روزنامه هفت ‌صبح| یک: ‌دیروز صبح رفتیم بازار برای خرید بعضی اقلام. خب هوا عالی بود و اتمسفر بازار هم بی‌نظیر. کلا بازار تهران می‌تواند جزو عجایب اصلی شهر ما محسوب شود. از بس که بزرگ است و شلوغ است و بی‌قاعده و صمیمی. اما این فضای بی‌نظیر را دیدن صحنه‌هایی ضد ارزش خدشه‌دار می‌کرد.

صحنه‌هایی که قاعدتا دل مومنین را باید بیش از بقیه به درد بیاورد. صحنه‌هایی که زیبنده حاکميت و دولت و پلیس و فعالان مذهبی و اجتماعی نیست و انتظار نداریم که در پایتخت ایران امروز شاهد چنین تصاویر آزارنده‌ای باشیم: کودکانی که در سنین بسیار پایین شاید زیر 10سال به عنوان باربر چه با دست خالی و چه با چرخ و گاری در حال کار کردن هستند آن هم در حالیکه الان باید در کلاس‌های مدرسه در حال درس خواندن و تفریح کردن باشند.

دو: این پست در توئیتر جالب بود. کاربری به نام مانا در توئیتر نوشت:‌‌«دیروز بعدازظهر عوارضی آزادراه تهران-شمال شلوغ بود؛ یکی با دستگاه پوز چند قدم جلوتر از کابین وایساده بود؛ کارت ملت رو می‌گرفت می‌کشید که مثلا معطلی کم بشه. منم مثل میلیون‌ها نفر دیگه کارتمو دادم. پیامکش اومد دیدم ۵۰ کشیده و رفتم. گفتم شاید برگشتنی از رفتنی گرونتره‌شب پیامک عدم پرداخت عوارض جاده‌ای و تهدید پرداخت برام اومد. اون یارو که دیروز با ماشینی ۵۰ خودشو بست؛ مملکتم که سر گردنه زیاد داره؛ شما اگه گذرت اونطرف افتاد جیبت رو نزنن دوست عزیز!»

سه: مستند بکهام فوق‌العاده جذاب و دیدنی است اما نکته آزارنده شیوه دوبله این فیلم است. صداهایی غیرگوشنوازکه بدون آن وسواس مشهوردوبلورهای کلاسیک ایرانی روی فیلم سوار شده‌اند و اگر کمی طرفدار فوتبال باشی تمام گزارش‌های روی صحنه‌ها گوشت را آزار می‌دهند و ادبیاتی که گویی به شکلی دم دستی انتخاب شده‌اند. دوبله بکهام نشانه نزول باورنکردنی صنعت دوبله در ایران است که به نظر می‌رسد سقف انرژی‌شان را برای نمک پاشی در کارتون‌های دوبله صرف می‌کنند و براي بقیه آثار انرژی و ذوق کافی ندارند.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - اجتماعیاینجا کلیک کنید.