ زننده‌ای در کار نیست و برهنگی وجود ندارد. با یک داستان کمدی ساده و معمول طرف هستیم که بدون قدم گذاشتن بر هیچ‌ یک از این مسیرهای حاشیه‌ای، داستان خود را به بامزه‌ترین و مفرح‌ترین شکل ممکن جلو می‌برد. در سینمای امروز چند فیلم کمدی را می‌توانید مثال بزنید که جسارت انجام چنین کاری را داشته باشند؟ بعید است تعدادشان به انگشتان یک دست هم برسد.

شش: فیلم به فروش خوبی دست یافت و دوازدهمین فیلم پرفروش آن سال سینمای بریتانیا شد. موفقیت فیلم آن‌قدر بود که بعدها هالیوود به فکر ساخت بازسازی آن بیفتد. در سال ۲۰۰۶ تاد فیلیپس، سال‌ها پیش از اینکه با فیلم «جوکر» به شهرتی افسانه‌ای برسد، «مدرسه‌ای برای مزدوران» را با بازی بیلی باب تورنتون، مایکل کلارک دانکن و جون هدر بازسازی کرد. بر خلاف نسخه اصلی، فیلم فیلیپس چندان مورد توجه منتقدان قرار نگرفت، می‌توان گفت بیشترشان آن را به باد انتقاد گرفتند! از نظر فروش هم فیلم بسیار ضعیف عمل کرد و حتی ضرر داد. پس اگر به دنبال تماشای این داستان کمدی هستید، بهتر است همان نسخه کلاسیک بریتانیایی را مد نظر داشته باشید.

هفت: یکی از نقاط قوت «مدرسه‌ای برای مزدوران»، پایان آن است. دو نکته ظریف و زیبا در پایان فیلم وجود دارد. هنری که به لطف‌ آموزش‌های بسیار دقیق آقای پاتر یک نامرد حرفه‌ای و موفق می‌شود به معشوقه‌اش ایپریل (جنت اسکات) برسد و دلونی را کنار بزند، در پایان متحول شده و درس آخر آقای پاتر را اجرا می‌کند. او به یک عشق حقیقی می‌رسد و دیگر نیازی به استفاده از این فرمول‌ها و حساب‌وکتاب‌ها نمی‌بیند. این نکته شاید به‌نوعی کلیشه‌ای، باعث می‌شود که فیلم از یک کمدی صرف فراتر رود و هنری قهرمان آن‌، به عمق تازه‌ای برسد.

هشت: اما در همین پایان احساسی هم یک نکته بامزه دیگر وجود دارد. دلونی که تا اواسط داستان دست بالا را داشت و هنری را به سخره می‌گرفت، بعد از کلاس رفتن هنری، جای او را می‌گیرد. حال این دلونی است که یک بازنده مفلوک شده و به دنبال آقای پاتر می‌رود تا در مدرسه یوویل شرکت کند و راه و روش مزدوری را یاد بگیرد. دروس آقای پاتر تضمینی است. حتما دلونی همه‌چیز را به خوبی یاد می‌گیرد. اما وقتی برگردد چه می‌شود؟ آیا این‌بار او جای هنری را می‌گیرد و دوباره هنری پالفری بازنده می‌شود؟ به نظر می‌آید بین این دو نفر یک چرخه ابدی بر سر بازنده و برنده بودن برقرار است!

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - فرهنگیاینجا کلیک کنید.