روزنامه هفت صبح، فاطمه شیخ علیزاده| باند سارقان سابقهدار در عملیات تعقیب و گریز، بعد از تیراندازی ماموران در حالی تسلیم شدند که یکی از آنها قصد خودکشی داشت. رسیدگی به پرونده سرقتهای سریالی باند حرفهای از هفته گذشته در شعبه اول دادسرای ناحیه 34 ویژه سرقت به جریان افتاد.این سارقان هفته گذشته هنگام گشتزنی ماموران در خیابان پیروزی، مورد ظن آنها واقع شده و تحت تعقیب قرار گرفتند.در حالی که 2 سارق حرفهای در حال فرار از چنگ ماموران پلیس بودند، اقدام به فرار کردند و ماموران عملیات تعقیب و گریز را آغاز کردند.
زیر گرفتن مامور پلیس
خودروی دزدها در حالی به سمت خیابان پاسدار گمنام حرکت کرد که در طول مسیر اقدام به تخریب چند خودروی پارک شده کرد و حتی هنگام پیاده شدن مامور پلیس که قصد متوقف کردن خودرو سارقان را داشت اقدام به زیر گرفتن او نیز کردند! سپس سارقان خودرو را سمت خروجی اتوبان امام علی رانده و در آنجا یکی از سارقان قصد پریدن از روی پل و خودکشی را داشت که با اقدام به موقع ماموران پلیس از خودزنی نجات پیدا کرده و به همراه همدست خود دستگیر شد.
پس از دستگیری سارقان مقادیر زیادی سلاح جنگی قاچاق به همراه فشنگ از خودرو متهمان کشف شد.همچنین در ادامه از محل سکونت آنها مقادیر زیادی اموال مسروقه شامل لوازم منزل و قطعات داخلی خودروی سرقتی کشف شد. در تحقیقات به عمل آمده مشخص شد سارقان دارای سوابق کیفری متعدد بوده و به تازگی از زندان شهر خمین آزاد شدهاند.در ادامه این گزارش گفتوگوی اختصاصی خبرنگار ما با متهم اصلی پرونده را بخوانید.
گفتوگو با سارقی که میخواست خودکشی کند
چند سال داری؟
31 سال دارم اما اندازه 10 سال هم مفید زندگی نکردهام چون بقیه عمرم را در زندان گذراندهام!
چند فقره سابقه داری؟
فکر کنم 7 تا شاید هم 8 تا! مطمئن نیستم حسابش از دستم خارج شده است.
آخرین بار چند سال زندان بودی؟
9 سال در زندان خمین حبس کشیدم به اتهام سرقت. چون پول نداشتم که به شاکیان رد مال کنم حبسم طولانی شد.
پولهای سرقتی را چه کرده بودی؟
از 14سالگی اعتیاد دارم و همه پولها دود شد و هوا رفت!
الان هم مخدر مصرف میکنی؟
بله شیشه میکشم.
اهل استان مرکزی هستی؟
بله همه سوابقم در آنجا بود اما آنجا دیگر تابلو شده بودیم و برای همین همراه دوستم به تهران آمدیم.
از روز دستگیری بگو.
آن روز برای زاغزنی با همدستم به خیابان پیروزی رفته بودیم.قبل از آن هم شیشه مصرف کرده بودیم.یکدفعه دیدم که خودروی گشت ناجا پشت سرم است و اقدام به فرار کردم.بعد هم که دستگیر شدیم.
چرا میخواستی خودکشی کنی؟
آدم وقتی روی شیشه است عقلش درست کار نمیکند! ترسیده بودم و نمیخواستم باز هم گیر ماموران بیافتم چون از حبس میترسم.
تو که اینقدر از حبس میترسی چرا دست از خلاف و سرقت برنمیداری؟
چون کاری به جز خلاف تا به حال انجام ندادهام و هیچ وقت شغلی نداشتم! شما باشی به یک خلافکار سابقهدار کار میدهی؟ اگر میفهمیدی من دزدم اجازه میدادی به خانهتان بیایم و پلههایتان را جارو بکشم؟ مردم حاضر نیستند دست یک سارق سابقهدار دستمال گردگیری هم بدهند!
چرا هیچ وقت شغلی نداشتی؟
چون کسی را نداشتم راه و چاه را یادم بدهد و من را سر کاری بگذارد.پدرم معتاد و عملی بود و جز مواد چیزی نمیشناخت.
با همدستت کجا آشنا شدی؟
او بچه محل من است و اگر بیشتر از من سابقه نداشته باشد کمتر ندارد! او هم اعتیاد دارد و همین الان هم که میبینید خمار است و در حال چرت زدن است!
بنا بر این گزارش تحقیقات پلیس امنیت برای یافتن ابعاد پنهان ماجرا ادامه دارد.



