روزنامه هفت صبح، سارا غضنفری| پروندههای قتل بر سر توهم مصرف ماده شیشه هولناک است. متهمی که یادش نمیآید چرا آدم کشته! میگوید مواد مصرف کردم، شیشه کشیدم و یک نفر در سرم گفت بکش! حالا میخواهد فرزندت باشد یا پدر و مادرت. نمونه عینی آن هم گزارشی که در هفتهای که گذشت در هفت صبح کار کردیم. ماجرای قتل آوا هفتساله در هیدج زنجان به دست پدرش. این قاتلان بر سر توهم مواد آدم میکشند و حتی به نزدیکان خود رحم نمیکنند چرا که در آن زمان قدرت تشخیص ندارند چه کسی جلوی آنهاست. در این پرونده سراغ قتل بر سر مصرف شیشه رفتهایم.
قتل مادر با چرخ خیاطی به دلیل توهم شیشه!
شروع این پرونده به چهارم اسفند سال گذشته برمیگردد. آن روز گزارش قتل زنی ۷۱ ساله به تیم جنایی پایتخت مخابره شد. این زن بر اثر اصابت چرخ خیاطی به سرش به کام مرگ رفته بود. عامل این جنایت کسی جز پسر جوان مقتول نبود. او پس از جنایت به شدت شوکه شده و تصمیم گرفته بود به زندگیاش پایان بدهد. وی از طبقه سوم خانه خودش را به پایین پرتاب کرده و به کما رفته بود که پس از حضور اورژانس و تیم جنایی به بیمارستان منتقل شد.
بخت با پسر جوان یار بود و او به طرز معجزهآسایی به زندگی بازگشت و به هوش آمد. وی پس از بهبودی به دادسرای جنایی تهران منتقل شد و به قتل مادرش اعتراف کرد. و مدعی شد که به دلیل مصرف مخدر شیشه، کنترلش را از دست داده و در درگیری با مادرش ناخواسته او را به قتل رسانده و به شدت پشیمان است. با این حال در دادگاه محاکمه و از سوی قضات به قصاص محکوم شد. متهم 45 ساله شهریور امسال توسط برادرانش بخشیده شد.
او در اعترافاتش گفته بود، سال ۸۰ بود که دستگیر و به ۱۵ سال زندان محکوم شدم. ۱۵ سال در زندان ماندم و بعد آزاد شدم. جوانیام تباه شده بود چون ۱۵ سال، زمان کمی نبود. بعد از آزادی وقتی دیدم شرایط جامعه تغییر کرده و من دیگر نمیتوانم کار مناسبی پیدا کنم بار دیگر روی آوردم به مصرف شیشه. روز حادثه هم به شدت شیشه مصرف کرده بودم و حال خوبی نداشتم. برادرم در اتاقش خواب بود و من به همراه مادرم در پذیرایی بودیم. مادرم مرا اشتباهی به اسم برادرم صدا زد و همین موضوع پیش پا افتاده باعث درگیری میان ما شد.
راستش من به مادرم اعتراض کردم که چرا اسمم را اشتباه صدا زده است!درواقع چون تحت تاثیر شیشه بودم دچار توهمات عجیبی شده بودم. چرخ خیاطی مادرم را برداشتم تا به بوفه بکوبم اما مادرم جلو آمد و میخواست مانع شود که چرخ خیاطی به سرش کوبیده شد. من به هیچ عنوان قصد کشتن مادرم را نداشتم و نمیدانید چقدر پشیمانم که نتوانستم خشمم را کنترل کنم. آن روز از شدت عذاب وجدانی که به سراغم آمده بود به سمت بالکن رفتم و خودم را به پایین انداختم اما زنده ماندم و از مرگ حتمی نجات یافتم.حالا هم از قصاص با بخشش برادرانم نجات یافتم اما عذاب وجدان خلاصم نمیکند.
قتل پدر با ضربههای پسر شیشهای به سرش
پسر جوانی که پدر خود را به قتل رسانده بود، توسط کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی دستگیر شد.بامداد چهارشنبه 11 مردادماه امسال، کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی در جریان درگیری مرگبار پدر و پسر در یکی از محلههای شهرری قرار گرفتند و با حضور در صحنه جرم با جسد مرد 70 سالهای روبهرو شدند که بر اثر خفگی به قتل رسیده بود.تحقیقات میدانی کارآگاهان حکایت از آن داشت، پسر 42 ساله خانواده که مشکلات روحی و روانی داشته با پدرش درگیر شده و در جریان این نزاع ابتدا پدرش را خفه کرده و پس از رها کردن پدرش روی زمین با پا ضرباتی به سر پدرش زده و پس از جنایت به سرعت پا به فرار گذاشته است.متهم در نهایت بازداشت شد و گفت: به خاطر مصرف شیشه دست به این جنایت زده است.
قتل زن باردار به دست مرد شیشهای در میناب
مرد شیشهای در میناب با ضربات چاقو، جان زن بارداری را گرفت. این مرد 45 ساله در پی توهم ناشی از مصرف مواد مخدر (شیشه) زن همسایه که 6 ماه باردار بود را به قتل رساند. وی یک ساعت بعدازاین جنایت هولناک توسط پلیس آگاهی میناب در منزلش دستگیر شد. غروب 31 اردیبهشتماه سال جاری، مرد پس از مصرف شیشه در کوچهپسکوچههای میناب راه افتاد تا اینکه با دیدن زن همسایه سد راه او شد.
این زن 28 ساله به همراه دوستش که از مغازه به سمت خانه درحرکت بود، با دیدن مرد همسایه شوکه شد. وی بدون اینکه مقاومتی کند مورد ضربات چاقوی مرد قرار گرفت و غرق در خون در کنار کانال آبی افتاد. دوست وی وحشتزده و سراسیمه با جیغ و فریاد از همسایگان کمک خواست. ضارب از محل گریخت. زن باردار قبل از رسیدن به بیمارستان جان سپرد. کارآگاهان پلیس آگاهی میناب پس از تحقیقات یافتند که قاتل به منزلش رفته است. آنها به خانه قاتل رفتند و وی را دستگیر و یک قبضه سلاح سرد (چاقو) که آلات قتاله بود نیز کشف کردند. این قاتل پسازاین که از توهم مواد مخدر خارج شد از این جنایت تکاندهنده پرده برداشت.
موجود خیالی گفت پدرت را بکش!
ماجرا به دی ماه سال گذشته بازمیگردد. متهم به قتل 32ساله است و میگوید شیشه زندگیاش را تباه کرده و باعث شده که وی باعث مرگ پدرش شود. او مدعی است از وقتی معتاد به شیشه شده، توهمات عجیب به سراغش میآید و یک موجود خیالی مدام در گوشش زمزمه میکند و به او دستور انجام کارهای عجیب وخطرناک را میدهد. او در یک درگیری پدر و مادر میانسالش را با چاقو میزند که پدر میمیرد و مادر زخمی جان سالم به در میبرد.
او در اعترافاتش میگوید: من ضربههای محکمی به او و مادرم نزدم. فکر میکردم هر دویشان بهصورت سطحی زخمی شدهاند. اصلا نمیدانستم که چه کار وحشتناکی کردهام. از آنها کینه به دل داشتم. هرچه به آنها میگفتم به من پول بدهید، طفره میرفتند. تا قبل از این هرچه میخواستم برایم فراهم میکردند اما از یک سال قبل رفتارشان تغییر کرد و دیگر آدمهای سابق نبودند. شاید بهخاطر اعتیاد من بود. شاید از من خسته شده بودند.
چون من از وقتی شیشه میکشم، دچار توهمات عجیبی میشوم و دست به کارهای خطرناک میزنم. شاید برایتان عجیب باشد اما مدتهاست که یک موجود خیالی با من زندگی میکند. درواقع من از او دستور میگیرم. او همیشه از من میخواست تا از پدر و مادرم پول بگیرم. گاهی به زور از آنها پول میگرفتم. با تهدید به آتش زدن خانه یا خودم. بندههای خدا ناچار میشدند از ترس جانشان یا آبروریزی به من پول بدهند. یادم آمد… یکبار برای تهدید و ترساندنشان خانه را آتش زدم. این اتفاق برای یک سال قبل بود. روز حادثه هم بعد مدتها به خانه برگشتم و با آنها بر سر پول درگیر شده و یک صدای خیالی گفت پدرت را بکش!
قتل هولناک پدرزن به دست داماد شیشهای
داماد شیشهای که پدرزنش را به قتل رسانده بود با رأی قضات شعبه دهم به قصاص محکوم شد.رسیدگی به این پرونده از سال ۹۷ با کشف جسد مرد 65 سالهای در بیابانهای امینآباد آغاز شد. در ادامه مأموران به محل اعزام شدند و پس از بررسیهای اولیه مشخص شد که قربانی پیش از قتل مورد ضرب و شتم شدیدی قرار گرفته؛ پس از آن با دستور قضایی به پزشکی قانونی منتقل شد و پلیس شناسایی عامل قتل را در دستور کارش قرار داد.
داماد خانواده دستگیر شد و در اعترافاتش گفت: من رابطه خوبی با پدرزنم داشتم و او همیشه اختلافات من و همسرم را حل و فصل میکرد. روز حادثه هم برای حل اختلافم با او تماس گرفتم و قرار ملاقات گذاشتم اما پیش از آنکه او را ببینم شیشه مصرف کردم.وقتی به امینآباد رسیدیم خواهرزنم با تلفن همراه من تماس گرفت و خواست تا با پدرش صحبت کند
بعد از آنکه مکالمهشان تمام شد پدرزنم میخواست گوشی را به من برگرداند که من به خاطر توهم ناشی از مصرف شیشه خیال کردم میخواهد من را با سنگ بزند به همین خاطر ضربهای به صورتش زدم و سپس با چوب ضربهای به پاهایش زدم تا به زمین افتاد.همان موقع پشیمان شدم و خواستم او را به بیمارستان برسانم اما چون تعادل نداشتم چندبار به زمین خوردم و او از چند نقطه آسیب دید. حالا هم شرمنده خانواده همسرم هستم و از آنها میخواهم من را ببخشند. پس از اظهارات متهم قضات وارد شور شدند و او را به قصاص محکوم کردند.



