روزنامه هفت صبح، فاطمه شیخ علیزاده| غروب روز جمعه 28مهر ماه امسال رسیدگی به پرونده قتل جوانی بهنام حمید با اعلام از سوی کادر درمان بیمارستان بعثت در دستور کار امیرحسین علیمردان، بازپرس ویژه قتل تهران قرار گرفت. بلافاصله تیم جنایی به سردخانه بیمارستان رفته و بالای سر جسد مقتول که با اصابت ضربه چاقو به کتف چپش جان خود را از دست داده بود، حاضر شدند.
در همین حال تحقیقات جنایی برای یافتن حقیقت کلید خورد و در بررسیهای ابتدایی مشخص شد ساعتی قبل برادر حمید در تماس با ماموران پلیس اعلام کرده بود که حمید در جریان یک درگیری در افسریه چاقو خورده است.همچنین برادر حمید اعلام کرده بود که ضارب برادرش به نام یاسر را دستگیر کرده و بعد از حضور ماموران او را تحویل پلیس داد.بررسیها حاکی از این بود که برادر مقتول و نامزد یاسر نیز در درگیری حضور داشتهاند که با دستور بازپرس جنایی، برادر حمید به اتهام شرکت در نزاع دستهجمعی و نامزد یاسر به اتهام شرب خمر نیز بازداشت شدند.
در محل جنایت چه گذشت؟
نامزد یاسر که شاهد درگیری مرگبار بود در نخستین تحقیقات گفت:«حمید بچه محل ما بود.شب حادثه من و یاسر در حال عبور از خیابان بودیم که او به من متلک گفت.قبل از آن من و یاسر مشروب خورده بودیم.یاسر با شنیدن متلک حمید بیش از حد معمول از کوره در رفت و با هم درگیر شدند که در جریان درگیری حمید و برادرش یاسر را به شدت کتک زدند.
یاسر هم چاقویی از جیبش درآورد و با آن ضربهای به حمید زد.» همچنین بررسیها نشان میداد که حمید و یاسر بر سر مسائل پیش پا افتاده از عصر همان روز با هم درگیر شده بودند و در پارکی نزدیکی خانهشان نیز این درگیری ادامه پیدا کرده بود.بعد به خانههایشان رفته و بار دیگر وقتی با هم روبهرو شدند نزاع خونین شکل گرفت.
در همین حال برادر حمید نیز اتهام شرکت در نزاع دستهجمعی را رد کرد و گفت:«من در محل درگیری نبودم.یکی از دوستانم با من تماس گرفت و گفت که برادرم با یاسر درگیر شده و من برای خاتمه دادن به دعوا به محل حادثه آمدم.»صبح روز گذشته متهم در اولین جلسه بازجویی در شعبه دهم دادسرای جنایی تهران حاضر شد.در ادامه این گزارش گفتوگوی خبرنگار ما با متهم پرونده را بخوانید.
گفتوگو با متهم
چند سال داری؟
32 سال.
سابقه داری؟
بله 7 سال قبل به اتهام سرقت و زورگیری دستگیر شدم و تازه 3 ماه بود که از زندان آزاد شده بودم.
جزئیات سابقه قبلیات را تعریف کن!
من اتهام قبلیام را قبول ندارم.یکی از دوستانم با موتور من خفتگیری و کیفقاپی کرده بود و باعث شد گرفتار شوم.
مقتول را میشناختی؟
بله میوه فروش محلهمان بود.
چرا با او درگیر شدی؟
چون به نامزدم متلک انداخت.من روی نامزدم خیلی غیرت دارم.10 سال از عمر و جوانیاش را پای من گذاشته و در همه سالهایی که در زندان بودم صبر کرد تا برگردم و عروسیمان سر بگیرد.هفته بعد عروسی ما بود که حالا دوباره به زندان میافتم.
چرا گریه میکنی؟
چون نمیخواستم این اتفاق بیفتد.خیلی پشیمانم و به خاطر قتل حمید عذاب وجدان دارم. بنابراین گزارش، رسیدگی به پرونده قتل مرد میوه فروش در شعبه دهم دادسرای جنایی تهران در جریان است.



