روزنامه هفت صبح، فاطمه شیخ علیزاده| شامگاه چهارشنبه 21 مهر ماه امسال مرد جوانی اهل شهرستان هیدج استان زنجان (هیدج شهری از توابع بخش مرکزی شهرستان ابهر در استان زنجان است)، با ماموران پلیس تماس گرفت و در اعترافی هولناک خبر داد که فرزند 6 ساله خود بهنام آوا را به قتل رسانده است.
بلافاصله ماموران پلیس در محل وقوع جنایت واقع در منزل این مرد جوان حاضر شدند و در حالیکه با صدور دستور بازداشت، دستبند پلیس بر دستان او خورد و به بازداشتگاه رفت؛ پیکر نیمهجان آوا نیز به بیمارستان منتقل شد. پدر آوا بعد از مصرف مواد مخدر گلوی آوا کوچولو را بریده بود ولی هنوز نفسی نیمهجان بر سینه دخترک مینشست.
تلاش کادر درمان برای نجات این دختر خردسال آغاز شد اما عمق جراحت بهحدی شدید بود که ساعتی بعد از انتقال آوا به بیمارستان این دخترک خردسال جان خود را از دست داد و به این ترتیب رسیدگی به پرونده جنایی با موضوع قتل در دستور کار تيم جنایی کلید خورد. به این ترتیب بلافاصله تیمی از ماموران جنایی به همراه کارآگاهان پلیس آگاهی و تیم بررسی صحنه جرم راهی سردخانه بیمارستان شدند و تحقیقات جنایی برای یافتن انگیزه قاتل آغاز شد.
اعتراف به قتل فرزند
متهم به قتل در اعترافاتش به ماموران جنایی اظهار داشت که روز حادثه با دخترش در خانه تنها بوده و بعد از مصرف مخدر صنعتی شیشه در حالیکه تعادل روانی خود را از دست داده بود، از حالت طبیعی خارج شده و گلوی دخترش را با چاقو بریده است. همچنین متهم گفته بود که از مدتی قبل جدا از همسرش زندگی میکرد و روز حادثه هم مادر آوا بیخبر از بلایی که سر دختر خردسالش آمده، در خانه پدریاش بود. در ادامه این گزارش گفتوگوی خبرنگار ما با مادرآوا را بخوانید.
از پدر آوا جدا نشده بودم
روستای شویر از توابع شهرستان هیدج در استان زنجان، زادگاه مادری است که این روزها تمام رویا و امید خود را به خاک سرد گورستان سپرده است. فاطمه نوری مادر آواست که حالا داستان غمناک او و دخترک خردسالش ورد زبان همه اهالی شهرستان شده است.
غروب دوشنبه است که با او تماس میگیریم و با صدای گرفته میگوید: «همین الان دارم سر مزار دخترم میروم.» شاید مادر آوا فکرش را هم نمیکرد وقتی اولین بادهای پاییزی شروع به وزیدن کند، بهجای تکاپو برای آماده کردن غذای گرم آوا و مهیا کردن تکالیفش؛ در حال آماده شدن برای رفتن بر سر مزار او باشد.
شاید تصور این روز وحشتناک همان کابوس هولناکی باشد که او دوست نداشت حتی به خواب هم ببیند اما حالا این زن جوان دارد کابوسهای خود را زندگی میکند. آه غلیظی بر سینهاش مینشیند و با همان صدای گرفته شروع میکند به روایت کردن داستان زندگیاش با پدر آوا: «حدود هفت یا هشت سالی میشد که با پدر آوا ازدواج کرده بودم. او لیسانس داشت و کار تاسیساتی میکرد. همشهری ما بود و بدیای از او ندیده بودیم. یکبار وقتی برای انجام کارهای تاسیساتی به خانه ما آمده بود، من را دید و به من علاقه پیدا کرد. بعد به خواستگاری آمد و بالاخره ازدواج ما سر گرفت.»
مادر آوا در ادامه میگوید: «یکی دو سال بعد از ازدواجمان بود که دخترم بهدنیا آمد. اوایل همهچیز خوب بود. نمیدانم شوهرم بهنام (ف.ی) از قبل ازدواجمان اعتیاد داشت یا نه اما بعد از یکی دو سال متوجه شدم که مخدر مصرف میکند و همین باعث بروز اختلافاتی بین ما شد. اخلاقش هم تغییر کرده بود و هر قدر میگذشت بداخلاقیهای او بیشتر میشد و هر روز شک بیاساس او در مورد من و همه اطرافیان ما بیشتر و بیشتر میشد.
تا جاییکه دیگر حتی اجازه نمیداد که به خانه دایی خودم هم بروم. کاری کرده بود که با همه اقوام خودم قطع ارتباط کرده بودم.» بالاخره دو سال قبل مادر آوا تصمیم گرفت از پدر او جدا شود: «دو سال پیش بود که دیگر نمیتوانستم زندگی با او را تحمل کنم و از خانهاش بیرون آمده و به خانه پدریام آمدم. اما او حاضر به طلاق نبود و برای همین هنوز هم نتوانستم از او جدا شوم. اما گاهی از من میخواست که آوا را ببیند.»
قتل هولناک آوا بهدست پدر
تا اینکه روز چهارشنبه مادر آوا برای آخرینبار دست دخترک خود را گرفت و او را برای آخرینبار به مدرسه رساند. برای آخرینبار با او خداحافظی کرد و گونههای ظریفش را بوسید. آوا از مادرش دور شد و برای او دست تکان داد و برای همیشه رفت: «پدر آوا گفته بود که میخواهد او را ببیند. برای همین قرار شد صبح چهارشنبه من او را به مدرسه ببرم و بعد او ظهر دنبال دخترمان برود.
اما چهارشنبه شب بود که از بیمارستان با من تماس گرفتند و وقتی خودم را به آنجا رساندم فهمیدم که چه بلایی بر سرم آمده است.» مادر آوا میگوید: «در یکی دو سال اخیر مصرف مخدر پدر آوا خیلی شدید شده بود. من بعد از این جنایت هنوز او را ندیدهام و نمیدانم در اعترافاتش چه گفته است اما آنطور که شنیدهام او گفته که تحت تاثیر مخدر دخترم را به قتل رسانده است.» بنابر این گزارش متهم تحت اختیار ماموران انتظامی قرار دارد و رسیدگی به این پرونده در جریان روال قضایی قرار خواهد داشت.



